تبلیغات
رها شویم از تردیدها - تنها راهکار منطقی ترک خطا(یا گناه)
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. ابن سینا. ابن سینا. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. حلاج. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. چارلز چاپلین. ابوسعید ابوالخیر. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.









در میان انسان های معتقد به مذاهب(مذهبی ها) و نیز اکثریت افراد دیگر , همیشه دغدغه ای بزرگ وجود داشته و دارد بنام گناه/خطا.
در واقع همیشه , افراد , درگیر دو حالت بوده اند؛
1-انجام و تکرار گناه.
2-درگیری های فکری و شخصی باخود , از شرمندگی انجام و تکرار گناه.

مخصوصا مذهبیون , بیشتر زمان فکری شان را به این مسئله اختصاص داده اند که چه کار کنیم تا گناه نکنیم.
ولی همیشه نیز گناه را تکرار می کنند و هیچ گریز و گزیری از گناه نمی یابند. گناه ها تکرار می شوند و گناهکار هر روز خطاکارتر گشته و در نزد خودش سرخورده تر و شرمگین تر که چرا نمی تواند دست از گناه بشوید.
این مسئله به مشکلی مهمتر و فراتر از خود گناه تبدیل شده است. زیرا انجام یک عمل خطا به خودی خود یا از نظر فردی یا اجتماعی یا هر دو , اثرات بدی به جا می گذارد. اما مهم تر اینکه تکرار اجباری گناه , و پشیمانی های مکرر گناهکار , و درگیری فکری بسیار زیادی که برای فرد دارد , خیلی مخرب تر خواهد بود.
زیرا فرد همیشه خود را نزد خدایی که دوستش دارد , شرمنده تر می یابد و ضعیف تر و بی اراده تر می بیند و همیشه خود را به عذاب و قهر و طرد از رحمت خدا نزدیک تر.
بنابراین هر روز سست تر می شود زیرا هیچگاه نمی تواند از گناه دست بکشد.
این یعنی افراد یک جامعه , دائما در درونشان غوغایی از تصمیم برای انجام ندادن , و از آن سو  ناتوانی در اجرای این تصمیم دارند , که این برزخ شوم بی پایان , اراده و شخصیت و تمرکزشان بر زندگی را متزلزل می کند.
و نتیجه اینکه یک فرد کاملا متزلزل و بی اراده , نمی تواند با سلامتی روان و به تبع اش , سلامتی جسم به زندگی اش بپردازد و برای خود و جامعه مفید باشد.

حال پرسش این است که چه باید بکنیم تا از این برزخ رها شویم؟؟
ارباب معابد و متصدیان مذاهب , همیشه برای این پرسش  دو پاسخ و راهکار ارائه داده اند؛
1- ترساندن هر چه بیشتر فرد از عذاب و جهنم و زندگی بد و پیشامدهای ناگوار و قطع رزق و دوری از رحمت خدا.
2- وعده ی بیشتر به بهشت و زندگی راحت و کثرت برکت و یاری های خدا و نزدیکی به رحمتش.

البته اینها راهکارهای خوبی بوده اند ولی نباید فراموش کرد که اینها برای کسی مفیدند که اصلا اعتقاد به گناهکار بودنش ندارد و گناهش را قبول نمی کند. لذا با اثبات زشتی گناه و وعده ها و ترساندن ها , می شود او را بازگرداند.

اما بحث من درباره ی کسانی است که خوب می دانند کارشان بد است ولی نمی توانند رها شوند.
برای این مشکل تاکنون یک راهکار پیشنهاد و انجام شده است. آن هم از طرف غیرمذهبی ها؛
اینکه از اساس صورت مسئله را پاک کنیم و بی خیال شویم. یعنی دیگر معتقد نباشیم که فلان عمل گناه و خطاست.
مثلا طرف می گوید؛ احتکار که گناه نیست و یک عمل اقتصادی است. چرا باید سرمایه من در تورم از ارزش بیافتد.
یا ربا که گناه نیست. فلانی سرمایه من را بگیرد و به کار و زندگی اش بزند. آیا نباید حق و سود مرا بدهد؟
یا می گوید؛کلاهبرداری که گناه نیست. مگر این همه آدمهای موفق , این کار را می کنند , همه گناهکارند؟!
یا زنا که گناه نیست. طرف , خودش دلش می خواهد.
و...
البته در این راهکار مقدار بسیار کمی خوبی وجود دارد و آن این است که از درگیری فکری سرکوب کننده عزت نفس , رها می شود و آزادانه به کارش می رسد و شاید احتمال داشته باشد که پس از مدتی از درون گناه , پی به اشتباهش ببرد.
اما نیک پیداست که راه حل درستی نیست.

پیشنهاد بنده این است که بیاییم گناه را موشکافی و علت یابی کنیم. درواقع باید دید چرا گناه تکرار می شود , با اینکه فرد اصلا نمی خواهد و بارها و بارها پشیمان شده و گریسته و حتی خودزنی کرده ولی هنوز درگیر است.
اینجاست که یک واژه ی دیگر به بحث مان وارد می شود؛ عیب

عیب که عموما در اختیار فرد نیست و به دلایل خاصی قدم به زندگی فرد می نهد , بزرگ ترین عامل ارتکاب گناه است برای فردی که نمی خواهد گناه کند ولی دائما مجبور به تکرار می شود.(نه سایر عوامل)
مثلا به گناهان زیر توجه کنید؛
دزدی - دروغ - زنا - بداخلاقی.

حال به عیب هایی که باعث بروز این گناهان می شوند توجه فرمایید؛
دزدی ( طمع - فقر - رقابت طلبی
یا انتقام جویی از حسادت یا طمع )
دروغ (ترس - حسادت - کمبود عزت نفس - حواس پرتی - فقر - طمع)
زنا ( نبود موقعیت امن و مناسب برای احساسات جنسی و عاطفی - فقر - طمع)
بداخلاقی ( بدبینی - بددلی - ترس درونی - تسلط طلبی - خودخواهی - طمع - گاهی نیز فقر و شکست های زندگی)

حال اگر این عیب ها  بسترسازی نکنند و از میان بروند , آیا دیگر گناه پیش می آید؟ غالبا خیر.
پس باید در پاک کردن عیب بکوشیم. اینجا دوباره نظریه ی توحید بنده به کمک مان می آید. زیرا باید از تردید و سردرگمی میان گناه و عیب رها شویم و به توحید در زدودن عیب برسیم.
راهکارهای زدودن عیب متفاوت اند. اکثرشان از طریق علم و دانش , قابل پاک شدن هستند. مثلا عیب هایی از قبیل؛ ترس های مختلف - بدبینی - بددلی - خودبینی - کمبود عزت نفس - انتقام جویی - حسادت - حواس پرتی و امثالهم را می توان از طریق روانشناسی و روانپزشکی و نیز انجام ورزش های نیمه حرفه ای و یا تمریناتی مانند یوگا و امثالهم تقریبا از میان برد.

برخی دیگر را باید از راهی کاملا متفاوت حل کرد. مثلا فقر را باید از طریق اقتصادی حل نمود نه پشت سر هم توبه کردن از گناه مربوطه. (مهم است که بدانیم برای مثلا خوش اخلاق شدن باید هر چه سریعتر از فقر درآییم. البته که عموما می دانند اما به عنوان تنها راهکار روی آن تمرکز نمی کنند)
یا نبود موقعیت مناسب برای ابراز احساسات جنسی و عاطفی را باید با ایجاد موقعیت مناسب از طریق شناخت و دقت بیشتر به موارد اطراف و نیز کمک گرفتن از تجربه و دانش  حل شود.
((دقت کنید که اینجا فقط ازدواج  راه حل نیست. چون ازدواج به تنهایی شاید بصورت موقت مشکل احساس جنسی را حل کند اما احساسات عاطفی را نمی تواند منظم کند و حتی مشکل جنسی نیز پس از مدتی دچار بحران می شود. اینجا باید به یک ازدواج درست - از طریق شناخت کافی و بسترسازی  برای موفقیت زندگی مشترک - فکر کرد نه فقط ازدواج.  در غیراینصورت , یک ازدواج ناموفق  خودش بعدا به عاملی بزرگ برای عیوب و گناهان و خطاها و مشکلات دیگر تبدیل می شود... این مورد در جامعه ی ما فراوان است))
 
بسیار مهم است که تا عیب را پاک نکرده ایم , دائما بر طبل تکرار توبه و شرمندگی و سرخوردگی های حاصل از آن , نکوبیم  و غرور و عزت نفس مان را هر روز ضعیف تر نکنیم. چون در این صورت پاک کردن عیب نیز بسیار سخت خواهد شد. عیب که برود گناه خودش خواهد رفت.

اگر دقت کنید خواهید دید که زمینه ساز اکثر گناهان و خطاهای فردی و اجتماعی ,  طمع و فقر اند. حال می فهمیم که چرا مزدک (مصلح و پیامبر ایرانی) ریشه ی تمام گناهان را طمع می دانسته و بودا نیز بر این اصل تاکید بسیارکرده.
حال می فهمیم که چرا پیامبر و امامان شیعه معتقد بودند که اگر فقر بیاید  ایمان خواهد رفت.
و اگر دقت کنیم خواهیم دید ؛ از پیامبر تا همه امامان شیعه , هیچگاه فقیر نبوده اند و اتفاقا از داراهای جامعه شان محسوب می شده اند.
در این باره دقت کنید که فقیر بودن با ساده زیستی  بسیار متفاوت است.
فقیر مجبور است که سخت زندگی کند.  اما امامان شیعه بسیار متمکن و دارا بودند و می توانستند هرطور دلشان خواست زندگی کنند. این فقر نیست بلکه ساده زیستی هدفمند است. ساده زیستی از سر عزت نفس , ایمان , پرهیزکاری(تقوا) , عدالت و بخشندگی.

ابتدا باید افراد و جامعه از فقر درآیند و به رفاه عمومی برسند آنگاه باید در ساده زسیتی بکوشیم. در حال حاضر به مدل زندگی جامعه ما نمیشود گفت ساده زسیتی بلکه این فقر عمومی است که چیزی جز گسترش اختلاف طبقاتی و رشد بورژوازی و اقتصاد سوسیالیستی(از نوع مخرب) و از دست رفتن اخلاقیات و ایمان , برای افراد و جامعه نخواهد داشت.

نتیجه اینکه ترک خطا چه برای مذهبی ها و چه برای غیر مذهبی ها  باید از روش های زیر صورت گیرد؛
**روش های علمی و تجربی برای زدودن عیوب.
**ایجاد سلامتی جسم و روان.
**زمینه سازی اقتصادی و رفاهی.(( در سطح فردی(درآمد زایی شخصی) و سپس اجتماعی از طریق پرداخت زکات و قرض الحسنه به یکدیگر  در میان اقوام و همسایگان و دوستان و خانواده))
**سپس پرداختن به اخلاقیات و تاثیرات دین و مذهب و نیز پندهای حکیمانه , میسر خواهد بود.(کتاب - اخلاق از نظر همزیستی و ارزش های انسانی - نوشته ی آقای فلسفی  برای این مورد مفید است)

در غیر اینصورت چیزی جز تکرار همیشگی گناه و سرخوردگی و سردرگمی و شکست عزت نفس پدید نخواهد آمد.
و دائم کوبیدن بر طبل  بشارت و انذار (وعده و ترساندن مذهبی) و تقوا , بحران را سخت تر و پیچیده تر خواهد کرد.


ای آن که ز تقصیر و گنه بیزاری!
یا در گنهی  یا که غمش می داری

آسوده نگردی  از  خطا ,  تا  در تو
عیبی ست   نهفته و    نمی پنداری



رباعی و مقاله از

جلال دامن افشان




نوع مطلب : نوشتارها، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:15 ب.ظ
Hi there! Someone in my Myspace group shared this website with us so I came to look it over.
I'm definitely enjoying the information. I'm book-marking and will be tweeting
this to my followers! Great blog and brilliant design and style.
دوشنبه 5 تیر 1396 12:58 ق.ظ
Glad to be one of many visitors on this amazing internet site :
D.
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:57 ب.ظ
I have read so many content about the blogger lovers but this post is truly a fastidious post, keep it up.
پنجشنبه 19 دی 1392 07:36 ب.ظ
سلام و درود
هر اجتماعی از خانواده گرفته تا یک فرقه ی مذهبی یا یک جامعه، نیاز به قوانینی دارند که با اتکا به آن قوانین چهارچوب خود را حفظ و تثبیت کنند.
پراگماتیسم معتقد است که بد و خوب نسبت به شرایط و نفع و ضرر بشریت در حال تغییر است.
من نیز معتقدم که گناه و ثواب بخشی از قوانین مذهبی به شمار می آیند که در ثبات اجتماع آن مذهب نقش بسزایی را به عهده گرفته اند و نیز این قوانین درست مثل قوانین جاری در دیگر اجتماع ها نسبت به شرایط متغیر است.
مثلاً همین وامهای بانکی که وجهه ی اقتصادی دارند در اصل هیچ فرقی با ربا خواری ندارند در حالی که می توان با برچسبهای اقتصادی این حقیقت را پوشاند، و در بیشتر موارد برچسبی به نام صیقه می تواند پرده ی گناه زنا باشد و ...
به هر حال این شرایط است که خطا و صحیح را مشخص می کند و یک عده نسبت به نفع و ضرر شخصی یا غیر شخصی خود آن را به گروه تحت نفوذ خود القا می کنند.
جلال دامن افشان...
سلام عزیزدل...
متاسفانه بخاطر عیب میهن بلاگ , نام و آدرس تان ثبت نشده..
و من محرومم از شناختن بزرگوار دانایی چون شما...
.
.
بسیار سپاسگزارم که وقت گذاشتید و مطالعه فرمودید...
البته برخلاف ظاهر مقاله , تمرکز بنده روی کارهای ناشایست اجتماعی بود نه فقط موضوع گناه از دیدگاه مذاهب...
در کل با نظر ارزشمندتان موافقم بزرگوار...
و بسیار ممنونم از توجه تان...
باز هم وبلاگ بنده را منور و چشمان بنده را به حضورتان روشن نمایید...
سپاس
سه شنبه 21 آبان 1392 08:09 ب.ظ
سلام با شما کاملا موافقم خوشحالم که از شعرم خوشتون اومده پیروز باشید
جلال دامن افشان...
سلام.
سپاسگذارم بانو...
خواندن اشعار شما همچنان ادامه دارد...
شنبه 11 آبان 1392 09:42 ق.ظ
سلام
ممنون که به وبلاگ من سرزدید دوستی داشتم با فامیل امین دامن افشان نمی دانم الان کجاست حتی نمی دانم کجا همکلاس بودیم مشهد مدرسه راهنمایی در نیروی هوایی یا هنرستان شهیدمهدیزاده مشهد یا قوچان هنرستان چمران یا دانشکده ....
موفق باشید
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار...
خوش آمدید...
بنده اهل آشخانه ام...
چه جالب...
فکر نمی کردم در کل خراسان , غیر از ما دامن افشانی وجود داشته باشد!!!!
.
.
شاد باشید عزیزدل...
جمعه 10 آبان 1392 12:42 ب.ظ
خیر است آن چه می‌رسد از دست چون تویی
کمتر به قتل خسته‌دلان استخاره کن

فروغی بسطامی
جلال دامن افشان...
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد...
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست...
حافظ
جمعه 10 آبان 1392 05:59 ق.ظ
دنیا تشنه عدالت و عدم خشونت است. تشنه تعقل و عقلانیت است. چند قرنست دموکراسی دارد تکامل پیدا میکند و مشرق مذهب زده بدبخت و بیچاره تر از گذشته از مذهبهای ضدعقلانی به مذهبهای ضد اخلاقی یعنی ایدئولوژی پناه میبرند.!
انها دائم خود را از دریایی تلخی ی به دریای کثافت دیگر میزنند در حالی که چشمه شیرین و گورای عقل و اخلاق جهانشمول در خانه دارند!
عقاید مطلق گرا و حق مطلق پندار تمامیت خواه (ناسونالیزم و کمونیزم و سکولاریسم امپرالیستی ) ایدئولوژی و مذهب سیاسی-ایدئولوژیک فاتحه دنیا خوانده و اینها دارند باقی مانده انسانیت و اخلاق و تعقل را به نابودی میکشاند.
انسان فهمیده برای هر پدیده یی علتی است
فقر زمینه ساز جرمهای عظیمست.
فقر چگونه از بین میرود. بایست زیمنه فرصت اشتغال و کارافرینی باشد تا شغل ایجاد سپس درامدزایی باشد.
حال وقتی در کشوری دیکتاوری و ظلم و نابرابری و رانتخواری باشد زمینه اشتغال و کارافرینی و عدالت نیست پس بایست دموکراسی حاکم شود تا برابریهای انسانی محقق یابد تا فقر کم شود تا حد ریشه کنی
1
میبینی همه چیز به هم ربط دارد.
جلال دامن افشان...
کاملا درست است برادر....
گاندی می گوید؛
من چیز جدیدی نیاوردم بلکه همان ریشه ها و سخنان مهربانی را که در فرهنگ مان بود را به شما یادآوری کردم...
پنجشنبه 9 آبان 1392 04:51 ب.ظ
امیرمومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه بیان می فرماید: "الاحتمال قبرالعیوب،"
تحمل کردن، گورستان عیب هاست.

به این معنا که انسان می تواند با در پیش گرفتن تحمل، عیوب خویش را به گور سپـارد و از میان بردارد؛ زیرا بسیاری از رفتارهای نابه هنجار آدمی، ریشه در کم تحملی و ناشکیبایی دارد...
.
در پایان از شما به خاطر تحریر این مقاله اندیشمندانه تشکر میکنم و امیدوارم که خداوند، توانایی زدودن عیوب را از وجودمان،به ما عطا فرماید...قلمتان همیشه پایدار باد.
جلال دامن افشان...
اما بنده معتقدم راه زدودن عیب ها در دانش و فرهنگ و عدالت است...
و البته که ریاضت و صبر و تحمل و تقوی نیز بسیار موثرند...
.
.
بسیار بسیار بسیار ممنونم از حضور پربارتان بانوی متفکر...
امیدوارم همیشه از حضور بزرگوارانی چون شما بهره ی خردمندانه ببرم...
بادرود.
پنجشنبه 9 آبان 1392 04:39 ب.ظ
رفع عیوب فردی،راهکار بسیار مثبتی ست که پایه و اساس مقاله شماست...موافقم که به هر دلیلی گناه نکند...اما از بین بردن ریشه و انگیزه های گناه،سبب گناه نکردن میشود نه از بین بردن آن.
راهکارهایتان در مورد روانشناسی فردی و پرداختن به یوگا راهکرد پسندیده ایست و هم چنین از بین بردن فقر،با حل مسائل و مشکلات اقتصادی...اما کدام انسان را می یابید که برای فقرش،توبه کند؟!...اگر عامل فقیر شدنش،گناه کردن باشد،یا خودش عامل فقرش باشد؛بله باید توبه کند...
فرمودید:در مورد احساسات جنسی ووو
می گویم:به احساسات جنسی،باید پاسخ مناسب داده شود و مسئله مهم اینست که برای هر فرد،این پاسخ مناسب،تفاوت می کند...نیاز جنسی، مانند نیاز به غذا خوردن ست...راه حل ازدواج هم همینطور است ممکن است برای فردی پاسخگو باشد اما برای دیگری خیر.ادامه
جلال دامن افشان...
گویا جمله بندی من اشتباه یا کم بوده...
چون منظور من این بود که باید روی رفع فقر متمرکز شویم نه اینکه از گناهی که درآنیم پشت سرهم توبه کنیم...
گویا شما اینگونه خوانده اید که از فقر توبه نکنیم...
((آن پاراگراف را اصلاح کردم...))
پنجشنبه 9 آبان 1392 04:25 ب.ظ
فرمودید:متصدیان مذاهب راهکارعذاب جهنم و وعده بهشت را داده اند و میدهند.
میگویم: این راهکاری مثبت است چرا که بشر با تشویق و تنبیه رشد می کند و به تعالی میرسد.
فرمودید:اینها برای کسی مفید است که اصلا اعتقاد به گناهکار بودنش ندارد و گناهش را نمی پذیرد.
میگویم:اتفاقاً برای کسی مفید است که اقرار به گناهکار بودن خود میکند.
فرمودید: از درگیری فکری سرکوب کننده عزت نفس در این راهکار،صحبت کرده اید.
میگویم:عزت نفس شخص گناهکار،درمقابل مردم خطشه دارنخواهد شد زیرا به رحمت الاهی امیدوار است.گفتنش هم به مردم ضرورتی نداردمگر ما مسلمانان مانند مسیحیتیم که در حضور کشیش اقرار به گناه میکنند.ادامه
جلال دامن افشان...
بنده که نوشته بودم وعده بهشت و جهنم نیز مفید است.
.
آنکس که اقرار به گناهکار بودنش دارد با وجود ترس از خدا , پس چرا هنوز گناهکار است؟؟؟
آیا پاسخ این نیست که می خواهد اما نمی تواند؟!
پس باید از راه علمی زمینه ی خطا را پاک کند وگرنه اگر قرار به ترسیدن و مژده گرفتن بود که خودش دیگر خطا نمی کرد...
مثلا معتادها را ببینید...
یکسره توی سرشان می زنند یا نصیحت شان می کنند که ترک کن به این دلایل...
درحالی که خود وی می داند که بهتر است ترک کند...
پس چرا نمی تواند..
پس باید ترک کردن اش را از یک راه و یا یافته ی علمی پی بگیریم نه دائم نصیحت کردن و مژده دادن و محکوم و محروم کردن...
.
.
مقصود بنده سرکوب عزت نفس نزد خود شخص بود و اصلا کاری به مردم نداشتم...
پنجشنبه 9 آبان 1392 04:14 ب.ظ
عرض سلام و خسته نباشید.
.
بزرگوار مقاله جالبی بود از نگاه اندیشمندانه شما...اما ضرورتاً نکاتی چند پیرامون این مقاله را به عرضتان میرسانم.
.
فرمودید: مذهبی ها دائم دغدغه گناه کردن دارندو شرمگینندووو.
میگویم:این دغدغه و همیشه میان خوف و رجاءبودن،بسیار خوبست و باعث کمال و رشد انسان میگردد وگرنه حیوانی بی رگ ست.
آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند
آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

همان دغدغه و نگرانی،باعث تمرکز فرد شده و از سقوطش جلوگیری میکند.ادامه
جلال دامن افشان...
سلام.
بسیار سپاسگذارم که مطالعه فرمودید...
.
.
البته نباید از آثار مخرب روانی که به جا میزاره غافل بشیم...
پنجشنبه 9 آبان 1392 09:08 ق.ظ
ی، که از جان اثری نیست مرا

مدهوشم و از خود خبری نیست مرا

خواهم که به جانب تو پرواز کنم

اما چه کنم بال و پری نیست مرا

http://ganjoor.net/helali
جلال دامن افشان...
سینه ی تنگ من و بار غم او هیهات...
مرد این بار گران نیست دل مسکینم...
چهارشنبه 8 آبان 1392 10:52 ب.ظ
جناب دامن افشان با شعر((پرِپرواز))دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم....
جلال دامن افشان...
با افتخار خواهم آمد...
چهارشنبه 8 آبان 1392 10:51 ب.ظ
بسیار زیباست لذت بردم از قلم دست زیباتون متاسفانه در جامعه امروز ما آدمها خیلی از مذهب فاصله گرفتن خیلیها اعتقاد زیادی دارن به مشکلات جامعه تورم کمبود شخصیت عاطفی مشکلات زندگی وغیره ولی من به نوبه خودم اعتقاد دارم هرچند هم این مشکلات عدیده باشه ولی باز باطن و وجدو افراد هست که میتونه جامعه ای سالم و با مذهبی ناب داشته باشه...
جلال دامن افشان...
کاملا درست فرمودید دوست خوبم...
چهارشنبه 8 آبان 1392 05:42 ب.ظ
درود
من معتقدم اگر دلت بهشت می خواهد، اگر دلت دنیا و آخرت می خواهد راز آن فقط و فقط این است که "آزارمان به کسی و چیزی نرسد" وسلام.. اگر به همین جمله درون گیومه عمل شود همه چیز حل است. البته گفتم این نظر من است.

ضمنن جناب دامن افشان عزیز از نظرات زیبای شما نهایت لذت را می برم .
جلال دامن افشان...
می بخور...
منبر بسوزان...
مردم آزاری نکن...
.
.
سلام جناب رحمانی..
ممنونم از لطف تان.
چهارشنبه 8 آبان 1392 03:45 ب.ظ
گریه شاید زبان ضعف باشد
شاید کودکانه، شاید بی غرور
اما هروقت گونه هایم خیس میشود، می فهمم
نه ضعیفم،نه کودکم ،بلکه پر از احساسم…

جلال دامن افشان...
چی بگم والله؟؟؟!!!
چهارشنبه 8 آبان 1392 01:04 ق.ظ
سلام و عرض ادب جناب دامن افشان عزیز .....
سپاسگزار مهربانی و اندیشه ی والای شما هستم و خوشحالم از حضور دوباره و ارزشمندتان و همچنین حضورتان را درکارگاه شعرمان قدر می دانم .....حضور مهربانتان همیشگی دوست خوبم ....
البته تا مدتی کوتاه رفع زحمت می کنم اما منتظر مهربانی ها و راهنمایی های ارزشمندتان هستم .....
از آشنایی با شما بسیار خوشحال و خوشبخت شدم و از شما بزرگوار می آموزم ...
به خدا می سپارمتان
جلال دامن افشان...
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست...
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...
.
منتظر بازگشت تان هستم شاعرمهربان.
چهارشنبه 8 آبان 1392 12:55 ق.ظ
نگاه کن !
این آسمان نیست که دلش گرفته ، دل منست که یک آسمان گرفته . . .
جلال دامن افشان...
به به...
چهارشنبه 8 آبان 1392 12:55 ق.ظ
سلام بر داداش عزیزم

خوبی ؟!

داداش از توکه دگر گله ای نیست ، گر هست دگر حوصله ای نیست ... شوخی می کنم

داداش همین که بیادم بودی و برامدعا کردی از سرمم زیاده

نت نداری ولی دل که داری یادما افتادی سر بزن به وبم که خوشحالم می کنی
جلال دامن افشان...
سلام.
مشغول به خود زخم زدن در همه عمرم...
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست...
.
من دربست مخلصتم...
مشکل حل شد...
نت دارم..
چهارشنبه 8 آبان 1392 12:51 ق.ظ
آدمیان !
از کامل و ناقص
و دانا و نادان
و پادشاه و رعیت
جمله عاجز و بیچاره اند
و به نامرادی زندگانی می کنند !

خوش آمدید جناب دامن افشان عزیز....
قدردان حضور مهربانتان هستم ....
همیشه خوب باشید
جلال دامن افشان...
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم...
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم...
سعدی.
.
.
سپاس بانو...
چهارشنبه 8 آبان 1392 12:48 ق.ظ
"سلامی چو بوی خوش آشنایی
بر آن مردم دیده ی روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی "

خوش آمدید جناب دامن افشان عزیز
سپاس از حضور مهربانتان
جلال دامن افشان...
سلام و صد سلام بانو...
افتخاری خواهد بود برای بنده , آشنایی با شما...
دوشنبه 6 آبان 1392 10:09 ق.ظ
دادو به به
جلال دامن افشان...
سلام دادو...
چاکرتم....
یکشنبه 5 آبان 1392 12:50 ق.ظ
سلام جناب استاد
وقت بخیر
مقاله ی بی نهایت قابل تامل و قابل بحث وبسطی است.
گناه،این واژه ی بسیار غریب و کم توجه در عصر حاضر
تنها به گفتن نکته ای بسنده می کنم،
اگر فعل یا چیزی طبق ادیان آسمانی گناه محسوب شده به دو دلیل شاید باشد(البته از نظر علم بسیار ناچیز بنده):
1.گناه سبب برهم خوردن هارمونی ونظم عظیم و بی نظیر جهان خلقت و کل کائنات می شه(همچون ایجاد موجی در یک دریاچه ی آرام شاید)
2.سبب آسیب جسمی و روحی در فرد گناه کننده ویا دیگر انسان ها می شود(همچون مسئله ی ربا خواری و یا حتی زنا و..)
کاش روزی برسد که دیگر هیچ انسانی در تمام هستی،نیازمند پند دادن و پند شنیدن نباشد و گناهکاری درجهان نباشدوهمگی به ادراکی شایسته و جامع برسیم.(همچون عصر طلایی تاریخ)
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
"حافظ"
جلال دامن افشان...
سلام خواهر خوبم.
ممنونم که مطالعه فرمودین...
همینطوره بزرگوار...
به قول بودا هر عمل خطای ما در دایره ی جهان اثرات منفی می ذاره و سپس به خودمون برمیگرده...
بنابراین هم برای نظام طبیعت و هم برای جامعه انسانی و هم برای خودمون مضر خواهد بود...
.
.
امیدوارم روزی برسه که همه متوجه بشن تنها راه از بین بردن خطاها از مسیر دانش میسره...
و هم متوجه بشن که فزقی وجود داره بین گناهکار عمدی و گناهکار مجبور و گناهکار نادان...
به قول امام علی؛
دزد حرفه ای را انگشت , و دزد مجبور را , گردن حاکم , قطع کنید.
.

.
.
باسپاس فراوان بانو...
جمعه 3 آبان 1392 06:26 ق.ظ
اصلاح شود:

حقیقت هیچ و هیچ نیست
هیچ جز هیچ نیست
جز هیچ در هیچ نیست
هیچ مجو که هیچ نیست

گر حقجو دریافت ذره خویش
شد صالح ز پند و گفت و کردار به پیش
چه راهب به راه و چه کافر ز هر کیش
جلال دامن افشان...
آنان که محیط فضل و آداب شدند...
در جمع کمال شمع اصحاب شدند...
.
ره زین شب تاریک نبردند به روز...
گفتند فسانه ای و در خواب شدند...
خیام
پنجشنبه 2 آبان 1392 09:05 ب.ظ
یارب...!
.
.
هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز/
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز/
به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم/
که می کشی تو ز عبد فراری خود ناز
جلال دامن افشان...
سلام.
در تایید شعر زیبای شما؛
.
خستگان را چو طلب باشد و همت نبود...گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی... آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق...تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او...زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن...شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست...نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه...هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
.
.
خیلی از مفاهیمی که بنده خواسته ام در این مقاله بگویم را , حافظ در این غزل گفته است...
.
.
سلام و سپاس فراوان...
پنجشنبه 2 آبان 1392 04:03 ب.ظ
براری مو ئی ملت ر شناختم
اینا اگر یکی ر بینن دره از یک جایی بیفته یک لغد هم بهش مزنن تا زودتر بیفته!
نبایس یهشان نقطه ضعف نشون داد
اینا ادم ر ضعیف گیر بیرن میکوبنش
اینا دروغگویا وقتی چیز دری دور و برت مین وگرنه محل سگت نمیذرن!
یک وختی وسه درد دل همی چند نوشته ارسال کنی ولی درد دل نکو که اینا عشق و حال منن
اینا گفتم که بدنی اینا بخصوص ئی تهرانی مابا بقیه ادم هم فرض نمکنن
یک مشت ادم سادیسمی توی وب را میفتند مردم ازاری میکنن
سیستم نظر وبلاگت غیر فعال کن یا با تایید بذار
سادیسمیها و اوباش دست بردار نیستن
یک ملت بیچاره...
جلال دامن افشان...
من ظاهر نیستی و هستی دانم...
من باطن هر فراز و پستی دانم...
با این همه از دانش خود شرمم باد...
گر مرتبه ای ورای مستی دانم....
خیام
.
.
مودونم دادو...
صابون ای آدما زیاد به تنوم خورده...
ولی یه جورایی او از سرمو گذشته...
دیگه حوصله نداروم ببینوم چی خوبه چی بده...
همنجور الله بختکی موروم جلو...
خداکریمه...
خوش باش رفیق که زندگانی این است...
.
.
ممنونم بابت پیشنهادت دادو جان...
پنجشنبه 2 آبان 1392 02:05 ب.ظ
هر خطایی دلیلی دارد, البته که کسی واقعا باور داشته باشد خدایی هست و او به خاطر گناهش مجازات میکند یحتمل گناه نمیکند ولی این شبیه همان قانون و قوه قضاییه است.
در ممالک کمونیستی که الحاد ایین رسمی شان بوده هم بطور مردم خطا و خطا نمیکنند چون قانون هست و البته اخلاق نیز میتواند باشد کما اینکه مردم ژاپن اکثرا بیخدا هستند یا خداناباور, ولی جزو باخلاقترین و قانومندترین جوامع هستند!
برخی خطاها از عللیست که با نبودشان احتمال گناه و خطا کم میشود بویژه اگر حکومت دمکراتیک و عادلانه برقرار باشد و قانون حکمفرما در این صورت:
1- نبود فقر جلوی دزدی و اختلاس.. گرفته میشود یا نادر میشود
2- نبود سرکوب یا محرومیت جنسی باعث نبود یا کم بودن تجاوزات جنسی, آزار و اذیت کودکان و بانوان در خیابان و غیره
3- شایسته سالاری و قانونمندیباعث جلوگیری از پارتی بازی و تبعیض
4- نبود مدرک گرایی جلوگیری از مدرک فروشی و بیکاری بر اثر مدرک داران بدون کار مناسب در نتیجه جلوگیری از بزهکاریهای دیگر
جلال دامن افشان...
صحیح است برادر...
پنجشنبه 2 آبان 1392 09:54 ق.ظ
سلام دادو جان. چه خوب مشکل اینترنتت حل شد و بازهم امدی. سرکارم تعطیه ولی گفتند بایست فردا بیایی که کارها ریخته.
خوب اینم فعلا نعمته اسما سرکاریم!
افسوس که ما در ج.ا هستیم و نمیشود با هویت مشخص مطلب نوشت در نقد دین.
من اینقدر جرات دارم که بگویم غیرمذهبی دگراندیش غیر ایدئولوپیک هستم. باورهای من در چارچوب عقل و اخلاق جهانشمول است و این جدا از دین و مذهب است ولی منافی آن دین و مذهبی نیست که عقلانیت و اخلاق را تاید میکند.
غیر مذهبی امثال و حتا بهتر از خودم میشناسم که تاکنون دست به ناموس کسی نخورده
دزدی انچه عرف است نکرده مگر استفاده نرم افزار کامپیوتری دزدی حساب کنی که تقریبا در ایران اینکار میکنند!
کلاهبردرای و اختلاس و رشوه و غیره نکرده
همیشه سعی در رفتار اخلاقمدارانه و جوانمردانه داشته
تاکنون استعمال به هیچ مواد مخدر و الکل و حتا سیگار نکرده
این ینها مشخصات یک ادم غیر مذهبی است
این خطا یا گناه به قول شما نکرده ولی بخاطر اینکه خدایی هست در آینده جهنم به پا کند و این فرد به اتش بکشد
این فرد چنین خطایی نمیکند چون به این باور رسیده عمل اشتباه را نبایست اگانه انجام دهد
اشتباه غیر عمد سهو یا جهل است ولی عمدی ظلم است یا حماقت!
مسئله همان چیزی است است اشاره کردید
من از زمان سربازی متناوب بیکاری و بی÷ولی کشیدم با وجودی دانش ای.تی داشتم و دستکم میواتنستم بروم فیلم نرو افزار مردم را رایت کنم حتا همین خلاف معمول را نکردم!
اصحاب اشتباه مذاهب اینست بجای تشریح عواقب گناه یا خطا و یا علت یابی از جمله فقر و نابرابری و سرکوب جنسی دنبال ترساندن یا وعده بهشت هستند.
بایت برم کار دارم
بد
جلال دامن افشان...
سلام دادو...
مشکل حل نشد...
اما تا امشب یا شااااااید به احتمال کم تا فردا شب شانس حضور داشته باشم...
هر لحظه امکان تمام شدن وجود دارد...
خیلی خوشحال شدم از مطالعه و ظهار نظرت داداش...
.
.
بله برادر...
اخلاقیات الزاما در دایره مذهب خلاصه و محدود نمی شوند...
و معیارهای دیگری نیز می توانند اخلاق را روشن کنند..
خیلی اوقات از مذهب نیز بهتر نتیجه می دهند...
.
بحث و مقصود بنده در این مقاله , بررسی زمینه سازی عیب ها در ایجاد و انجام خطاهای فردی و اجتماعی بود...
فارغ از مذهب و عرف و عقل و وجدان و قانون و سنت...
ولی قطعا به هر شش مورد فوق مربوط می شود...
.
.
((( از نظر من , گناهان در حقیقت بیماری اند که باید با دانش و سلامتی درمان شان کرد...
گناهکار بیمار است و بخودی خود نمی تواند گناه نکند...)))
کمی به افرادی که زیاد دروغ می گویند و یا بلوف می زنند دقت کنید...
به وضوح پیداست که به طرز عجیبی دروغ هایشان را باور دارند...
درواقع فکر می کنند که دروغ هاشان اتفاق افتاده...
من وقتی این حقیقت را فهمیدم , از تعجب کم مانده بود شاخ دربیاورم..
.
.
امیدوارم سلامت باشی...
پیروز باشی دادا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :