تبلیغات
رها شویم از تردیدها - آزمایش عاشورا
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








پنجشنبه 20 خرداد 1395 :: نویسنده : جلال دامن افشان
در این وبلاگ، تاکنون مطالب و مفاهیم بسیاری را شرح داده ام. اما خودم از میان این مطالب، تعداد انگشت شماری را "محوری و کلیدی و اساسی" می دانم. مطالبی مانند "توحید- تقوا- آپارتاید مویرگی- روند رشد جوامع و..."
الآن می خواهم مطلبی فوق العاده مهم و اساسی را شرح دهم که در هیچ سند یا کتاب یا جایی در طول تاریخ نخوانده ام و کلن وجود ندارد و شرح و اشاره نشده است. اما آنقدر مهم است که حاضرم التماس تک تک افرادی که می شناسم و نمی شناسم را بکنم تا به سخنم گوش فرا دهند و بیاموزند این مفهوم را.
پس لطفا و حتما این موضوع را تا کاملا نیاموخته اید دست از سر من و وبلاگم برندارید و مرا تحمل کنید. چون بسیار مهم است.


موضوع: آزمایش عاشورا

این عنوان را خودم ساخته ام که ذیلا شرح خواهم داد. البته در یک نوشتار نمی شود مفهوم را برسانم و باید چند مطلب و کلی مثال بنویسم تا آنچه که در اندیشه ام شکل گرفته را انتقال دهم. پس صبور باشید لطفا.

به عقیده ی من اصلی ترین تفاوت انسان و حیوان در "پرسش" است. انسان است که دائما به سوالات می رسد و مجبور است تا پاسخ سوالاتش را بیابد تا بتواند به زندگی اش برسد. در حالیکه حیوانات و جمادات و نباتات و غیره ازین رنج و جستجو معاف و آزاد هستند.
اما در اکثریت قریب به اتفاق موارد، انسان ها به پاسخ درست و حقیقت نمی رسند و با پاسخ هایی نادرست خود را تخدیر یا فریفته و آرام می سازند. اینجاست که با مسائلی از قبیل خرافات و تقدس و تعصب و طبقات اجتماعی و اشرافیت و غیره مواجه می شویم.
پس پس از "پرسش" به نکته ی دوم می رسیم تحت عنوان "حقیقت و اشتباه" یا "درست یا نادرست".

درواقع تک تک انسانها برای سوالات بشری پاسخ هایی دارند که آرام شان نموده است اما پاسخ های اکثریت قریب به اتفاق انسانها "نادرست و اشتباه" می باشد. و این یعنی بدبختی و علت اکثر سیاهی ها و بدی ها و رنج های ناتمام بشریت.


خب من و شما نیز به فراخور ضریب هوشی و دانش و تاثیرات محیط و ژنتیک و وراثت و الگوگیری ها و آرزوها و سلیقه و هوس ها و شهوت ها و لذت ها و منافع و ترس ها و احتیاط ها و غیره مان، بدنبال سوالات بشری رفته ایم و پاسخ هاشان را داده ایم و این راه همچنان ادامه دارد.

این راه "پرسش و جستجو" در عصر ما به دو شاهراه "ایدئولوژی و روشنفکری" انجامیده است. یعنی اگر به سراغ تک تک افراد جهان امروز در هر کجای جهان برویم و درباره سوالات بشری بپرسیم که چه پاسخ هایی داده اند، خواهیم دید که امکان ندارد خارج ازین دو شاهراه پاسخی داشته باشند.

شاهراه اولی عموما از گذشته سرچشمه گرفته و در جایی یا جاهایی به وحی و الهام و غیب و ماوراالطبیعه و امثالهم گره می خورد.
شاهراه دوم نیز از گذشته سرچشمه می خورد اما غالبا پیروان این شاهراه زیر بار این موضوع نمی روند و خود را آینده محور می دانند. و مصرا منکر الهام و وحی و ماورا هستند و همه چیز را به حواس پنجگانه محدود می دانند.


من اما در طول سالها و ماه ها و روزها و شب ها و سالعت ها و حتی دقایقی که با آتش زدن زندگی ام، بدنبال حقیقت گشتم، حقیقت را بطور خاص در هیچ یک ازین شاهراه ها ندیدم.
بلکه حقیقت را پاره پاره و تکه تکه و ذره ذره بصورت گردوغباری پراکنده شده در تمام راه های ریز و درشت یافتم. آنچنان پراکنده که خوب می دانم اگر تا پایان عمرم با ذره بین بگردم نخواهم توانست حتی لیوانی ازین اقیانوس را جمع آوری کنم.

باری
در این نوشتار می خواهم پیرامون یکی از اساسی ترین پرسش های بشری صحبت کنم.
پرسش: دلیل و تعریف و حدود و ماهیت رنج ها و شادی ها و اتفاقات و پستی و بلندی ها و ضعف و قدرت ها و تمام حرکات جاری زندگی انسان چیست؟ و آیا برای تمام اینها یک پاسخ وجود دارد یا خیر؟ چرا یکی فقیر و دیگری ثروتمند، یکی مرد یکی زن، یکی کور دیگری فلان و فلان و فلان.....

بنده درباره ی این سوال، در حد فهم و هوش خودم به پاسخی اطمینان دهنده رسیده ام. پاسخی که از نظر "شاهراه روشنفکری مدرن" کاملا مردود و نخ نماست و از نظر "شاهراه نخست" غالبا به آن پرداخته شده است.

آزمایش

بله. من در تحلیل و بررسی و جستجوهایم کاملا مطمئن شده ام که تابحال هیچ پاسخی بجز "ازموده شدن انسانها" نتوانسته عقل مرا آرام نماید. و من کاملا معتقد شده ام که نیرویی برتر و داناتر و غالب و قادر، تک تک انسانها را با اهدافی که ما نمی دانیم می آزماید و مجموعه ی این آزمایشات ریز و درشت در نظر ما می شود همان کلمه ی "زندگی".
یعنی زندگی مساوی است با مجموعه ی آزمایشات.

اگر در روزنامه آگهی خرید خودرویی دیدی و آن را خریدی و هفت ماه استفاده کردی و سپس آن را به شخصی فروختی و پولش را با سود یا زیان به حساب بانک ات واریز کردی....
من معتقدم که قطعا بر اساس برنامه ریزی آن قدرت غالب بوده ای و هدفش نیز فقط این بوده که تو را آزمایش کند تا نمره ای به تو بدهد و آن نمره و نتیجه را زیربنای آزمایشات بعدی ات نماید. و این چرخه و زنجیره تا لحظه ی مرگ ات ادامه خواهد داشت.
خب یقینا بنده برای این ادعایم دلایل کافی دارم که اصلا در حوصله ی وبلاگ و تایپ نمی گنجد و تنها در استدلالات کلامی و حضوری و سخن، قابل شرح است. درواقع من نیز همچون بسیاری از پیروان هر دو شاهراه، هم با شیخ بهایی و پائولو کوئیلو آشنا هستم و هم با سارتر و هدایت و مارکس. پس در حد خودم با دلایل قابل دفاع وارد میدان عرضه ی این نظر شده ام(=آزمایش یعنی زندگی)


پس انسان قبل از تولدش برای آزموده شدن انتخاب می شود و در شرایطی خاص و مناسب برای آزمایشاتش متولد می گردد و یکی پس از دیگری آزمایشاتش را پس می دهد و به پیش می رود.

اما آیا این آزمایشات با کیفیت و کمیت مشخص شان تا پایان عمرش، از ابتدای عمرش، تعیین و محدود شده اند؟؟
خیر. بهیچوجه.

بلکه هر آزمایش بر اساس نحوه ی عملکرد و نتیجه و نمره ای که وی در کمال اختیار در آزمایش قبلی اش گرفته، تعریف می گردد. و نظم دهنده و مدیر این آزمایشات، همان نیروی برتر است(خدا. آفریدگار. پروردگار و....)

خب گفتم از قبل از تولد. این یعنی چطور؟
پاسخش در بحث تناسخ روح پیدا می گردد. که چون موضوعی مجزا و بسیار پیچیده است نمی توانم اینجا بازش کنم و فقط اشاره می کنم که بنده به تناسخی که عرفای اسلامی همچون شیخ اشراق سهروردی معتقدند اعتقاد دارم.
یعنی دایره یس تولد و مرگ و زندگی و برزخ تا جایی برای انسان تکرار می گردد تا انسان خودش را از بدی ها پاک نماید و در دانش و ایمان خودش را به رضایت خداوند برساند و در رحمت خداوند بالا رود و دیگر متولد نشود تا هنگام قیام منجی آخرالزمان. آنجاست که ارواح پاک و والایی که قبلا از جهان خاکستری(همین جهان ما) به نور خداوند بالا رفته اند و نجات یافته اند به اختیار خودشان به زندگی باز می گردند تا در کنار منجی بزرگ که تنها انسان کامل در تمام اعصار است، برای از بین بردن پلیدی مبارزه منمایند و هدف بزرگ خلقت را به سرانجام برسانند.
پس تناسخی که من معتقدم در رابطه مستقیم است با وعده ی خداوند درباره منجی و پایان بدی ها.
اصولا در نزد من ، دلیل والا بودن کسانی مثل حضرت علی اصغر و عیسی مسیح و یحیی و امام جواد و امثالهم نیز در همین تناسخ مدنظر بنده، پاسخ داده می شود.
یعنی این بزرگواران کسانی بوده الند که در زندگی قبلی شان به رضایت و نور رسیده اند و اکنون بعنوان یک فداکاری به دنیا آمده اند تا کمکی کنند به انسانهای طالب حقیقت و نجات.

وگرنه چرا باید کودکی شش ماهه باب الحوائج باشد؟ مخصوصا که ما کسانی مثل جعفر کذاب داریم که با اینکه فرزند معصوم بوده اند اما شایسته نبوده اند.
همینطور است شایستگی مسیح در لحظه تولبد و قبل از آن.

پس هر فرد با شناسنامه ای از زندگی های قبلی اش بدنیا می آید تا دائما آزموده شود شاید بتواند نجات یابد. درواقع آزمایشات به منزله ی لطف خداوند هستند وگرنه باید هر کس خودش راه را می یافت که خیلی سخت بود. ولی با آزمایشاتی که مدیرش خداوند است انسان بدون خبردار بیودن می تواند راه خوبی و پاکی را انتهاب نماید در آزمایشات و نهایتا با رحمت خداوند نجات یابد.

و اما برزخ.
برزخ از نظر من، فاصله ای است در بین دو زندگی که برای عقوبت و پاداش انسان گذاشته شده تا برای زتدگی بعدی پاک و آماده و مطهر گردد. یعنی گناهان و ستمها و بدی های او در طول برزخ توسط نظام خداوند باعث مجازات اش می شوند و نیز به پاداش خوبی هایش می رسد. لذا در پایان هر برزخ، بصورت پاکیزه و خالی و آماده بدذنیا می آید تا با آزمایشات الهی بتواند راهش را بیابد.
درست است که گناهان و ثواب هایش در برزخ تسویه می گردند و با وی به تولد بعدی نمی رسند اما تاثیرات آنها کاملا به زندگی بعدی اش می رسند. یعنی کسی که مثلا چهل درصد راه نجات را در زندگی قبلی رفته، در زندگی بعدی براساس رحمت خداوند، از همان چهل درصد راه شروع به آزمایش می شود و در شرایط خاص همان چهل درصد بدنیا می آید.

پس مثلا اگر کسی با ده درصد راه در زندگی قبلی بمیرد. در زندگی جدید در شرایطی نامناسب بدنیا می آید و از محیطی که باعث رشدش شود دورتر می گردد نسبت به کسی که در زندگی قبلی اش به پنجاه درصد راه رسیده است.

اینجاست که می توانیم بفهمیم چرا کسی از پدر و مادذری بسیار دانا و پاک و در شرایطی عالی بدنیا می آید و ضریب هوشی اش بالاست و خیلی زود و راحت راه را می یابد ولی کسی دیگر در شرایطی بسیار خراب متاولد می شود که تقریبا به راه پاکی و نجات رفتن برایش غیرممکن یا بسیار سخت است.

اینجا نه تنها ظلمی در کار نیست. بلکه رحمت خداوند است که بجای در عذاب جاوادان انداختن آن فرد ده درصدی، مجددا به او اجازه حیات داده شده تا شاید راهش را بیابد.


اینجا برمیخوریم به موضوعاتی مانند ((زن- مرد- ثروتمند- فقیر- قوی - ضعیف- جبر جغرافیایی- زیبایی- زشتی- و سایر مولفه ها و شناسه های محیطی))
یعنی تمام اینها در طول زندگی ها برای ما انسانها گذاشته و امتحان می شوند تا ما بالاخره در یکی ازین زندگی ها بتوانیم راه نجات را کامل نماییم.
پس اگر مرد هستی احتمالا در زندگی قبلی ات زن بوده ای و همینطور فقیر و ثروتمند و غیره.

پس هر فردی در شرایط مختلفی آزموده می گردد تا نجات یابد یا به قعر سیاهی سقوط کند که نهایتا در مقابل منجی آخرالزمان ایستاده و معدوم خواهد گشت.


بنابراین آنگونه که من معتقدم، می بینید که تمام زندگی فقط و فقط یعنی "آزمایش".
یعنی ما دائما در حال آزموده شدن هستیم. با آزمایشات بدنیا می آییم و زندگی می متیم و می میریم و به برزخ رفته و مجددا بدنیا می آییم.
و تنها دو گروه دیگر بدنیا نمی آیند و آزمایشات شان قطع می گردد.
1-کسی که بتواند به رحمت خداوند "رحیم" برسد و از جهان خاکستری به جهان های رنگارنگ یا آبی یا سپید برسد(السابقون السابقون - نورالانوار- نیروانا- ملا الاعلی و سایر نمونه ها)
2- کسانی که در شقاوت و سیاهی به نایت برسند و خداوند رحمتش را از ایشان دریغ کند و به سیاهی رهایشان نماید تا روز آمدن منجی. اینها در برزخ و در عذاب خواهند بود تا روز آمدن منجی.


خب این توضیحی بسیاااااااار گذرا و اشاره وار بود به کلیات موضوع.
اما در بخش دوم نوشتار خواهم پرداخت به روش اجرای آزمایشات و نیز منوضوع مهم و اساسی "آزمایش عاشورا" که تعیین کننده ی نمره ی نهایی زندگی هر فرد است برای رفتن به برزخ و آمادگی جهت زندگی بعدی.

مجددا خواهش و التماس تان می کنم که این موضوع را از من حقیر، با دقت بیاموزید و درباره آن اندیشه و تحقیق و تدبر و تامل و پیگیری عملی نمایید. لطفا دائما مابین کتابها و زندگی عملی بیرون و اتفاقات، در حرکت باشید و تا زمانی که به حقیقت پی نبرده اید از پای منشینید. چون من به شما اطمینان می دهم که راه بسیااااااااااااااااار دشوار است و باید که خودمان را به قافله ی رحمت خداوند رحیم برسانیم وگرنه سرنوشتی فوق العاده سخت و دهشتناک تر از آنچه تحت عنوان "عذاب" در ادیان خوانده ایم در النتظارمان خواهد بود. و در این موضوع، شکی نیست.


پس تا نوشتار بعدی که تکمیل کننده است، بدرود.




((جلال دامن افشان))




توجه:
اینجانب در مهرماه ۱۳۹۵ درباره موضوع تناسخ روح و موضوعات مرتبط با این مفهوم، به نتیجه نهایی و کامل رسیدم. به این نتیجه که کاملا اشتباه است و کاملا بی پایه از نظر علمی، الهی و دینی.
لذا هر سخنی از من که به این موضوع مربوط باشد در این وبلاگ و هر جای دیگر و هر زمان دیگر، را خودم نقض و مردود اعلام می کنم اکنون.
و اگر پاک نمی کنم آنها را به این دلیل است که بعنوان ذخیره اطلاعات بمانند تا مشخص شود که درباره ی آنها با دلیل و صرف زمان، گذر و عبور نموده ام و کاملا مطمین شده ام بر باطل بودن شان.
نظر نهایی و اصلی و کنونی من، باورهای دین اسلام هستند، تا همیشه.
بااحترام
جلال دامن افشان
۲۹ مهرماه ۱۳۹۵




نوع مطلب : نوشتارها، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 فروردین 1397 08:19 ب.ظ

Terrific stuff. Thanks.
free generic cialis when will generic cialis be available cialis qualitat cialis 05 online prescriptions cialis cialis baratos compran uk cialis 20mg preis cf purchasing cialis on the internet cialis 200 dollar savings card if a woman takes a mans cialis
سه شنبه 31 مرداد 1396 07:28 ق.ظ
سلام
با توجه به این مطلب بسیار مهم است و شما نیز بسیار تاکید نموده اید و اینکه در بیان مطلب فوق بسیاری از جاها از موضوع تناسخ استدلال داشتید، سلید لازم باشد تا این مطلب مهم با دیدگاه جدیدتان بازنشر شده و به آن مجددا بپردازید.
ب
عرض پوزش و تشکر
جلال دامن افشان...
یکی ست ترکی و تازی در این معامله، حافظ.
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی...
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:16 ب.ظ
This article is actually a fastidious one it helps new net users, who are wishing for blogging.
شنبه 14 مرداد 1396 09:46 ب.ظ
Wonderful goods from you, man. I've understand
your stuff previous to and you are just extremely great.
I actually like what you've acquired here, really like what you're stating and the way
in which you say it. You make it enjoyable and you still care for
to keep it smart. I can not wait to read much more from you.
This is actually a great website.
یکشنبه 8 مرداد 1396 02:24 ق.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic however I'd
figured I'd ask. Would you be interested in exchanging links or maybe
guest writing a blog post or vice-versa? My website discusses a lot of the same topics as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you might be interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Terrific blog by the way!
جمعه 25 فروردین 1396 02:53 ب.ظ
If some one needs expert view concerning running a blog
afterward i advise him/her to pay a quick visit this
webpage, Keep up the nice job.
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:54 ق.ظ
An interesting discussion is definitely worth
comment. There's no doubt that that you should publish more on this subject, it may not be
a taboo subject but usually people don't speak about these issues.
To the next! Best wishes!!
جمعه 11 فروردین 1396 11:36 ب.ظ
Hey there would you mind sharing which blog platform you're
using? I'm looking to start my own blog soon but I'm having a tough time choosing between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your layout seems different then most blogs and I'm looking
for something completely unique.
P.S Apologies for getting off-topic but I had to ask!
چهارشنبه 26 خرداد 1395 02:43 ق.ظ
سلام دوست جان

دوباره خوندم و دوباره همون مشکل قبل رو دارم

بد نیست اگر تناسخ روح رو یه کم باز کنید. هیچوقت درباره ی تناسخ مطالعه ی جدی نداشتم. این رو چطور توجیه میکنید؟
بحث خلقت رو توی ذهنم به لرزه دراوردید...

معلم باحوصله ای باشید دیگه...من منتظرم


ممنون که می نویسید
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار
ممنونم که وقت می گذارید و می خوانید.
این از لطف تان است بر این حقیر.
.
.
.
راستش بخاطر عموفیلترباف ها قطعا نمی توانم آنچنان که شایسته است بحثی که اشاره فرمودید را باز کنم.
پس لطفا بصورت سوال مطرح بفرمایید مشکلات تان را.
تا من نیز به همان سواللات پاسخ بدهم.
اینگونه می شود با کنترل و احتیاط بالاتری عمل کرد.
.
.
.
شک نکنید که معلم با حوصله ای هستم.
چون با جان و دلم می آموزم.
پس راحت بپرسید.
فقط رعایت نکته ای که گفتم را بکنید.
جمعه 21 خرداد 1395 01:02 ق.ظ
سلام دوست جان

خوشحالم که نوشتید درباره ی چنین موضوعی.

چندبار خوندم

منطقیه. اما حقیقتن گیجم. و دلیل گیج بودنم اینه که با اون تناسخ که گفتید بهش معتقدید آشنا نیستم. و چون مفهوم پایه ای بحث رو نخوندم و باهاش آشنا نیستم و با تمام وجود نپذیرفتمش کمی تردید دارم درموردش.

اما اگر بپذیرم که این درسته، بقیه ی بحث هم کاملن درسته و عالی...

ممنون که تلنگر زدید مثل همیشه

شادی نصیبتون دوست خوبم
جلال دامن افشانهزاران سلام
و فراوان درود

ممنونم که خواندید بزرگوار.
.
.
کاملا درک میکنم.
چونکه مباحثی بزرگ را خیییییییییلی گذرا اشاره کردم که انصافا میشود گفت در حق موضوعات مطرح شده، جفا کردم.
مثلا آنجایی که که خداوند را با نام "رحیم" ذکر کردم، باید لااقل اندازه بیست پاراگراف متوسط، توضیح میدادم درباره رحیم و دلیل آوردن اش در آنجا.
همینطور درباره بقیه ی نکات بحت.
.
.
بیش از حد فشرده کرده ام بحت را و این باعث سرگشتگی خواننده میشود.
باور کنید این موضوعات که مطرح شده، را نمی شود نوشت. فقط باید بصورت شفاهی و حضوری توضیح داد. چونکه حتی حرکات دست و چهره و خیلی چیزهای دیگر لازم دارد برای بهتر توضیح دادن.
.
.
.
از شما خواهشمندم که اگر وقت و حوصله دارید جزییات را در بخش نظرات باز کنید تا من هم بتوانم جزییات را شرح بدهم و اینگونه موضوع باز شود.
یعنی هر جا که متوجه نشده آید یا قبول ندارید یا اشتباه می بینید و.....
.
.
.


اما خب می دانم که وقت ندارید و به غایت، سرتان شلوغ است.
پس این مهم بگذار تا وقتی دگر.....
.
.
.
ممنونم که هستید دوست خوبم
وفاداری گوهری تابناک است که تقریبا ندیده ام در این جامعه.
ممنونم که درخشش اش را در همین اندازه، نصیب ام میکنید.
یاحق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :