تبلیغات
رها شویم از تردیدها - مذهب روشنفکری(بخش سوم=پایان)
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : جلال دامن افشان
در بخش اول و دوم نوشتار، به این پرسش رسیدیم که آیا بشر امروز راست و درست و حقیقت می گوید این موضوع را که: "انسان امروز یا جاهل است و معتقد به مذاهب یا روشنفکر است و همه مذاهب را انکار می کند و به هیچ مذهبی معتقد نخواهد بود" و این روشنفکری را آخرین و تنهاترین راه نجات بشر می داند تا ابدیت و تا پایان جهان؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این بخش با ذکر نمونه های عینی و واقعی خواهم کوشید تا این فریب خنده دار را شرح بدهم. می گویم فریب بخاطر اینکه حقیقت ندارد و حرکتش دقیقا مانند حرکت گوسفندان در نقل  قول است. و می گویم خنده دار بخاطر اینکه بسیار خودخواهانه و متکبرانه ادعا می کنند و همه بجز خود را تحقیر و تکذیب و مسخره می کنند.

لطفا به مواردی که ذیلا اشاره و ذکر می کنم توجه بفرمایید:

1. روشنفکران مدعی هستند که آخرین چاره برای نجات هستند و اندیشه آنان خانه ی پایانی بشر است.
(=اغلب پیروان مذاهب هم همین عقیده را درباره مذهب خویش میدانند مثل کمونیست ها و مسلمانان و مسیحی ها و...)

2. روشنفکران معتقد هستند که بشر و عقل بشری در حال حرکت کردن هر چه بیشتر به سوی آنان است تا آخر.
(=پیروان مکاتب و مذاهب نیز معتقدند که خداوند یا سیرطبیعی جهان بالاخره عقول بشری را بسوی عقیده ی ایشان نیل خواهد داد و عاقبت را از آن مکتب خود می دانند. مانند کمونیسم و مسلمین و مسیحیت و بودیسم و...)

3. روشنفکران با یکدیگر خوش هستند و به تفریح و مهمانی و غیره می روند.
(=ثواب دانستن ارتباط و دوستی بین مومنان مذاهب و پیروان مکاتب)

4. روشنفکران با واژگان و جملات و کتابها و مفاهیمی مشترک و مختص خودشان صحبت و رفتار می کنند.(واژه های یونانی و انگلیسی و فرانسه و...)
(=مثل رواج مفاهیم و لغات قرآنی و الکافی و بخاری و مسلم و نهج البلاغه و غیره در میام مسلمانان و نیز اصطلاحات عبری و ابراهیمی در یهودیان و مسیحیان)

5. روشنفکران با تمام عقاید و سخنانی که اندیشه روشنفکرها را رد می کنند بشدت مخالفت می ورزند.
(=کاملا مشابه با رفتار پیروان مکاتب و مذاهب. مثل احکام کفر و ارتداد و غیره)

6. روشنفکران در آرزوی جهانی عاری و خالی از مخافان شان هستند.
(=مدینه فاضله و آرمان شهر و اتوپیا و این مفاهیم که دقیقا در مذاهب و مکاتب به اوج خود رسیده)

7. روشنفکران با غیر روشنفکران ازدواج نمی کنند و ترجیحا با همفکرهای خود که روشنفکر و منکر ایدئولوژی باشند ازدواج می کنند.
(=ثواب بودن این مورد هم که کاملا مشهود است در میان مذهبیون )

8. روشنفکران درباره ی تمام مسائل مربوط به پیدایش زمین و آسمان و بشر و طبیعت و ادیان و جوامع و علوم و وسایل و اندیشه ها و غیره، با قاطعیت مباحثه و سخنگویی می کنند و بشدت دفاع می کنند از مواضع شان.
(=این مورد نیز در یک صحبت کوتاه با پیروان مکاتب و مذاهب دیده می شود که همان جهان بینی شان است اما وجه مشترک اینها و آنها در این است که با قاطعیت و متعصبانه صحبت می کنند درباره حقانیت عقیده شان)

9. روشنفکران تماما از یک سری مدل های مشخص و مشترک در نوع و ظاهر زندگی تبعیت می کنند(مثلا سیگار و اتاق شلوغ و لباس پوشیدن های خاص و  در خیلی از موارد در استفاده از نمادها بسیاااااار حساس و مصر و پیگیر هستند)
(=مدل های انگشتر و انگشت انگشتری و یقه لباس و تراشیدن موی سر و سایر موارد در پیروان مکاتب و مذاهب)
 

10. روشنفکران عموما خاطرات مشترک دارند از رفتارهای پدر و مادر یا اجداد سنتی شان و خاطرات نماز خواندن یا مشاهده ی مسجد و امثالهم که منتج شده به روشنفکری شان.
(=مشابه است با قصه های مذهبیون از چگونگی تولد مذهب شان و چگونگی وارد شدن خود یا اجداد یا مردم شان به آن ایدئولوژی...)

11.همه شان بدون ذره ای تردید، به هنگام مباحثات، قاطعانه و با همت تمام، از روشنفکری، "دفاع" می کنند.
(متاسفانه هم مذهبیون و هم روشنفکران و هم مکاتب قویا این موضوع را انکار می کنند که تعصب دارند. اما واضح است که همه شان شدیدا متعصب هستند در دفاع از عقایدشان. چونکه این صفت یک خصیصه روانشناختی تمام انسانهاست)
 
12. روشنفکران معتقدند که به اندیشه ی خاصی معتقد نیستند بلکه آنها حقیقت اصلی را که همانا "مقدس ندانستن اندیشه ای و متعصب نبودن بر دفاع از عقیده ای می باشد" را دریافته اند که نامش روشنفکری است.
(=مذهبی ها نیز معتقدند که تنها حقیقت و پاسخ تمام سوالات بشر را پیدا کرده اند که نامش فلان است)

13. روشنفکران نسبت به جهل و بدبختی و رنج انسانها خود را مسئول می دانند و متعهد  هستند که باید مردم را از بدبختی "راه" ها نجات دهند تا به سعادت برسند.
(=امربه معروف و نهی از منکر در اسلام. بروید جهان را شاگرد خود سازید در مسیحیت و...)

14. روشنفکران در راه نجات و آگاهی دادن به مردم،  تلاش و کوشش و شکنجه و رنج و کشته شدن را خوب می دانند و به آن افتخار می کنند.
(=شهادت. تبلیغ دین. اجر ارشاد. مصائب راه حق و...)

15. روشنفکران به مخالفان خودشان با تمسخر می خندند.
(=مذهبی ها و مکتبی ها در این مورد خیلی شریف تر از روشنفکران رفتار می کنند و خیلی اهل مسخره کردن نیستند)

16. روشنفکران برای اینکه مخالفان شان گمراه هستند در مذاهب،  اشک می ریزند و غصه می خورند بخاطر آن ها و حس نوعدوستی.
(=کاملا و دقیقا شبیه مذهبی ها و مکتبی ها...)

17.روشنفکران عموما در دانشگاه و کتابخانه و کافه و مراکز تجمع خودشان، جمع می شوند و رفت و آمد فراوان می کنند.
(=مساجد. کلیسا. دیر و کنیسه و غیره)

18. روشنفکران سعی می کنند تا سخنان بزرگان روشنفکری را بسط و گسترش دهند و در حقانیت آنها سخن برانند و تبلیغ کنند.
(=دقیقا مشابه رفتار مکاتب و مذاهب. درحالیکه مثلا اصل ادیان و نیز اصل روشنفکری دستور میدهد که همه چیز را بخوانید و اصالت علم را دستور داده اند اما...)

19. روشنفکران همیشه در تلاش و دقت هستند که هر چه بیشتر سخنان و دستورات بزرگان روشنفکری را به عمل بیاورند.
(=تلاش بسیار زیاد مذهبی ها که به زهد می انجامد در حالت افراط)

20. زوشنفکران به ایرادات اخلاقی که بعضا به برخی بزرگان روشنفکری گرفته می شود با تاکید بر واقعیت باوری، پاسخ می دهند. مثلا می گویند زنها شعور همراهی با اینیشتین را نداشتند لذا چند بار ازدواج کرده یا چرا مثلا فلان بزرگ ازدواج نکرده یا افراط جنسی داشته یا... همه را سعی می کنند طوری جواب بدهند که باید واقع بین باشیم و نباید به آن بزرگان ایراد بگیریم.
(=مذهبیون نیز همینگونه و دقیقا با همین رفتار از ایرادات به مصلحان و پیشوایان عقیده شان دفاع می کنند و دعوت به واقع بینی می کنند)

21. روشنفکران به سوی غرب(اروپا و امریکا) توجه مکانی دارند.
(=مذهبیون هم مثلا بسوی مکه و مدینه و اورشلیم و واتیکان و تبت و ...)

22. روشنفکران بسوی تاریخ غرب، توجه زمانی دارند.
(=تمرکز مذهبیون اسلام و یهود و مسیحیت به تاریخ آدم و ابراهیم و... و نیز زردشتی ها به تاریخ کیومرث و ریواس و....)
22.................................

وقتی به موارد فوق الذکر دقت می کنیم متوجه می شویم که رفتار و اندیشه های روشنفکرها دقیقا طبقه گونه است و تیپ و طبقه و گروه شان نیز کاملا مشابه یک مکتب و مذهب رفتار می کنند.
واژه و مفهوم روشنفکری در لغت و تعریف، چه معنایی دارد بماند. اما آنچه مهم است این است که کسانی که خود را روشنفکر یا متفاوت و یا دور از مذاهب و ایدئولوژی و مذاهب اعلام و معرفی می کنند، بدون شک و به قطع یقین، مذهبی با عنوان "روشنفکری" دارند و نه بیشتر.
حال در پاسخ به این پرسش من و امثال من، اگر بگویند که روح و مغز و مفهوم و اصل روشنفکری خیلی درست است ولی بد رفتار شده است. ما هم خواهیم گفت مگر مدعیان مذاهب و مکاتب و مسلک ها نیز دقیقا همین استدلال و دفاع را نمی آورند؟؟ مگر مثلا یک مسلمان در پاسخ به پرسش هایی که در عملکرد مسلمانها پرسیده می شود نمی گوید:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
عیبی که در اوست از مسلمانی ماست.
؟؟؟؟؟؟

پس عقل و خرد نقاد و دانش جامعه شناسی ادیان و رفتارشناسی و انسان شناسی و روانشناسی و تاریخ و امثالهم به وضوح ما را می رساند به این واقعیت که:
گروه و تیپ و افراد و حرکت و جریان مرسومی که با عنوان روشنفکر فعالیت می کنند، یه یقین، شبیه و عین مذهبیون رفتار می کنند.

می دانیم که مسیحیان معتقدند که مسیحیت تنها راه نجات است.
مسلمین همینطور
و نیز اکثر مذاهب و مکاتب دیگر نیز.

روشنفکران اما با اینکه ادعا می کنند فارغ هستند از باید و نباید و گروهی و طبقه ای و تیپ گونه رفتار کردن، باز هم دم خروس عملکردی شان بشدت بیرون آمده و واقعا دیگر حنای شان رنگی ندارد.

انهمتاسفانه اندیشه ها و رفتارهای روشنفکرانه که برای روشنفکران حقیقی چیزی جز رنج و انزوا و تنهایی و بدبختی و سختی و مشقات و فداکاری و سکوت و از خود گذشتگی و ایثار و مهربانی و بخشندگی و انسانیت و فعالیت های بی پایان علمی و فرهنگی و حتی مرگ نداشته است، اما در اغلب مدعیان روشنفکری امروزه تبدیل شده به بهترین جذب کننده ثروت و کلاس و پرستیژ و سکس و هوسرانی و لذت طلبی و خودپرستی و پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و فردی و سیاسی و....

پس می بینیم که باز هم به تکرار و تکرار و تکرار تاریخ، ذهن بشر برای پاسخگویی به سوالات اساسی، بصورتی همچنان تخدیرگرانه، مذهبی نو اختراع کرده است بنام روشنفکری و البته مکتب هایی در کنارش مانند فمنیسم و نیز مدل های خاص پوشش و رفتار و زندگی که از طریق رسانه ها و صنعت مد و به خدمت گرفتن هنر و تبلیغات و رسانه بر مردم اعمال می کند.

قطعا برنامه هایی نظیر "بفرمایید شام" و امثالهم را دیده اید.
براحتی می شود فهمید که در فضای کلاس و تیپ کسانی که خود را از توده ی مذهبی جامعه بالاتر می دانند، چه خبر است.
خانمی را در این برنامه دیدم که خیلی حرف زد از روشنفکری و لزوم رها شدن از مذهب و ایدئولوژی و پیوستن به عقل و دانش و خرد و امثالهم. و وقتی میز شام را چید تمام مانی فست اش ختم شد به مثال زدن گوشت خوک و شراب. و طوری صحبت می کرد که در حرکتی بزرگ و والامنشانه و روشنفکرانه گوشت خوک می خورد و شراب تا نشان بدهد که دیگر مذهبی نیست و به دانش و آزادی و اصالت علم و فرهنگ رسیده است.
خب فکر نکنم لازم باشد توضیح بدهم که "خوردن گوشت خوک و شراب" از نشانه های مسیحی بودن است در برابر اسلام.
خب این خانم از روشنفکری و رهایی از مذاهب حرف میزد و اصلا سخنی از مسیحیت نبرد. لذا می شود فهمید که او در کمال بی دانشی متوجه نبود که مقوله ی روشنفکری با رسومات و رفتارها و عادت های مردم و فرهنگ اروپا بشدت متفاوت است. و این دو اصلا به هم مربوط نیستند.
فقط این خانم چون عاشق کلاس و پرستیژ مردم اروپا بود و دانش و مطالعه کافی هم نداشت "زندگی در اروپا" را با "روشنفکری" اشتباه گرفته بود.
بهتر بود می گفت: از مسلمان بودن خجالت می کشم لذا هر کاری که مردم اینجا می کنند می کنم تا باکلاس بشوم.
خب اینگونه لااقل صداقت را رعایت کرده بود.

یا زنی را می شناختم که بسیار محکم و فریادگونه و باایمان می گفت عقیده ای به عقدنامه در عشق و ازدواج و پیمان زناشویی ندارد و میگفت عقد را مرد و زن باید خودشان بخوانند و طلاق را نیز با هم بخوانند و این را قانون میدانست. اما دیدم که وقتی از شوهر عقدنامه ای اش(بصورت محضری) جدا شد و با عشق با مردی با همین روش(پیمان دونفری فارغ از کاغذ) ازدواج کرد اما روزی بدون اجرای طلاق و فسخ حضوری عقد(همان پیمان روشنفکری و ایمانی اش)، و حتی بدون اعتنا و اطلاع به شوهر عقدی اش(عقد ایمانی بدون کاغذ)، رفت و همراه و هم خانه و همبستر شوهر قبلی اش(همان که عقد کاغذی بود و سالی از طلاقش نیز گذشت بود) شد(بدون اینکه عقدش را طلاق بدهد و با این شوهر دوباره عقد بخواند). خب طبق عقیده ی خود این زن، او دقیقا تا همیشه زناکار با این مرد و خیانتکار به شوهر ایمانی و پیمانی اش خواهد بود در پیشگاه خدایی که عهدها را می بیند.
 و خنده دارتر این است که این زن خودش عملا ثابت کرده که عقدنامه ی کاغذی حتی اگر تمام و طلاق شده باشد تا همیشه اعتبار و ارزشش فوق العاده بالاتر  از عقد روشنفکری و ایمانی و قلبی و تعهد و پیمان زناشویی بین مرد و زن است.

.
خب اینها همه دم خروس های کثیفی هستند که جوامع امروز در درون خودشان نهان کرده اند. و نشان دهنده ی این هستند که افراد فقط بخاطر کسب منافع و لذت ها بسوی تظاهر به روشنفکری می روند و هر جا که منافع و لذت هاشان در سنت و مذاهب و پلیدی ها و هر جای دیگری ایجاب کند، سریعا از روشنفکری و ایمان و پیمان ها شیفت می کنند به آن جاهایی که لذت و منفعت داشته باشد.
و این همان واقعیت تلخی است که می گوید انسانها حیوان هستند و وحشی و لذت طلب و هوسباز و دروغگو و متظاهر و منفعت طلب. لذا اگر به سخنان و تعهدات و پیمانها و عقیده هاشان اعتماد شود قطعا فساد و ستم می کنند. برای همین باید با قانون و محدودیت گزاری کاغذبازی و عرف و تحقیر و شرع و امثالهم آنها را حیوان وار مهار کرد تا از اعتماد سوءاستفاده نکنند برای فساد و هوسرانی و دروغگویی و ظلم و منفعت طلبی و لذت خواهی.
الحق که راست است این سخن قانون. و نباید به ظاهر سخنان و پیمانها و مظلوم نمایی انسانها اعتماد کرد. چونکه همه در طلب لذت ها و منافع هستند و آزادی خواهی و روشنفکری و ایمان و پیمان و تعهد و شرافت و این چیزها را فقط برای تظاهر و رسیدن به منافع و لذت می گویند. و بجای اعتماد باید که با چوب قانون مجبورشان کرد به رعایت پیمان و عهدهاشان و سخنان شان.

ببخشید خیلی از بحث خارج شدم. قلمم افسار گسیخت متاسفانه. تعفن ها اجازه نفس کسیدن نمی دهند به کسی که می خواهد پاک باشد و اعتماد کند. لذا مرگ زیباترین آرزوی یک انسان مومن و شریف است.
بگذریم...




باری
روشنفکری در لغت و مفهوم، معنایی بسیار عظیم و بزرگ دارد و همانند روح اصلی ادیان، انسان را می تواند به نهایت رشد و والایی عقل و حکمت و مهر برساند.
اما روشنفکری در عمل مردمان امروز، دقیقا یک مذهب است مانند سایر مذاهب و مکاتب و ایدئولوژی ها که......


پس جهان این مذهب را نیز پشت سر خواهد گذاشت و آیندگان به این عصر و مرحله ی تاریخ نیز خواهند خندید که ما نیز در تخدیر و فریب و مستی این بودیم که خودمان را برترین دانایان تاریخ می دانسته ایم و مذهب محدود و توخالی مان را تنهاترین و کاملترین پاسخ به پرسش های بشریت.

بقول شاعر
غرش شیران گذشتگان بگذشت
عو عو سگان شما نیز بگذرد

و اما درباره ی اینکه مدعیان این مذهب، خود را ادامه و در تکمیل رنسانس می دانند باید گفت که این نیز فریبی دیگر است. زیرا که تمام ادعاها و اندیشه ها و رفتارها و حرکت های این عزیزان فقط و فقط وابسته و گره خورده است به تکنولوژی.
یعنی اگر پیشرفت های دانشمندان بیچاره و مظلوم و رنجدیده نباشد که تکنولوژی را گسترش می دهند می دیدیم که سخنان و ادعاهای اینان همچون اقتصاد کشوری که پشتوانه اش را از دست بدهد، اعتبار و ارزش و درخشش اش را از دست خواهند داد.

درحقیقت، مذهب امروز "مدرنیسم رفاه طلب بر مبنای نیروی ثروت و تکنولوژی" است نه "روشنفکری و آزاداندیشی بر مبنای علم و اندیشه و فرهنگ در تداوم مسیر رنسانس"

نمی دانم اندیشه و خورشید رنسانس اروپا از کجا به خاموشی گرایید. اما خوب می بینم و میدانم که امروز جهان فقط دو بخش دارد:
1.بخش قرون وسطایی مذهب زده که مصرف کننده و خون دهنده هستند.
2. بخش صاحب ثروت و تکنولوژی که مذهب روشنفکری(پرستیژ و لذت و تیپ خاص زندگی) دارند و زالوصفت خون میخورند از بخش اول.

بشدت معتقدم که جهان امروز رسیده به مرحله ای که در اسطوره و داستان های دینی تحت عنوان "بعثت موسی و حکومت فرعون" می شناسیم. یعنی امروز در همان مرحله قرار گرفته ایم. و کاملا مثل روز برایم روشن است که محقق خواهد شد وعده ی خداوند درباره ی آن مرحله موسی و فرعون، درباره ی جهان امروز. (=و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین...... قصص)

اگر درباره این موضوع(مرحله ی فوق الذکر) می خواهید نظر مرا بیشتر بدانید به نوشته ام در همین وبلاگ رجوع کنید به این لینک:

نمایه ای از روند رشد جوامع
http://shir11.mihanblog.com/post/196


پایان مقاله ی سه بخشی

((جلال دامن افشان))




نوع مطلب : نوشتارها، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 فروردین 1397 05:40 ب.ظ

Kudos. Excellent stuff.
free generic cialis price cialis per pill cialis cipla best buy cialis 05 cialis generico online where do you buy cialis cialis dosage recommendations cialis tablets for sale cialis 5 mg para diabeticos free cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 12:23 ق.ظ

Thanks a lot. I appreciate this.
buy cialis sample pack buy cialis online nz callus the best choice cialis woman buying cialis overnight ou trouver cialis sur le net cialis alternative cialis manufacturer coupon non 5 mg cialis generici can i take cialis and ecstasy
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:41 ق.ظ
Hello! I understand this is somewhat off-topic but I had to ask.

Does managing a well-established website such as yours take a large amount of work?
I'm completely new to writing a blog but I do write in my journal on a
daily basis. I'd like to start a blog so I can easily share my personal experience
and feelings online. Please let me know if you have any kind of ideas or
tips for new aspiring bloggers. Thankyou!
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:59 ق.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but
your blogs really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your website to come
back in the future. Cheers
شنبه 14 مرداد 1396 10:17 ب.ظ
I read this article completely concerning the comparison of most recent and earlier technologies,
it's awesome article.
جمعه 13 مرداد 1396 12:08 ب.ظ
Great beat ! I would like to apprentice while you amend your web site, how can i subscribe for a blog website?
The account helped me a acceptable deal. I had been tiny bit
acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
یکشنبه 8 مرداد 1396 02:20 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this blog and I am impressed!
Extremely helpful info specially the last part :) I care for
such information a lot. I was looking for this particular info for a very long time.
Thank you and good luck.
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:21 ب.ظ
Nice blog! Is your theme custom made or did you
download it from somewhere? A theme like yours with a few simple adjustements would really make my blog jump out.
Please let me know where you got your theme.
Cheers
جمعه 25 فروردین 1396 06:10 ق.ظ
It's really a nice and helpful piece of info. I'm happy that you simply shared
this helpful information with us. Please keep us
up to date like this. Thanks for sharing.
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:24 ب.ظ
Wow, incredible weblog structure! How lengthy
have you been running a blog for? you made blogging look easy.
The entire glance of your website is magnificent, let alone the content material!
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:18 ق.ظ
Have you ever considered creating an ebook or guest authoring on other sites?
I have a blog based upon on the same ideas you discuss and
would love to have you share some stories/information. I know my readers would value your work.

If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e-mail.
چهارشنبه 19 خرداد 1395 02:13 ب.ظ
دوباره سلام

به به

حرفاتون بوی موندن و نوشتن میده درستهههههههههههه؟؟؟

خبر خوشحال کننده ایه
جلال دامن افشانبله دوست من.
خودم هیچ جانی ندارم.
ولی قاتلی که مرا اینگونه کشت و تمام امیدها و ارزوها و انگیزه ها و زندگی را در من کشت، حال خوشی ندارد.
و من جلالم
و جلال نباید مهربانی و فداکاری و جوانمردی را از قاتلش دریغ کند.
که اگر این بودم، جلال نبودم.

بنابراین اینجا را باز کردم به هزار سختی، تا او پناهی بیابد و بتواند زندگی متعفن و پلیدش را بر جنازه ی من و مادرم ادامه دهد.
.
.
.
این راه من بود
این راه من بود
این راه من بود.
.........



درد می کشم
و عذاب می کشم
و بزودی خداوند با گریه و اشک، به نوازش من و انتقام از قاتلانم خواهد آمد.
.
.
.
بله خواهرم
ازین پس سعی میکنم بنویسم تا قاتلم زندگی کند.
یاحسین
یاسجاد
یاعلی
یامسیح
یا جواد
چهارشنبه 19 خرداد 1395 11:15 ق.ظ
سلام
چه حوصله ای دارین شما.
نمیدونم بگم خوش به حالتون یا نه
ببخشید شوخی کردم.
راستش نفعمیدم چی نوشتید حداقل باید چندین بار بخونم تا شاید چیزی دستگیرم بشه که اگر شد میام و مینویسمش.
اما بعید میدونم
جلال دامن افشان....
به بههههههههه
سلاااااااام
فرزند شریف و محترم استاد عزیزم "جناب حیاتی" بزرگوار.
امیدوارم حال پدر عزیزتون خوووووووب باشه.
چند وقتی هستش که بی خبرم ازشون بخاطر بدبختی هام.
در اولین فرصت میرسم به حضورشون.
.
.
.
چند سال هستش که می گین بیام وبلاگت ببینم چی می نویسی، بالاخره اومدید؟
ممنونم.
خوش اومدید.
.
.
.
درباره حوصله داشتن من، دارید شکسته نفسی می کنید؟
شما که خودتون در شاگردی پدر، اهل نوشتن و مطالعه و نگارش همین مدل "حوصله سر بر ها" هستید.
پس سر به سر من نذارید دیگه.
.
.
.
لطفا ازتون خواهش می کنم ازین پس باشید.
اینجا دوستان بی نظیری مثل خانم لطفی و افشارکهن و غیره هستند.
که البته بخاطر غیبت سه ساله ی من، شاید دیر جمع بشن.
اما وقتی بیان دیگه دلتون نمیاد ازین خوئنه خارج بشید.
خونه ی کوچیکیه اما صمیمی و خالصانه است.
و دور از ریاکاری ها و دروغ ها و منفعت طلبی ها و سیاهی های جامعه ایرانه.
پس لطفا بمونید.
و یه دونه چکش هم تهیه کنید چون اینجا بشدت لازم تون میشه برای چکش کاری کردنه مباحث و البته اعصاب من.
شما که ماشالله مثل پدرتون اهل بحث و لجاجت و مباحثه هستید.
.
.
بهرحال خیلی خوش امدید دوست قدیمی...
چهارشنبه 19 خرداد 1395 04:49 ق.ظ
" درحقیقت، مذهب امروز "مدرنیسم رفاه طلب بر مبنای نیروی ثروت و تکنولوژی" است نه "روشنفکری و آزاداندیشی بر مبنای علم و اندیشه و فرهنگ در تداوم مسیر رنسانس" "

سلام دوست جان

همه چیز رو گفتید...
امیدوارم بمونید و بحث ها داغ بشه دوباره و لذت ببریم از کامنت های خیلی خوبی که موضوع پست رو بیشتر باز میکنه...

با امام وجود تو این سحر براتون شادی و آرامش از خدا میخوام
جلال دامن افشان...
سلام بر شما.
ممنونم که خوندید.
.
./
بله
بنده شدیدا معتقدم که جهان امروز دیگه به جوامع پیشرفته علمی و صنعتی و جوامع عقب مانده و بیسواد، تقسیم نمیشه.
بلکه جهان امروز فقط و فقط دو بخش داره:
مستضعف
ثروتمند.

و بااااااید توجه داشته باشیم که بخش ثروتمند از بخش فقیر(همون مستضعف) تغذیه می کنند.

.
.
درباره کلمه مستضعف باید یه توضیح کوچک بدم.
مستضعف یعنی "انسان یا انسانهایی شایسته و ارزرشمند که تحت ظلم و ستم قدرتمندان، به ضعف و بردگی و بیچارگی و امثالهم کشیده شده اند ولی ایمان شان را برای نجات و بالندگی و رهایی از این استضعاف از دست نداده اند و در حال تلاش هستند"
این یعنی مستضعف.
.
.
پس هر فقیر و ناتوان و بدبختی نمیشه "مستضعف".
.
.
.
شاد و سربلند باشید دوست من.
به دوست عزیزمون خانم افشارکهن وفادار هم بگین لابلای شلوغی های سرش کمی بنویسه و مغزش رو بتکونه.
.
.
یاحق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :