تبلیغات
رها شویم از تردیدها - توحید در مقابل تردید
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. ابن سینا. ابن سینا. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. حلاج. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. چارلز چاپلین. ابوسعید ابوالخیر. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : جلال دامن افشان
توحید در مقابل تردید؛


توحید که بزرگترین اصل ادیان ابراهیمی و زردشتی است , دقیقا اینگونه معنا می شود که خدا یکی است. درواقع توحید فقط یک معنی دارد و آن یکتایی خداوند است.
اما بنده توحید را در معنای دیگری نیز می یابم که کاملا به آن جنبه ی انسانی می دهد علاوه بر جنبه ی الهی اش.
توحید در لغت یعنی یکتایی. توحید از وحد می آید که یعنی یک (واحد).
بنده از این یک بودن معنایی فردی و انسانی و زمینی برداشت کرده ام که برای تان به اختصار شرح خواهم داد.

البته می خواستم این موضوع را در کتاب هایم بصورت مشروح و کامل بنویسم اما اندیشیدم که کتاب هایی که هیچگاه چاپ نخواهند شد چه ارزش دارند که در آن بتوان نوشت؟؟!! بنابراین چند ماه است که بصورت موقتی دست از نگارش کتاب ها برداشته ام و نظریاتم را بصورت خلاصه و سطحی در وبلاگ می نویسم. البته نه همه ی نظریاتم را.( درحدی که حوصله ی پردازش موضوع و تایپ داشته باشم).

توحید که اساس دین است نمی تواند تنها یک معنی داشته باشد زیرا پس از استقرار و تکمیل دین اسلام دیگر تمام مسلمانان معتقد بودند که خدا یکی است و این اصرار زیاد بر توحید برای آیندگان از سوی پیامبر کمی جای بحث دارد.
حدیث پیامبراسلام؛
((پس از رفتنم , بر امتم از دو چیز بیش از همه چیز نگرانم ؛1- شرک(ضد توحید)  2- آرزوهای دراز(ضد تلاش و حرکت). ))


این در حالی است که مسلمین پس از گذشت قرن ها هنوز به یکی بودن خدا معتقدند پس باید معنای دیگری نیز در اصل توحید یافت.
بنده معتقدم معنای دیگر توحید می شود یکتویی و یک بودن در هدف و حواس و رفتار و پندار و گفتار و سایر موارد فردی.
یعنی اینکه در هر امری یک باشیم و یک بیاندیشیم و یک رفتار کنیم و به سوی یک حرکت کنیم. موضوع کمی پیچیده و سخت فهم است.
ببینید مثلا همه ی ما در کارهای روزمره مان همیشه دچار سردرگمی هستیم از اینکه کلی کار بر سرمان ریخته و کارهامان بی نظم شده است. حال اگر بصورت یک کار بر اساس توحید رفتار کنیم براحتی می شود کارها را نوشت و اولویت بندی کرد و مهمترینش را بصورت کار و هدف انجام داد و هروقت کاملا تمام شد به دیگری رسید و دیگری را نیز به همین ترتیب.

این می شود توحید در کار

یا مثلا معتقدیم که شراب حرام است ولی بر اثر برخی سخنان و تبلیغات فکر می کنیم برای بدن مفید است و شادی آوری اش خوب است بنابراین گیج شده ایم که چه کنیم و بعضا تا سالهای سال در این سردرگمی می مانیم. بعضی اوقات خودمان را به شراب می زنیم و بعضی اوقات نه... در کل بلاتکلیف مانده ایم که بین مذهبی که بدان معتقدیم و سخنانی که می شنویم و می خوانیم چه کنیم.
حال اگر بصورت جدی به توحید برسیم و معتقد شویم مجبور خواهیم شد که هر چه سریعتر با مطالعه و تحقیق و تجربه و هر چیزی از این دست , پاسخ سوال مان را بیابیم که آیا شراب مفید است یا مضر؟؟... خوب است یا بد؟؟
اینگونه سریع به پاسخ قطعی می رسیم و از چندنظری و سردرگمی(همان شرک) که پیش آمده بود رها خواهیم شد و به توحید و یکتایی خواهیم رسید درباره ی این اندیشه و موضوع.

این می شود توحید در پندار.

واما آدم شوخ و بذله گویی هستیم ولی ناخواسته گاهی بی ادب می شویم و دیگران را مسخره می کنیم و شوخی را به بی مزگی می کشانیم.
حال اگر اعتقادی راسخ به توحید از این منظر بنده داشته باشیم با جدیت تلاش می کنیم که یک راه را انتخاب کنیم. یا شوخی های سالم و اخلاقی بکنیم یا تصمیم بگیریم که کلا بی ادب باشیم و دلقک بازی درآوریم و دیگران را مسخره کنیم. اینگونه از آن حالت دوگونه ای که داشتیم به یکتایی و یکتویی خواهیم رسید و دقیقا با یک حالت سخن خواهیم گفت. این مثال جای بحث دارد و ناکامل می نماید اما مقاله طولانی خواهد شد.

این می شود توحید در گفتار.

خیلی از اوقات با خود درگیریم که کدام کار یا کدام دوست یا کدام فرد یا کدام رشته را انتخاب کنیم. اینجا همان چندتویی یا شرک پیش آمده است که بسیار مخرب است زیرا گاها اتفاق می افتد که سالها درگیر یک انتخاب می مانیم. مثلا افرادی هستند که سالها پس از ازدواج هنوز به این موضوع فکر می کنند که فلان مورد قبل از ازدواج بهتر بود یا همسر فعلی ام.
حال اگر به همان اندازه که خود را مقید و موظف بر توحید خداوند می دانیم بر این برداشت از توحید نیز معتقد می شدیم , هرچه سریعتر خود را با تحقیق و مطالعه و بررسی و مشورت و امثالهم به مرحله ای می رساندیم که پاسخی یکتا و کامل و تصمیمی لایتغیر بگیریم تا از سردرگمی های بی پایان آزاد شویم و به یک هدف برسیم.

این می شود توحید در هدف.

عموما در افکار و تخیلات لحظه ای مان , خیلی به هم ریخته به همه چیز فکر می کنیم و اصلا کنترل حواس مان دست خودمان نیست. مثلا در آن واحد هم به یک شعر فکر می کنیم و هم به فلان بدهکاری مان یا به یک اندیشه ی پرت و از این قبیل.
یا اینکه هنگام درس خواندن به موضوعاتی پراکنده فکر می کنیم و اصلا تمرکز نداریم. یا دین داران بر سر نماز به همه چیز حواس شان هست. یا وقتی رانندگی می کنیم یا می خواهیم بخوابیم یا وقتی با کودک مان بازی می کنیم یا زمانی که با همسرمان بطور روزمره سخن می گوییم , عموما به چند چیز دیگر هم همزمان حواس مان هست که باعث می شود انرژی و تمرکزمان بر فکر اصلی تحلیل برورد و بین چند حس و فکر  سرشکن شود.
حال اگر در راه توحید از این منظر , تلاش کنیم و به هر طریقی که شده حواس مان را توحیدی کنیم , توانایی مان در تمرکز حواس بیشتر خواهد شد تا جایی که به آرامش و تمرکز کامل دست پیدا می کنیم و این دقیقا مساوی است با سلامت روان.
حال می خواهیم با تمرینات یوگا و ورزشی این کار را بکنیم یا با پزشکی و تغذیه و یا با هر روش دیگر.  مهم این است که به تمرکز حواس برسیم تا بتوانیم به یک موضوع بصورت کامل برسیم نه پراکنده.
اینجا بحث به علم و دانش گره می خورد که مسئله را انسانی و اجتماعی و به روز می کند که  بسیار عالی است.
این می شود توحید در حواس.

توحید را از این منظر و با این معنی می توان بسیار گسترش داد و به موضوعات مختلف کشانید (همانند نظر جناب مهرای در لیست نظرات این پست)  که به نظر بنده در آنصورت است که به معنی کامل توحید دست خواهیم یافت. حال با این دید که به توحید می نگریم درمی یابیم که چرا توحید در ادیان بزرگ تا این حد مهم و اساسی بوده است. زیرا نه تنها شرک الهی و خدایی را از بین می برد و انسان را به یک خدایی می رساند و از سردرگمی در اعتقاد به خدا و آفریننده و نگهدارنده و پرورنده نجات می دهد , بلکه از سردرگمی های فردی و انسانی نیز رهایی می دهد و انسان را به استفاده هر چه کاملتر از توانایی هایش رهنمون می سازد.

این تعریف کمک می کند تا در اصل توحید , ادیان خدامحور را با ادیان و مکاتب انسان محور نیز شبیه و همراه و هم هدف بدانیم. مثلا با مکتب بودا که اساسش بر تمرکز و سلامت روانی  شبیه به این برداشت از توحید است.

حتی اگر به دین و مذهب معتقد نباشیم هم فرقی در اصل موضوع نمی کند زیرا با این دیدگاه یک بودن در همه امور , اگر به توحید عمل کنیم زندگی فردی بسیار پرقدرت و سالمی خواهیم داشت و به سمت یک انسان کامل گام برخواهیم داشت. پس این نظریه می تواند از جنبه ی اومانیستی هم باارزش و راه گشا باشد.

این نظریه قادر است  توحید را بعنوان یک اصل جهان شمول معرفی کند؛
*** برای معتقدین به ادیان خدامحور.(یهود.مسیح.اسلام.زردشت.مانی.مزدک و...)
*** برای معتقدین به مذاهب و مکاتب انسان محور.(بودیسم. عرفان های شرقی و...)
*** برای اومانیست ها و منکرین ادیان و مکاتب.(مارکسیسم. اومانیسم. ماتریالیسم. و...)

و افتخار این وسعت معنا , از آن اسلام خواهد بود زیرا در کلمه ی توحید بررسی شد.

حال تصور کنید که انسانی بتواند این توحید را با تعریف خاص بنده از تقوا - در مقاله ی 
(درباره تقوا)  -  تلفیق نماید.
آنگاه است که فردی , رو به سمت کمال انسانی خواهد بود.
توحید در تصمیم گیری و اراده انجام , یاری اش می کند  و تقوا - با آن تعریف خاص  بنده - در عمل کردن تقویتش می نماید.

این موضوع جای بسیار زیادی در بحث و بررسی دارد ولی متاسفانه مجال مختصر است و مقاله محدود.
ای کاش این همه سد در برابرم نمی بود و این نظریاتم را در کتاب هایم , کامل شرح می دادم نه اینگونه جسته و گریخته و ناکامل در وبلاگ.
اما از پای نشستن , اشتباهی بزرگ است.

به امید آن روز...


(( جلال دامن افشان ))





من به آنان گفتم‌: آفتابی لب درگاه شماست

 كه اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.
 

و به آنان گفتم: سنگ آرایش كوهستان نیست

همچنانی كه فلز ، زیوری نیست به اندام كلنگ . 

در كف دست زمین گوهر ناپیدایی است 

كه رسولان همه از تابش آن خیره شدند. 

پی گوهر باشید.... 

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید...

(( سهراب سپهری ))


**********************************
بودن...


گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
 

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از

ایمان خود، چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!

(( احمدشاملو(الف-بامداد). ))




نوع مطلب : نوشتارها، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 09:55 ق.ظ
I have been exploring for a little for any high quality
articles or blog posts on this kind of area . Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this site.
Studying this information So i'm glad to express that I have a very good uncanny feeling I came upon exactly what I needed.

I most certainly will make sure to do not disregard this site and give it a look
regularly.
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:44 ق.ظ
Very rapidly this website will be famous among all blog
viewers, due to it's good content
دوشنبه 29 مهر 1392 07:08 ق.ظ
زنبورها را مجبور کرده ایم از گل های سمی عسل بیاورند
و گنجشکی که سال ها بر سیم برق نشسته از شاخه ی درخت می ترسد
با من بگو
چگونه بخندم
وقتی که دور لب هایم را مین گذاری کرده اند
ما کاشفان کوچه های بن بستیم
حرف های خسته ای داریم
این بار
پیامبری بفرست
که فقط گوش کند

«شادروان حسین پناهی»
شنبه 27 مهر 1392 12:10 ب.ظ
5: "در مورد شک در خوردن شراب" چه کسانی دچار سر در گمی می شوند...آیا انسان آگاه و معتقد دچار سردر گمی می شود؟!...امروزه که جدای از اعتقادات مذهبی، مضرات شرب خمر نیز از نظر علمی به اثبات رسیده؟!...شما پندار چه کسانی را متذکر شده اید؟!
درمورد یکتویی در گفتار هم نمی شود یکتویه بود...و همانطور که ذکر کرده اید جای بحث دارد...یکتویی در هدف را مطرح کرده ایدو ازدواج و زندگی مشترک را مثال آورده اید که سر کار خانم ملکی هم معترض شده اند...بنده هم با نظر ایشان موافقم و تکرار مکررات نمی کنم...در مورد روش تمرکز حواس، این روش تمرکز هم یک تکنیک است برای تمرکز ذهنی (بودایی و مدیتیشن)و ربطی به توحید ندارد...در پایان،از خداوند در خواست میکنم که ما را در زمره موحدین راستین الاهی قرار دهد،همانی که پیامبر اسلام صلوات الله علیه سعی در جا انداختنش بین بشریت داشت...عذر خواهیم را بابت طولانی شدن نظرات،پذیرا باشید...موفق باشید و قلمتان همیشه پایدار باد.
جلال دامن افشان...
قطعا دچار سردرگمی می شود...
یقینا انسانهای مذهبی نیز نمی دانند که دقیقا چرا شراب حرام و بد است و فقط برای ترس از خدا نمی خورند...
اما فرمودید انسان آگاه و معتقد...
عزیز من!! هدف من هم این است که یک انسان عادی مذهبی به آگاهی و اعتقاد برسد...
پس آن انسان آگاه و معتقدی که فرمودید در مثالهای بنده نمی گنجد...
مقصود بنده نیز همین است که بروند و از نظر علمی هم متوجه شوند که شراب مضر است و به یقین برسند...
.
.
در بحث زوج ها گویا شما از زندگی های مشترک امروزه بی خبرید بانو...(بیشتر نمی توانم بگویم...)
.
.
مدیتیشن و ورزش و دانش بدن اگر راه های خوب برای تمرکز اند و سلامتی را به ارمغان می آورند پس چرا نمی توانند به توحید و دین اسلام که اهمیتش بر سلامتی پوشیده نیست مربوط باشند؟؟؟
یک آدم روان پریش و افسرده و ترسان و بدبین و وسواس و مضطرب بهتر می تواند به خدا و دین برسد یا یک فردی که کاملا به ذهن و روان و جسمش تسلط کامل دارد؟؟؟؟
.
.
در آخر اگر به پاسخ های ارزشمدتان دقت کنید خواهید دید که مقصود بنده از این نظریه چه بوده است...
دادن جنبه ی زمینی و علمی و انسانی به توحید...(باز هم می گویم علاوه بر جنبه ی الهی اش)...
چه اشکالی دارد توحید را از این منظر بررسی کنیم وقتی تمام موضوعات دیگر دین را از این منظر بررسی و قبول کرده ایم...؟؟
انسان(گل سالخورده+روح خدا)
پیامبر(فرستاده ی خدا+انسانی نیکوکردار)
اسلام(قران کتاب آسمانی+سنت پیامبر و عترت پیامبر که کاملا زمینی است)
روزه و زکات و نماز(امر خدا+فایده هایی برای بشر)
ظهور منجی(تکمیل دین خدا+اجرای عدالت مردمی)
و....
.
.
سپاس فراوان بابت نظرات تان بانو..
ممنونم که حوصله و زمان گذاشتید و خواندید و نظر دادید..
متشکرم.
شنبه 27 مهر 1392 12:02 ب.ظ
4: " درمورد توحید در کار" این هم یک الگوی کامل برای انجام کارها نمی باشد... یک بانوی خانه برای انجام کارهای روزمره چطور می تواند تبعیت کند از این نظریه...صبح تا عصر کارهای متنوعی باید انجام بدهد هم در خانه هم در بیرون از خانه هم نگهداری و مراقبت از کودکانش ووو... مجبور است اولویت بندی را بگذارد اما در کنارش، از هر کدام از کارهای باقی مانده گوشه ای را انجام دهد و به سراغ کار بعد برود...اینجا یک چرخه در انجام این کارهاوجود دارد و گریزی از آن نیست...آیا می شود یکی از این کارهارا تا به آخر برساند و بعد نگاه کند که فرصتی باقی نمانده برای انجام کارهای بعدی...یک کارمند اداره هم چنین است...پس این هم نمیشود یک الگو برای همه مشاغل و کارها.
جلال دامن افشان...
منظور بنده کارهای بی نظمی است که همه مان در زندگی با آنها و شلوغی شان درگیریم نه پخت و پز و بچه داری....
مقصود برنامه ریزی و زمانبندی کارهاست....(باز هم به کتاب مذکور رجوع کنید).
در ضمن بنده یک ایده آل دست یافتنی ولی مشکل را مطرح کردم...
درست است که زمانبندی و برنامه ریزی امور زندگی مشکل است اما با تمرین و تجربه و تلاش شدنی هم هست...
آیا روزه گرفتن و 5 وعده نماز خواندن و غیره برای تازه مسلمانها سخت نیست؟؟
ولی باید انجام بدهند اگر می خواهند به سلامت مذهبی برسند...
در اینخصوص هم همین مطلب صادق است...
کسی که حوصله ی برنامه ریزی ندارد بهتر است بی خیال وصیت امام علی بشود و بگوید نمی توانم ولی نمی تواند بگوید حکم نظم را بردارید چون سخت است...
شنبه 27 مهر 1392 11:59 ق.ظ
3: فرموده اید: " بنده معتقدم معنای دیگر توحید می شود یکتویی و یک بودن در هدف و حواس و رفتار و پندار و گفتار و سایر موارد فردی."
و تعاریفی که ذیل هرکدام، ذکر کرده اید...اینها تعاریفی ذوقی است در یکتویی، و بسیار هم جالب و ارزشمند است اما ربطی به تعریف پیامبردر مورد توحید و شرک ندارد...در مورد یکتویی بودن اهداف، ممکن است مورد پسند اشخاصی قرا بگیرد اما بعضی نیز ممکن است تمایل به یک هدف واحد در زندگی و اموراتشان نداشته باشند و طرفدار داشتن اهداف متعددباشند و نمی شود اینان را سرزنش کرد....بنابراین مفهوم هر کلمه ای را باید در فرهنگ مربوط به خودش بررسی نمود و کلمه ای را که پیامبر تحت عنوان "توحید" بیان کرده اند مفهومش را باید در فرهنگ خود ایشان واسلام جستجو کنیم.مثل اینکه بگوییم در دنیا فقط یک "لندن" وجود دارد پس یک واحد است و پیامبر چه حرف نابی فرموده اند در مورد توحید!!!یا اینکه در تمامی اعداد،تنها یک عدد (2) وجود دارد و نتیجه بگیریم که توحیدی که پیامبر فرمودند این است!!!
جلال دامن افشان...
مقصود بنده این نبود که یک هدف داشته باشیم...
بلکه به یک هدف رسیدگی کنیم و دچار سردرگمی نشویم...
منظور بنده را از این مثال می توانید در کتاب قورباغه را قورت بده برایان ترسی متوجه شوید...
.
.
درضمن قرار نیست که ما بگردیم ببینیم در آن زمان دقیقا منظور پیامبر از هر چیزی چه بوده...
ما باید دین را در ظرف زمانی خودمان بررسی نماییم با حفظ اصالت خودش(نه تحریف بوسیله زمان)...
اگر اینگونه باشد باید تمام مقالاتی که سعی دارند فواید نماز و روزه را از نظر پزشکی جدید ثابت کنند را کفرآمیز بخوانیم زیرا قطعا پیامبر نمی دانسته که مثلا روزه چه تاثیری بر فشارخون دارد...
شنبه 27 مهر 1392 11:56 ق.ظ
2:فرموده اید: " توحید که اساس دین است نمی تواند تنها یک معنی داشته باشد زیرا پس از استقرار و تکمیل دین اسلام دیگر تمام مسلمانان معتقد بودند که خدا یکی است و این اصرار زیاد بر توحید برای آیندگان از سوی پیامبر کمی جای بحث دارد."
میگویم: توحید تنها یک معنی دارد و مختص زمان پیامبر نبوده، چرا که تا به امروز هم چهره های شرک زیاد بوده و هست و هنوز هم تعداد مشرکین در دنیا کم نیستند و البته که شکل بتشان تغییر کرده است... این در حالی است که بعضی مسلمین پس از گذشت قرن ها یا اسماً مسلمانند یا اعتقاداتشان وارونه شده...آیا کم داریم اشخاصی که از یکتایی خداوند برگشته اند به بودا یا...؟! پس ندای پیامبر برای کلمه توحید، ندایی تا قیام قیامت بوده است نه مختص زمان خودشان و نه تنها برای مسلمین...همانگونه که خودتان ذکر کرده اید که پیامبر از شرک امتشان بعد از خود، نگران بوده اند.پس این لغزش همیشه ادامه خواهد داشت.
جلال دامن افشان...
بحث گناهکار بودن مسلمین چیز دیگری است...
اما از لحاظ یکتاپرستی , بدون شک از زمان پیامبر تاکنون امت اسلام مشرک به خدای یکتا نشده اند...
در این شکی نیست خواهرم...
شنبه 27 مهر 1392 11:52 ق.ظ
عرض سلام و خسته نباشید.
بزرگوار مقاله تان را خواندم و اینک با اجازه از شما نکاتی چند را که به نظر حقیر میرسد به عرضتان میرسانم:
1: فرمودید:" بنده توحید را در معنای دیگری نیز می یابم "
ابتدا معنای توحید در روایات که خودتان بهتر از بنده میدانید:
حدیث اول: أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَعْظَمَ ثَوَاباً مِنْ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٌ وَ لَا یَشْرَكُهُ فِی الْأَمْرِ أَحَدٌ
ترجمه : ابو حمزه مى‏ گوید : از امام محمد باقر (علیه السلام) شنیدم كه مى‏ فرمود : ثواب چیزى بزرگ‏تر از شهادت دادن به لا اله الا الله (وحدانیت خداوند) نیست، زیرا خداوند، مساوى با چیزى نیست و كسى در هیچ كارى، با او شریك نیست.
حدیث دوم:عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا قُلْتُ وَ لَا قَالَ الْقَائِلُونَ قَبْلِی مِثْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُترجمه :
از ابو سعید خُدرى نقل شده است كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند : نه من و نه كسى قبل از من، سخنى مانند (لا اله الا الله) نگفته است. (این نشان مى‏ دهد كه تا اعتقاد به توحید و یگانگى خداوند نباشد، چیزى معنا نخواهد داشت.)
پس "توحید که اساس دین است تنها یک معنی دارد"،همانی که در روایات آمده است که نمونه ذکر گردید.
جلال دامن افشان...
سلام.
ممنونم از نظر و حضور و توجه تان.
.
.
واقعا برایم عجیب است که چرا عزیزان مذهبی و دیندار کاملا مخالفند که دین جنبه ی انسانی و زمینی نیز پیدا کند...
و جالب است که مسلمین تا قبل از مدرنیسم و ظهور اومانیسم , خود از طلایه داران دین الهی-انسانی بوده اند...
پس چرا در عصر حاضر فقط بدلیل رقابت با غرب و مدرنیته از زیبایی های دین خود نیز گریزان شده اند؟؟
این لجاجت اصلا خوب نیست...
مثل این است که از لج دشمن به خودت ضرر وارد کنی...
من واقعا متوجه نشده ام که چرا عزیزان مذهبی با دین الهی - انسانی مخالفت می کنند...
.
سپاس بانوی گرامی.
شنبه 27 مهر 1392 11:29 ق.ظ
انسان ها تنها موجودات روی زمین هستندکه ادعا میکنند خدایی هست
اما تنها جاندارانی هستند که رفتارشون طوریست که انگار خدایی وجود ندارد!!!
جلال دامن افشان...
برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرق فام را...
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را...

باران اشکم می رود وز ابرم آتش می جهد...
با پختگان گو این سخن , سوزش نباشد خام را...
سعدی
جمعه 26 مهر 1392 07:01 ب.ظ
درود بر شما دوست خوبم مطلبتون بسیار زیبا و ستودنیست وبلاگتون رو لینک کردم تا همیشه نظاره گر مطالبتون باشم...
جلال دامن افشان...
فذات بشم دادا...
ممنونم از لطفت...
انشالله مطالبم برای حتی یک نفر ولو در حد یک لحظه مفید باشه...
جمعه 26 مهر 1392 07:00 ب.ظ
درود بی پایان بر شما دوست خوبم واقعا خوشحالم که به این خوبی نقد کردید و سپاسگزار که از ته دل خوندید برای این مصرع خواستم عوض کنم ولی توو معنی خیلی تفاوت ایجاد میشه و معنی اصلی از بین میره کو تا که فرق داره ...و این میتونه کل معنی رو عوض کنه قبلا هم خوندم و الان هم خوندم ولی توو بیان کلام وزن زیاد مشکلی نداره ...باز هم سپاسگزارم از نقد زیباتون دوست خوبم و بزرگوارم..!!
جلال دامن افشان...
خواهش می کنم عزیز....
شاد و پیروز باشی...
جمعه 26 مهر 1392 06:47 ب.ظ
سلام ممنون از اینکه به وب من سرزده اید . وب شما واقعا زیباست . اکه دوست داشتین تبادل لینک بشه خبر بدین .
جلال دامن افشان...
سلام.
ممنونم عزیزدل...
شادباشی.
جمعه 26 مهر 1392 04:08 ب.ظ
تا روزی کــه بــود دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد!
از روزی کــه رفــت گــل هــای ســرخ بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد . . .

جلال دامن افشان...
مثل رنگ گندمزار و موهای شازده کوچولو و دوستی روباه ....
جمعه 26 مهر 1392 12:30 ق.ظ
درود بر شما.بسیار سپاس از حضورتون.

پاینده و شاد باشید.
جلال دامن افشان...
سپاس بانوی نوازنده...
چهارشنبه 24 مهر 1392 04:38 ب.ظ
وقتی در کشوری مدعیان ایران پرستی از یک تشکر و جواب سلام به اینجانب دریغ میکنند بایست وبلاگ امثال مرا فیلتر کنند.
وقتی مردم بزدلی وجود دارند حتا حاضر نیستند لینک یا نام وبلاگ مرا در وبلاگهایشان منتشر کنند و چنین بزدل و ترسو هستند زحمات چندین ماه مرا به باد فیلتر بدهند.
ولی اشکالی ندارد اینها ذخیره افتخار هست. سندی بر پوچی ایران خواهی و وطن دوستی مدعیان دورغین.
سندی بر پوچی و دروغگویی مدعیان عقل و اخلاق.
سندی بر ادعای شیعه علی بودن!
آری معلوم میشود چه کسی قاعده طلایی که 1400 سال پیش پیامبر اسلام و علی و جعفر صادق گفتند این مدعیان شیعه با فیلتر کردن وبلاگی بیاد عقل و اخلاق جهان شمول را سخنان ایشان میداند!
من مدعی شیعه نبوده و نخواهم بود ولی اینها چه جوری پاسخ خواهند داد!
واسه اینکه بدانند در عصر آزادی اطلاع رسانی دیگر این چیزها منسوخ شده است، این وبلاگ را موقت زدم. ولی ان توصیه مرا امیدوارم جامعه عمل بپوشایند. مانیفست را دریابید.
http://ramu1.blogsky.com
جلال دامن افشان ...
زردها بیهوده قرمز نشدند...
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار...

صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست...


من دلم سخت گرفته است از این...
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک...
که به جان هم , نشناخته...
انداخته است...
( ترانه ی برف از فرهاد مهراد)
.
.
.
به هجرت بیاندیش برادر...
این خاک دیگر کفاف دوانیدن ریشه نمی دهد...
چهارشنبه 24 مهر 1392 12:51 ق.ظ
میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت

وز عالم راز بی‌خبر خوانندت

گر خیر کنی فرشته خوانند ترا

ور میل بشر کنی بشر خوانندت

عبید زاکانی
http://ganjoor.net/obeyd/divan-obeyd/robaee-obeyd/sh8/
جلال دامن افشان...
هر آنچه خواهی بشوی...
البته با تلاش و دانش و اخلاق.
سپاس.
سه شنبه 23 مهر 1392 11:10 ب.ظ
توحید الهی ...یك واحد متكثر در عالم هستی می باشد ...
جلال دامن افشان...
سپاس
سه شنبه 23 مهر 1392 09:24 ب.ظ
سلام

به نظرم تمام توحید هایی که بیان کردید در راستای طولی همان توحید ادیان قرار داره
جلال دامن افشان...
سلام.
دقیقا همینطوره که فرمودید...
باسپاس
سه شنبه 23 مهر 1392 01:42 ب.ظ
سلام استاد ارجمند
با تشکر از حضور ارزشمندتون
در مورد متن مربوط به کریم باستانی
در اولین برخورد با مفهوم این کلمه "بستنی و آیس کریم" دقیقا بنده هم به نتایجی که شما اظهار داشتید در نظراتتون رسیدم.
واما در مورد متن مربوط به "وقتی":
تا حدودی این امر از لحاظ روانشناسی ثابت شده است
اما در مورد تمام افراد صد در صد نیست..
سپاس
جلال دامن افشان...
سپاس دوست عزیزم...
دوشنبه 22 مهر 1392 10:47 ب.ظ
معذرت میخواهم ازاین غلط نگارشی ولی برخی اش نتیجه تند تایپدن است و مثله اینکه فایرکس بازی گوشی میکند. روباه بد جنس!

البته وحدت به شکل جهان شمولی که من تعریف میکنم به معنی ادغام و نابود اجزا نیست بلکه مثل داستان سیمرغست که عطار گفته.
مرغانی برای یافتن سیمرغ به پرواز در میایند و بعد میبینند خودشان با هم شده اند سیمرغ.
این وحدت که میتواند شامل خراسانی و ایارنی و در کل جهان باشد اجزا که همانا مردمان مختلف هستند وجود دارند ولی در قالب اجتماع واحد. کرمانج و سیستانی و بلوچ و عرب و ترک اذربایجانی و مشهدی و اصفهانی و تهرانی و ترکمن
.. همگی میشوند سیمرغ ایران.
این میشود جامعه موحد ایرانی. سنی و شیعه و مسلمان غیر مسلمان، همگی میتوانند هویت خودشان داشته باشند ولی جزوی از یک هویت جهان شمولی باشند و اگر مفاهیم جهان شمول و خردمندانه و اخلاقی همچو دموکراسی و عدالت و برابری انسانی باشد میشود ایران و کشورهای همسایه با هم اتحادیه مثل اروپا تشکیل بدهند و همه اقوام و ملیتهای منطقه به وحدانیت برسند و از منافع بی بدیل با هم بودن بهره مند شوند و همان هدف اصلی همه صلحا و آزادیخواهان تاریخ از جمله پیامبران که همانا صلح و سعادت بشریت است تحقق میبابد.
فقط اگر مردم بدین هدف متعالی اگاه شوند و دست سیاسی-ایدئولوژیستهای نابخرد نابکار را از قدرت کوتاه کنند و آنها نیز به این جریان بپیوندند
جلال دامن افشان...
من هم به این برداشت شما کاملا معتقدم...
اگر اشتباه منظورم را رسانده ام عذر می خواهم....
.
.
راستی مطلب زابلی تان قلبم را بشدت بدرد آورد...
امید که اصلاحی پیش بیاید و این جنایت انسانی اجرا نشود...
دوشنبه 22 مهر 1392 10:31 ب.ظ
با سلام و احترام
واما در مورد بخشی از مقاله ی پر مغز شمادر مورد توحید در گفتار:
شاید این از حیث روانشناسی بسیار قابلیت بحث داشته باشه
برخی که نه ،شاید بسیاری از انسان ها همانگونه که در اطرافمون در جامعه ی پرنقاب امروزی مشاهده می کنیم ،بسیار سعی در مقبول نمایش دادن شخصیت خودشون در بین اطرافیان و دوستان و آشنایان هستند.در حالیکه این شخصیت واقعی و یا به قول شما وحدانیت در گفتار(شاید هم رفتار و شخصیت) نیست.افراد برخی با اهداف مختلف و شاید هم با اهدافی بسیار کثیف و منفور سعی در جلب نظر مخاطبینشون ویا موجه جلوه دادن شخصیتشون دارن ،در حالیکه این نیستند!!این امر نوعی بیماری روانی محسوب میشه و به در جات مختلف طبقه بندی میشه،این افرادبه اختلالات شخصیتی مبتلا هستند که ممکنه و یا بلاشک برای خودشون و انسان هایی که در دنیای اطرافشون هستند ،می تونن خطرناک باشند.
ای کاش همه ی انسان ها از نعمت صداقت بهره مند بود..
سپاس استاد گرامی
جلال دامن افشان...
کاملا درسته خواهر من...
قصد من از ارائه ی این نظریه این بود که به توحید بتونم جنبه ی انسانی هم بدم.(علاوه بر جنبه الهی)
چون وقتی که بعد انسانی بهش بدیم مجبور خواهیم شد فاکتورها و نمادهای انسانی رو هم رعایت کنیم.
فاکتورهایی مانند علم و دانش - روابط و مسائل اجتماعی - اخلاق انسانی - سلامتی جسم و روان و...
بنابراین مجبور خواهیم شد برای رسیدن به توحید , حتما حتما به دنبال سلامتی جسم و روان مان باشیم که برای رسیدن به این مرحله باید که از علم و دانش کمک بگیریم....
و کسی که از لحاظ جسمی و روانی در سلامتی باشه یقینا کمتر به بی اخلاقی هایی مثل ریاکاری و دروغ و غیره کشیده میشه... زیرا خودتون بهتر می دونین که خیلی از عیوب اخلاقی , بیماری محسوب میشن که قابل درمانند...
.
.
سپاسگذارم از نظر ارزشمند و مکمل تون.
دوشنبه 22 مهر 1392 10:17 ب.ظ
سلام استاد محترم
مطلبی با عنوان کریم باستانی،قرار دادم
که چندی قبل به طور اتفاقی در یک نشریه ی پرستاری خووندم.برام جالب بود.
خوشحال می شم شما هم این متن رو مطالعه کنین.
سپاس
جلال دامن افشانسلام و درود.
مطالعه کردم و نظرم رو هم در حد توان و دانایی م ارائه دادم...
انشالله که مقبول باشه...
.
.
درود بر شما.
دوشنبه 22 مهر 1392 02:48 ب.ظ
منم دادو جان تبریک بهت میگویم هر چند پستهایت معدودست ولی محبوبست!
وقتی در حُسنی مینم تحسینش میکنم و اینگونه هم لذت میبرم و هم پلیدهایی همچو حسادت و غرور در خود کنترل یا سرکوب میکنم.

ببین داداش اینها میخواستم سر فرصت بگویم.
توحید با این برداشت شما میتواند وحدت مردم یک شکور هم تلقی شود.
اصلا تمدن و فرنگ و اخلاق چیست؟ بنیاد همه اینها به این برمیگردد که انسانها بجای تنهایی دو هم میایند. اجتماع کوچ و سپس بزرگ و بزرگتر از طائفه و قبیله و قوم شروع میشود به ملت و کشور و در هایت جهان.
این یکی اجزا باوجود اصالت و هویت فردی در نهایت جمع میشوند این هم نوعی توحید است.
وحدت و همگرایی مردم یک کشور مثل ایران راهی بسوی وحدانیت است.
تمدن از باهم بودنست و نه پراکندگی. اخلاق در اجتماع معنی میدهد وگرنه برای انسان تها که اخلاق بیمعنی است!
برای همین میگویم برخی چیزهای مفهومی جهان شمول دارد. تمدن از برای باهم بودنست. حتا نام اماکنی مثل خراسان هم نوعی وحدانیت دارد زیرا که میتواند باعث همگرایی میان مردمان از اقوام و زبانها و مذاهب مختلف شود.
عقل و جهان شمول در واقع نوعی دعوت به توحید است.
جلال دامن افشان...
دقیقا...
آفرین...
یک بودن در اعتقاد به مبانی و اصول اخلاق...
نه اینکه هر کس به اشکال مختلف اخلاق را برای خودش تعریف کند(شرک در تعریف اخلاق)....
اینگونه به قول شما توحید را در اخلاق جهان شمول نیز می توانیم حاکم کنیم...
.
.
و نیز طبق نظر شما بر اساس نظریه ی توحید باید که تمام مردم جهان را از یک منظر انسانی بنگریم و در واقع بصورت توحیدی و یکی بودن ببینیم شان.
یعنی همه ی انسان ها یکی هستند و آن انسان است.
اینگونه دیگر از تعصبات در تفاوت های نژادی و دینی و قومی و ملی و زبانی و غیره(شرک) آسوده شده و به توحید در اجتماعات انسانی می رسیم...
سپاسگذارم که همانند مقاله ی ابن سینا , تعاریفی دیگر به موضوع و مقاله ام افزودید...
ممنونم برادر اندیشمندم...
دوشنبه 22 مهر 1392 10:37 ق.ظ
سلام
چه خبر
چ عجب یادی کردی
ممنون از حضورت
موفق باشی
جلال دامن افشان...
سلام.
ای...
نفسی هست هنوز...
به قول اخوان؛
اندک شرری هست هنوز...
دوشنبه 22 مهر 1392 01:19 ق.ظ
باسلام و تشکر از وبلاگ ashkhaneh.mihanblog.com

و ارسال نظر. آقای دامن افشان وبلاگ زیبا و جذابی دارید تبریک بنده را پذیرا باشید خوشحال میشوم از مطالب اشعار مقالات ویا دست نوشته های شما در وبلاگ و سایت آشخانه بهره ببریم .

شعیب مدیر وبلاگashkhaneh.mihanblog.com

و مدیر سایت ashkhaneh.com
جلال دامن افشان...
سلام و درود.
همبستگی با همشهریانم آرزوی دیرینه ام بوده و هست.
انتقال مطلب با ذکر نام و یا منبع , باعث افتخار خواهد بود برای بنده.
هدف مشترک , تعالی مانه و سملقان است.
یکشنبه 21 مهر 1392 10:22 ب.ظ
سلام
نظرتون برام خیلی جالب و بهتره بگم شوق آور بود.
یک نقطه ی مشترک عمیق

موفق باشین
جلال دامن افشان...
سلام بانو...
ممنونم بخاطر وقت و حوصله و توجه تون به موضوع.
نظرات شما عزیزان دلگرمم می کنه...
توو این سیاهی مثل یه سوسوی امیده...
سپاسگذارم.
یکشنبه 21 مهر 1392 09:52 ب.ظ
سلام....
ممنونم... لطف دارین...
مباحث سنگینیو عنوان کردین...ولی جالبو پربار....
موفق باشین...
جلال دامن افشانسلام.
خوش آمدید.
.
.
پاینده باشید.
یکشنبه 21 مهر 1392 06:16 ب.ظ
سلام ممنونم ازمحبت شماامیدوارم که تونسته باشم کاری بکنم که رضایت همشهری هاوشایدهم استانی هارابدست آورم.
جلال دامن افشان...
به یقین همینگونه است...
درود بر شما.
یکشنبه 21 مهر 1392 05:54 ب.ظ
شاید این همان یأسی باشد اخوان ثالث و هدایت داشت و امثالهم.
اینکه در نهایت اکثر انسانها فریب ظالمان مظلوم نما یا معصوم نما میخورند!
دموکراسی فعلا بی بدیل است ولی رای در دست کسانی باشد که آگاه باشند.
مثلا زنهای در کشورهای عقب مانده حق رای دارند ولی اکثرا مردهایی رای میاورند که ضد زنها تصمیم میگرند مثل قانونی کردن تعدد زوجات در حالیکه نسبت مردها بیشتر از زنهاست!!!
این همان حماقت بشریت است که نمیخواهند بر درنده زیاده خواهی اش پوز بند بزند!
جلال دامن افشان...
این ها همه از نادانی و عدم اطلاع و دانش مردم , ناشی می شود....
دوش مردم بی خرد بهترین مکان است برای سواری گرفتن فرصت طلبان و فریبکاران.
یکشنبه 21 مهر 1392 05:37 ب.ظ
سلام استاد
مقاله بسیار پر محتوایی است
باید اعتراف کنم که تا به حال از این ابعاد به این مسئله نگاه نکرده بودم.
البته یک مسئله ی نه چندان ناخوشایند هم برام ظهور پیدا کرد!
اینکه مگه ممکنه وقتی به شخصی علاقه مند میشی و باهاش تعهد پیوند جاودانه زیستن در کنار هم می بندی،به شخص دیگه ای هم فکر کنی؟
نمی دونم ،اما تصور این مسئله هم با عرض پوزش ،خیلی وقیح و سوال برانگیزه و به فرد این جسارت رو میده که هرطور که دوست داشت با همراه زندگیش رفتار .... داشته باشه و توجیهش هم این باشه که من می تونستم انتخاب بهتری داشته باشم .هیچ انسانی کامل نیست .اصل پیسوند دو انسان بر مبنای همپوشانی است نه جلوه گر کردن معایب همدیگه.البته جای جای مقاله ی شما جای بحث داره..
سپاس
جلال دامن افشانسلام.
سپاس دوست عزیز.
آره میشه...
متاسفانه خوبم میشه...
طبق کنکاش های خود بنده , اکثر زوج های امروزی توو افکار و نهان شون همیشه همسراشون رو با سایرین مقایسه می کنن و خصوصا با کیس های قبل شون بشدت مقایسه می کنند....
تاسف برانگیزه و به قول شما خیلی وقیحه اما متاسفانه وجود داره...
اگه قرار بود این زوج های عزیز , اهل تفکر باشن ( که بفهمن هیچ انسانی کامل نیست ) که این همه گند توو زندگی های زناشویی امروز بالا نمی اومد... چه گندهایی که ظاهر میشن و چه اونایی که پنهان می مونن...
.
.
.
به هر حال به قول شما این مقاله بسیار جای بحث داره چون اصلا نباید مقاله می شد... این نظریه رو باید بصورت یک کتاب مجزا می نوشتم نه یه مقاله کوتاه.
.
.
ممنون از حضور و نظر ارزشمندتون بانو.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :