تبلیغات
رها شویم از تردیدها - ساختمان استبداد
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








پنجشنبه 25 خرداد 1396 :: نویسنده : جلال دامن افشان

از آنان توسری ها

و از ما بوسه بر دست

بنای پست بر پست



قصه ی ظلم و ستم در جامعه و تاریخ، یک قصه ی دوطرفه است. همانند سکه ای که دو طرف دارد.
تقریبا همه پادشاهان و فرمانروایان مستبد تاریخ، در ابتدا، آن همه بیدادگر نبوده اند.
بلکه آنقدر از اطرافیان شان چاپلوسی و تظاهر و ریا و نوکری و بندگی و تملق دیده اند...
و آنقدر از مردم و رعایا، نوکرصفتی و برده صفتی و پستی دیده اند... که کم کم به این نتیجه رسیده اند که اگر مستبد نباشند، به بی عرضگی و ناتوانی و ضعف متهم می شوند.
و همچنین کم کم آن جانور گرگ صفت درون شان بیدار می شده و می رسند به استبداد و جنون قدرت.

سفیر آمریکا از زمان حکومت محمدرضا پهلوی، خاطره ای تعریف می کند که واقعا در خور تامل و اندیشیدن است.


می گوید: با نخست وزیر ایران، صحبت می کردم. ایشان به من گفتند که لطفا شما با شاه صحبت کنید درباره ی فلان مشکل که در مملکت پیش آمده.
من گفتم: شما نخست وزیر هستید، آن وقت من بروم با شاه صحبت کنم؟ خب خودتان بگویید.
نخست وزیر می گوید: ای آقا! شما که از این جامعه خبر ندارید، چونکه همه ی ما اعضای دولت و حکومت و دربار، وقتی به خدمت شاه می رسیم فقط و فقط باید چاپلوسی او را بکنیم.
مگر می شود با ایشان از مشکلات صحبت کنیم! .



خب این خاطره، خیلی دردناک است.
یعنی تا این سطح، زیردست ها و مردم، چاپلوس و ریاکار و برده صفت هستند.
و تا این سطح، بالادست ها، مستبد و زبان نفهم و خودپرست.
یعنی قصه ی استبداد در جوامع بشری، یک سکه دوطرفه است.
یعنی حاکم و محکوم، ظالم و مظلوم، مهتر و کهتر، قلدر و ضعیف، خان و رعیت، و غیره، هر دو مقصر هستند.

به همین خاطر، از سر درد اجتماعی و فرهنگی، این شعر را اینگونه سرودم و جامعه را به یک ساختمان تشبیه کردم که تمام آجرهایش بر اساس ظلم ظالم و چاپلوسی زیردستان، ساخته شده است.

از آنان: توسری ها
و از ما: بوسه بر دست.
بنا ی پست بر پست.
.

نوشتار و شعر از:
"جلال دامن افشان"


پی نوشت اول:

مجملش گفتم، نکردم من بیان

ورنه هم افهام سوزد هم زبان.


من چو لب گویم، لب دریا بود
من چو "لا" گویم، مراد "الا" بود.

مولانا

پی نوشت دوم:
شعری از مولانا در مثنوی معنوی، دفتر سوم، در شرح اینکه سجده ی مردم باعث شد تا فرعون دچار توهم گردد.

سجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد
زد دل فرعون را رنجور کرد.
گفتن هریک خداوند و ملک
آنچنان کردش ز وهمی منهتک.
که به دعوی الهی شد دلیر
اژدها گشت و نمی‌شد هیچ سیر.
.

×(منهتک=رسوا. بی پروا)





نوع مطلب : نوشتارها، معرفی ها، شعر و متن و....، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:46 ب.ظ
I really like reading through a post that can make men and women think.
Also, thanks for allowing me to comment!
جمعه 13 مرداد 1396 07:06 ب.ظ
Very quickly this web page will be famous amid all blogging users,
due to it's good content
جمعه 13 مرداد 1396 02:08 ب.ظ
It's going to be ending of mine day, except before end
I am reading this enormous piece of writing to increase my know-how.
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:59 ق.ظ
Whoa! This blog looks exactly like my old one!
It's on a entirely different subject but it has pretty much the same
layout and design. Wonderful choice of colors!
جمعه 2 تیر 1396 12:51 ق.ظ
سلام پانتی هستم مدیر سایت شاناشاپ
http://shanashop.ir

ممنون از وبلاگ خوبتون
جلال دامن افشان...
سلام.
دوشنبه 29 خرداد 1396 02:48 ق.ظ
چشم جناب دامن افشان، مطالعه خواهم کرد.
تشکر بابت تذکرات بجاتون و نیز بابت راهنماییتون.

سربلند باشید.
خدانگهدارتان.
جلال دامن افشان..
آفرین.
ممنونم از محبت تون.
با کلیدواژه های:
مجرمین
امر
وعد
ننجی
بهتر می تونید در این خصوص، تحقیق کنید در قرآن.
و یادتون باشه که مجرمین، در فرهنگ قرآن، هیچ شباهت و ربطی نداره به کلمات مجرم و جرم در زبان فارسی.
.
.
.
موفق باشید دوست عزیز.
یاحق
دوشنبه 29 خرداد 1396 12:33 ق.ظ
علی الظاهر برترین گناه و ظلم که قابل بخشش در پیشگاه الهی نیست، ظلم به خداوند است که از طریق انکار و شرک به خداوند صورت میگیرد.

و دومین ظلمی که قابل بخشش توسط خداوند نیست، ظلمیست که نسبت به دیگران انجام شده باشد.

خداوندا به لطف خویش همه ی ما را از گناه بزرگ انکار و شرک دور بدار و دلهای ما را نسبت به هم مهربان نما تا از نسبت به یکدیگر گذشت و بحشش را بکار بندیم.
چرا که همه ما به بخشش یکدیگر نیازمندیم و توصیه ی خداوند بر بخشش انسانهاست نسبت به هم اگرچه این حق را برای هر فرد قائل است.

شاد باشید

اگر آیات مرتبط با بحث را پیدا کردم، حتما خواهم آورد.
البته اگر باز هم سری بزنم به وبلاگ گرانقدرتان، چرا که در کلامتان رگه هایی از روح قهرآمیز میبینم.

خداوند یار و یاورتان
جلال دامن افشان...
این موضوعی که فرمودید، جزو احکام اخلاقی اسلام هستند.
برای عموم مردم.
شرک، بخشیده نمی‌شود.
حق الناس بخشیده نمی شود.
و...
پس ارتباطی به صحبت های من درباره مجرمین ندارند.
.
.
.
درخصوص مفهوم مجرمین در قرآن، لطفا یا مطالعه کنید قرآن را.
یا بیهوده و بی دلیل، مباحثه نکنید.
وقتی چند بار تاکید کرده ام که گناهکاران و کافران و مشرکان و ظالمان و قاتلان و دزدان و فلان و فلان، امکان توبه و هدایت و رحمت دارند.
و مجرمین، یک عنوان کاملا ویژه با تعریفی ویژه است.
پس لطفا تحقیق در قرآن رو شروع کنید و از مباحثه ی بیجا پرهیز کنید.
که بقول امام علی:
مباحثه ی بیجا، تدبیر را ویران می کند.
.
.
.
سپاسگزارم بابت حضور خوب تان بزرگوار.
یاحق
دوشنبه 29 خرداد 1396 12:12 ق.ظ
با تشکر از پاسخ مبسوطتون .
اما باید بگم با بحث مجرم که مطرح کردید مشکل دارم.
البته سعی بر پیدا کردن مفهوم مجرم در فرهنگ و ادبیات قرآن خواهم داشت.
اما اون که شما گفتید خدا به مجرمین ظلم میکنه، به گمانم اسمش جزا و مجازات یا حتی عذاب بتونه باشه اما ظلم، نه.
به دور از خداییه خداست که اگر انسانی بفهمه گناه کرده و اعتراف کنه و بر اساس فهم و دانش و راهنماییها اقدام به توله کنه، این حق ازش گرفته بشه، حالا اسم اون آدم هر چی میخواد باشه.
دنیا و زندگی و حیات، زمان فرصت انسانهاست و خداوند این فرصت رو از هییییییچ کس نمیگیره مگر خوده انسان.
خداوند در قرآن گاهی و یا غالبا کلی صحبت میکنه انا در جاهایی اشاراتی به استثناها هم داره که متاسفانه الان آیه ها رو بخاطر ندارم.
با فریب و خوش بینی افراطی نسبت به رحمت خداوند و سر رو زیر برف کردن موافق نیستم چون انسان رو به ورطه ی تکرار خطا میندازه اما با قطع امید از رحمت الهی و بستنه وادی تلاش برای انسان حقیقتا نادم و توبه کار هم موافق نیستم.
حواسمون باشه وقتی میخوایم بر اساس مهر و احساس مسئولیت از ابزار ترساندن خطاکاران استفاده کنیم، اونقدر زیاده روی نکنیم که حتی اگر یک نفر به حقیقت توبه کاره، ناامید و پشیمون بشه.
خداوند برای برگشت هر نفر از بندگانش بسیاااااار خوشحال خواهد شد و انتظار برگشت او رو میکشه حتی اگر خیل بسیاری از صلحا رو در گرد خودش داشته باشه.
بگذارید ما کارمون در عین یاری و انذار، امید حقیقی دادن باشه و دعا برای بندگان حتی رانده شده.
بیایید ما خدایی نکنیم...


سپاس از توجهتون
و دعای خیر برای شما و دوستان و همراهانتون.
جلال دامن افشان...
خیلی فراتر از چیزهایی که در این پیام گفتید، رو در پاسخم به پیام قبلی تان، گفته بودم.
آنجا که گفتم خدا برای ظالمان و گناهکاران و مسلمان و کافر و غیره، رحمت و توبه و نجات و غیره رو قرار میده.
.
.
.
مجرمین، توسط خود خدا، گمراه و بدبخت میشن.
چون دوره ی هدایت رو به عاشورا، خاتمه دادند.
.
.
آیات مربوط به این مفهوم رو بسادگی می تونید بخونید.
در سایت پارس قرآن، کلمه ی "مجرمین" رو در بخش عربی قرآن، سرچ کنید.
و بعد. تک تک شون رو بخونید.
همین.
.
.
بااحترام و سپاس
یاحق
یکشنبه 28 خرداد 1396 02:58 ب.ظ
تنها خداونده که ظلم نمیکنه.
عذاب میکنه اما ظلم، نه.
نه ظالمه و نه مظلوم، چرا که به قول شما، مظلوم هم به نوعی ظالمه، ظالم در حق خودش.
پس تنها منزه از هر گونه ظلم، در هر سطحی، خداونده.
و اما داستان انسان، که به زمین فرستاده شد و این امکان یا فرصت رو پیدا کرد تا سختی ببینه و رشد کنه تا به کمال برسه، چرا که قدر عافیت ندانست.
به نظر میرسه ظلم یک مفعوم سیال باشه.
بدین معنا که کسی همیشه ظالم نیست و جایی دیگه مظلومه ولی این اصلا به این معنا نیست که ظالم بودنش رو توجیه کنه.
ظلم یه مفهوم پیچیده و چند لایه س و پویا.
در رمان بادبادک باز، خالد حسینی، هر گناهی رو دزدی میدونه.
شاید آدما با توجه به شرایط زندگی و تجربیاتشون یک متر برای بدی تعریف میکنن.
اگرچه دزدی هم یه مفهومه و به سادگی نمیشه در موردش صحبت کرد و چنین عملی رو قضاوت، اما انگار پیچیدگی اون از مفهوم ظلم ساده تر و دارای گستردگی کمتری هست.

البته شما مفهوم ظلم رو خیلی خوب بیان کردید اما پیچیدگی موجودی به نام انسان و نیت انسان از عملش باز هم موضوع رو سخت تر میکنه.

اما اگر سرگرم این پیچیدگیها بشیم از مفهوم اصلی و ساده ای که شما بیان کردید غافل میشیم و به دام گردابی می افتیم که شاید روشنفکری در اون افتاده.
پس میشه خیلی ساده و صادقانه هر عمل و نیتش رو مورد بررسی قرار داد بدون تعمق و فرو رفتن در گرداب پیچیدگیها و اون وقت هر فرد خودش و نیتش و عملش رو بررسی کنه که ظلم هست یا نه؟
ظلم به خودش؟
ظلم به دیگری؟
ظلم به خوبیها؟
ظلم به خوبها؟
ظلم به گذشتگان؟
و
ظلم به آیندگان؟

هم سخته هم آسون اما شدنی و مهم اینه که شدنیه.

سرفراز باشید خردمند

جلال دامن افشان...
سلام بر شما.
ممنونم که خواندید و نطر دادین.
.
.
بله درسته.
ظلم، در محدوده ی "فعل و سخن و اندیشه" تعریف میشه.
نه برای یک شخص یا گروه یا جامعه.
یعنی ما عمل ظالمانه داریم.
سخن ظالمانه داریم.
فکر ظالمانه داریم.
اما آدمی که کلن ظالم باشه نداریم.
برای مظلومیت هم همینطوره.
.
.
پس یک نفر که الان داره فلان ظلم رو می کنه، امکان داره که خودش در ظلم دیگه ای، مظلوم باشه.
.
.
اما درخصوص خداوند که ظلم نمیکنه، یک نکته وجود داره.
قطعا خدا ظلم نمی کنه.
اما خدا عادله.
پس در موضوعاتی که اگر به یک ظالم ظلم نکنه، در حق یک مظلوم یا در حق یک آدم غیرظالم، ظلم محسوب میشه، اونجا عدالت رو برقرار می کنه که در عمل، دقیقا باعث ظلم در حق ظالم خواهد شد.
.
.
اینجاست که عنوانی بنام "مجرمین" پیش میاد.
در فرهنگ لغات قرآن، کافر و مشرک و گناهکار و ستمکار و غیره، امکان توبه و هدایت و رحمت خدا رو دارند.
اما یک گروه هستند که خدا با مکر و قدرت خودش نمیذاره تا هدایت بشن.
و کاملا عامدانه و بیرحمانه، اونها رو به بدبختی و تباهی می کشونه.
و توبه و هدایت و رحمت و نجات رو ازشون دووووور می کنه.
و از اونها بعنوان "مهره های بازی" استفاده می کنه تا انسانهای خوب رو آزمایش کنه.
و در پایان بازی آزمایشات، اونها رو مثل هیزم، در آتش قهر و جهنم دنیا و آخرت، رها می کنه.
.
.
"مجرمین" کسانی هستند که آزمایش عاشورای زندگی شون رو دادند و یکی از دو نمره ی زیر رو گرفتند.
۱. یا با حسین جنگیدند و بهش ظلم کردند.
۲. یا تمام وجودشون رو فدای حسین نکردند و سکوت و بی طرفی و احتیاط و محافظه کاری و امثالهم پیشه کردند.
.
.
اینها مجرمین هستند.
که خدا بهشون ظلم خواهد کرد پس از اتمام آزمایش عاشورا.
و دیگه نجاتی از جهنم ندارند.
چون خود خدا اجازه نمیده که به توبه دست پیدا کنند.
و فریب شون میده.
اونها در فریب می مونن تا روزی که مرگ شون برسه و در جهنم با "صورت" پرتاب بشن.
.
.
.
موضوع سومی که در نظر شما وجود داره، خیلی عالیه.
اینکه "فارغ از هر نوع تعمق و بررسی افراطی، ببینیم که چه کاری ظلمه پس ازش پرهیز کنیم و بترسیم از خدا"
.
درسته.
باید فارغ از هر چیزی، ببینیم که یک عمل یا یک سخن یا یک فکر، درست هست یا نادرست.
سپس با ایمان و اطمینان و پاکیزگی، درست رو انجام بدیم و نادرست رو نه.
معیار درستی و نادرستی هم باید "حقیقت" باشه.
حقیقت که از کتاب الهی و ۱۲ پیشوا به ما رسیده.
لذا خودمون حق تعریف حقیقت رو نداریم.
.
.
.
ممنونم که باعث بسط بحث شدید.
یاحق
شنبه 27 خرداد 1396 11:19 ب.ظ
درودبرشماآقای دامن افشان عزیز،اخسنت برقلم توانای شما!خداوندمارا از ریادورکنه ان شاءالله،سپاس ازحضورنابتون،زنده وسلامت باشید.
جلال دامن افشان...سلام معلم عزیز و مهربان.
همسایه قدیمی وبلاگ.
که همیشه از اندیشه و سخنان شما "شرافت و تعهد" رو در یاد دارم.
.
.
امیدوارم خوب باشید.
ریا و فریب و ظلم و بدی، تمام جامعه مون رو فراگرفته.
و حکایت تک تک افراد انگشت شماری هم که در راه راستی و درستکاری قدم می گذارند، در حد شعله ای کوچک و پرنده ای تنها، در شب تاریک دریاست.
بقول احمد شاملو:
.
مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت.
شب چرایی گفت و خواب از سر گرفت.
مرغ وایی کرد پر بگشود و بست.
ره ز شب نشناخت در ظلمت نشست.
الی اخر
.
.
.
متاسفانه در این اقیانوس ظلمانی تاریک و ساکت و سرد، این چند عدد شمع و پرنده ها، محکوم به خاموشی و مرگ غریبانه هستند.
اما من معتقدم که اگه حتی یک نفر، در نهایت شرافت و اصول و پاکی و تعهد و حکمت و ایمان و صبوری و مهر، باشه. در نهایت خواهد تونست که این شب رو به صبح هدایت کنه.
فقط باید خودش کاملا مستحکم و درستکار و راستگو و باایمان باشه.
.
.
اینجوری، یک شمع هم می تونه شب دریای ظلمانی رو روشنایی ببخشه.
مثل خورشیدی پاینده.
.
.
.
سلامت باشید دوست خوبم.
یاحق
شنبه 27 خرداد 1396 08:55 ب.ظ
سلام،

تا مردم چاپلوسی نکنند، طرف پر رو نمی شود!
جلال دامن افشان...
سلام و درود.
بله دقیقا در این اتفاق شوم و پلید، اولین آجر را چاپلوس ها می گذارند.
همیشه از مردم ریاکار و چاپلوس و منفعت طلب، شروع می شود و به استبداد و خودکامگی ارباب، می انجامد.
.
.
ممنونم بابت حضورتان بزرگوار.
جمعه 26 خرداد 1396 06:28 ب.ظ
خداوند ایمان زا محبوب مومنان قرار داد و آن را در دلهایتان بیاراست و کفر و بدکاری و نافرمانی را ناخوشایند شما ساخت، پس اینان ه ایت یافتگانند.
این محبت و نفرت نسبت حق و باطل، عطیه و نعمتی از سوی خداست و خدا دانا و حکیم است.

سوره حجرات
آیات 7 و 8
جلال دامن افشان...
سلام و سپاس بابت این آیه مناسب و زیبا.
.
.
موتوا قبل ان تموتوا.
بمیرید قبل از آنکه بمیرید.
پنجشنبه 25 خرداد 1396 06:39 ب.ظ
سلام
بله، بنای پست بر پست.
اما این بیشتر یک معامله ی برد برد ه.
حاکم آنچه دوست داره میشنوه و زیر دست هم تملق میکنه تا منافعش حاصل بشه.
هر دو باعث تباهی همدیگه میشن.
شاید هر دو ظالمن یا هر دو مظلوم.
و شاید اصلا ظلمی اتفاق نمی افته.
هر کس به هر چی راضی هست و میخواد میرسه.
اما شاید.
اینکه هر دو میفهمن و آگاهن از کاری که میکنن و نتایجش، شاید ..
شما بهتر میدونید که منظور از آگاهی، اطلاع نیست.
آگاهی حقیقی با آنچه که در واقعیت به اون میگیم آگاهی، کاملا متفاوته.
در معامله برد برد بالا هر دو طرف در یک حد طولی با فاصله مشخص نسبت به هم باقی می مونن.
هر دو از تغییر میترسن.
هر دو از ، از دست دادن میترسن.
پس به هم کمک میکنن تا در امنیت فعلی باقی بمونن و با هم کنار می یان.
هر دو همونی میشن که طرف مقابلش میخواد.
شاید یک تعادل اما از نوع پست و حقیر و البته امن.
و امنیت همیشه دغدغ انسانها بوده.

واقعا در برخی موضوعات دل هر ذره که بشکافی، آفتابیش در میان بینی.
لذا پرهیز میکنم از باز شدن شاخه های فرعی.
گرچه با ادامه انسان ناگزیر میشه.
پس به همین قدر اکتفا میشه.

مانا باشید که دغدغه تان ارزشمند است و فراتر شخص و خانواده و محله و شهر و کشور.
و کیست که نداند، هر چه اندیشه گسترده تر، درد بیشتر و عمیق تر و و و تنهایی ..
جلال دامن افشان...
سلام و درود.
ممنونم که خواندید بزرگوار.
ممنونم که نظرتان را مطرح فرمودید.
.
.
باید این نکته را حتما متذکر شوم که واژه ی "ظلم" در اندیشه ی من، به معنای مشهور است کلمه نیست.
عموما به بیرحمی هایی که یک "توانا ی ناعادل" بر یک "ضعیف تر" می کند، می گویند ظلم.
خب قطعا، ظلم است.
اما منظور من از ظلم، فراتر و وسیع تر ازین مفهوم می باشد.
من به تمامی رفتارها و سخنان و افکاری که باعث گسترش بی عدالتی و بی مهری و جهل و فساد و بیرحمی و حیوانیت در بین انسانها بشوند، می گویم "ظلم"
.
.
.
اینگونه که بنگریم، متوجه می شویم که در رابطه ی بین توسری زننده و چاپلوس، هر دو ظالم هستند.
ظالم در حق خودشان.
ظالم در حق یکدیگر.
ظالم در حق جامعه و بقیه آدمها.
ظالم در حق فرهنگ و ادب.
ظالم در حق تاریخ آینده.
ظالم در حق پیشوایان گذشته که برای ترویج خوبی ها تلاش کردند.
و.....
.
.
.
در مفهوم "ظلم"، چیزی بنام بازی برد برد، وجود ندارد.
خداوند یگانه و پیشوایان و حکیمان خردمند و باایمان، هیچگاه فریب این حرف های بی ارزش، که فقط برای فریب مردمان گوسفندصفت مناسب هستند، را نخورده اند.
.
.
انسانهای پاک و درستکار، عاقل ترین و باهوش ترین انسانها هستند.
عقل و حکمت و دانش دقیقا مساوی است با راستی و درستکاری و ایمان.
و ظالم، قطعا جاهل است.
.
.
.
بااحترام.
ممنونم از مشارکت تان در بحث.
شاد باشید بزرگوار.

پنجشنبه 25 خرداد 1396 02:10 ب.ظ
درودهای گرم

خوشحالم دوباره دست به قلم شدین...اینجا...


مطلب و شعر قشنگی بود. موافقم با دوطرفه بودن ظلم. همه در خوب و بد بودن همدیگه شریکیم.


چراغ خونه تون پرنور

شادی نصیبتون
جلال دامن افشان...
سلام و درود بر شما.
هزاران بار ممنونم ازتون.
حضورتون سبز و پاینده باشه در این خانه ی کوچک.
ممنونم که هستید.
.
.
.
سپاس که خواندی دوست خوب.
درسته.
همه مسئول و شریک هستیم.
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.
.
.
پایدار و سلامت باشید دوست همتبار.
پنجشنبه 25 خرداد 1396 01:00 ب.ظ
درودهای گرم

خوشحالم دوباره دست به قلم شدین...اینجا...


مطلب و شعر قشنگی بود. موافقم با دوطرفه بودن ظلم. همه در خوب و بد بودن همدیگه شریکیم.


چراغ خونه تون پرنور

شادی نصیبتون
جلال دامن افشان...
هزاران بار ممنونم ازتون.
حضورتون سبز و پاینده باشه در این خانه ی کوچک.
ممنونم که هستید.
.
.
.
سپاس که خواندی دوست خوب.
درسته.
همه مسئول و شریک هستیم.
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.
.
.
پایدار و سلامت باشید دوست همتبار.
پنجشنبه 25 خرداد 1396 07:43 ق.ظ
سلام وب خیلی خوبی دارین خوشحال میشم یه سری هم به وب من بزنید و تبادل لینک کنیم اگر مایل هستید برای تبادل لینک توی وبلاگم نطر بدید یا به ایمیلم پیام بدید منتظرم..
sepehrr80@gmail.com
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
جلال دامن افشان...
کلن با دروغ، دشمنم.
با فریب هم سازگار نیستم.
بنابراین نمی تونم با یک پیام فریبکارانه که برای صدها وبلاگ فرستاده شده و به دروغ میگه: "وب خیلی خوبی دارین"، کنار بیام.
.
.
.
شاد باشید جناب ربات.
خخخخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :