تبلیغات
رها شویم از تردیدها - تا سنگ نباشی بت نمی شوی
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








جمعه 6 فروردین 1395 :: نویسنده : جلال دامن افشان




تا سنگ نباشی "بت" دیگران نمی شوی

"جمله از من نیست"



مفهومی بسیار عمیق در این جمله نهفته است.

خواهشمندم که وسعت اندیشه هاتان را در تحلیل این جمله، به برداشت های عاشقانه، محدود و خلاصه نکنید. .

دقت بفرمائید در تحلیل کسانی و طبقاتی که برای گروه شان یک تیپ تعریف شده را مشخص کرده اند.

مثل

×روحانیون بودایی و یهودی و سایر ادیان و مکاتب و مذاهب.

×پزشکان

*پهلوانان(گذشته ها)

×سبیل دارها(در زمان صفویه)

×عرفا و دراویش و متصوفه

×نیروهای نظامی و قضایی و پلیس کشورها

×مذهبی هایی که پایگاه شان مسجد و بازار است(حاج آقا-حاج خانم)

و....

یعنی کسانی که یک لباس یا تیپ مخصوص برای گروه شان تعریف کرده اند و بسیار مقید و متعصب هستند سر پوشیدن و رعایت کردن جزئیات آن تیپ برای گروه شان. . .


دقت بفرمائید که وقتی کسی را بدون توجه به سخنانش و یا عملکردش، احترام و پیروی و کرنش و تعریف میکنیم، درواقع او را به خودی خود از سایر افراد جامعه جدا کرده ایم. که این می شود همان مفهوم پرستش پنهان، شرک پنهان، بت پرستی و شرک خفی و امثالهم. ..

چونکه بت را بدون اینکه سخنان و اعمال مهم و شایسته ی پرستشی داشته باشد می پرستیدند. و دلیل پرستش بت را این می دانستند که نشانه و تمثیل فلان اسطوره یا فلان گروه بزرگوار می باشد. دقیقا مانند افراد منظور بحث مان که صرفا بخاطر دلایل تعریفی لباس و تیپ شان، تکریم می شوند.


تا اینجا می شود یک طرف سکه، که رفتار ما هست در برابر آن افراد. . .

اما طرف دیگر، روانشناختی درونی آن فرد و افراد می باشد. یعنی خود آن فرد، چگونه توانسته بپذیرد و انجام دهد این عمل را که "خودش را با یک تیپ بخصوص از جامعه جدا بداند و لذت ببرد ازین که دیگران وی را بدون سخن و رفتارش، بپرستند و پیروی و کرنش و احترام کنند"

این یعنی همان نکته ی موجود در جمله ی بالا.

"سنگ بودن" لازمه ی "بت شدن" است

یعنی تا سنگ نباشی نمی توانی اجازه بدهی که تو را بدون دلیل بپرستند. . پس تا عقده و کمبود و مشکلات درونی و روانی و شخصیتی نداشته باشی نمی توانی اجازه بدهی که تو را فقط بدلیل یک تیپ و لباس، بالاتر و متفاوت از جامعه ببینند.

این همان زیربنای منحوس تکراری تاریخی مان است که نهایتا می رسد به "طبقه گرایی و طبقه پرستی و حتی نژادپرستی و خودبرتربینی و غیره که کاملا بمعنی شرک و نقض توحید و نپرستیدن خدا بعنوان خدای یگانه هست در مفهوم دینی" پس یک طرف، کمبود فرد. طرف دیگر، جهل مردم. می شود چهره ی جدید بت پرستی یا همان شرک پنهانی . . .


باور کنید از خواندن این جمله، بسیاااااار خوشحال شدم چون کمکم کرد این مفهوم بزرگ را شرح بدهم. امیدوارم این رنج ها و بدبختی های عجیب و غریب همیشگی زندگی ام فرصتی ولو یک ساعته به من بدهند تا این موضوع را بصورتی شایسته باز کنم و شرح بدهم.


"باشد که بیاندیشیم"

جلال دامن افشان نوروز ۹۵





نوع مطلب : نوشتارها، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:01 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this blog before but after checking through some of
the post I realized it's new to me. Anyways, I'm definitely delighted I found it and I'll be bookmarking and checking back
often!
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:18 ب.ظ
I know this site gives quality depending content and other information, is there any other web site which
provides these things in quality?
جمعه 13 مرداد 1396 01:21 ب.ظ
I do not know if it's just me or if everybody
else experiencing problems with your website. It looks like some
of the written text within your content are running off the screen. Can someone else please provide feedback and let me know if this is happening to them
too? This could be a problem with my browser because I've
had this happen before. Kudos
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:24 ب.ظ
This piece of writing will assist the internet users for
building up new weblog or even a blog from start to end.
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:12 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your post.
I like to write a little comment to support you.
شنبه 12 فروردین 1396 06:36 ب.ظ
It's great that you are getting thoughts from this article as well as from our discussion made at
this place.
یکشنبه 15 فروردین 1395 02:29 ب.ظ
سلام دوست خوبم

کسی که در مسیر نور و خرد قدم میزنه نباید تیرگی یأس و خستگی رو به قلبش راه بده...هرچقدر هم که سخت بهش بگذره...


خوشحالم میخونمتون
جلال دامن افشان...
سلام بر شما دوست خردمندم.
هزار البته که درست می گید
اما
برادرانه بهتون تذکر و هشدار میدم که در این موضوع خااااص سعی کنید بهیچوجه اینقدر ساده قضاوت یا صحبت نکنید.
چون بسیار دوستون دارم میگم.
این زخم ها انقدر عجیب و مردافکن و سخت هستند که تا درونش زجر نکشید اصلا نمی تونید درباره شون با کلمات امیدبخش دلداری یا تذکر بدید.
.
.
در زندگی زخم هایی هست که......(صادق بدبخت)
.
شرابی تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش(خواجه شیراز)
.
شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل(خواجه شیراز)
.
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟(سعدی)
.
سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیییست دل مسکینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه ی مهرآیینم(خواجه شیراز)
.
.
.
برام دعا کنید تا ازین تاریکی هزاااارساله، شاااااااااید بتونم عبور کنم.
شااااااااااااااااااااید
شاااااااااااااااااااید
.
.
دانا و مانا و مهرگستر باشید دوست مهربان و دلسوزم.
به رفیق شفیق مان بانو افشارکهن هم سلام ویِِژه برسونید.
جمعه 13 فروردین 1395 04:05 ب.ظ
درودبرشماتحلیل جالبی بوداحسنت به سخرقلمتون ازخدلوندمی خوام مشکلات همه خصوصاشماروحل کنه!وسال نوسالی سرشارازموفقیت براتون باشه!سپاس ازحضورتون...
جلال دامن افشان...
سلام و درود بر شما همسایه ی قدیمی مجازی.
ممنونم که آمدید و خواندید و اظهارنظر فرمودید.
اینها همه از لطف تان است.
.
.
آمین به دعاهاتان.
آمین
آمین
.
.
باز هم این خانه ی کوچک را به حضورتان روشن کنید.
چهارشنبه 11 فروردین 1395 03:24 ب.ظ
سلام
تالار گفتمان دانشنامه دین اسلام از جمله معدود تالار های مذهبی کشور است که ظرف پنج سال گذشته موفق به جذب مخاطب خاص خود در فضای سایبر کشور شده است ؛‌ لذا در راستای روشن سازی اذهان عمومی و کمک به رهروان حقیقی اسلام ناب محمدی امیدواریم با کمک شما دوستان بتوانیم در حد توان خود باعث روشنگری جهان اسلام گشته تا نگویند نمیتوانستند.ما با عنایت ویژه اهل بیت و برای رضای خدا توانستیم . ان شا الله
تالار گفتمان دانشنامه دین اسلام
http://shargh.us/forum/index.php
جلال دامن افشان...
هدایت بر شما
سپاس بابت دعوت تان.
آدرس پایگاه تان را در بخش لینک های وبلاگم می گذارم.
.
.
بااحترام
سه شنبه 10 فروردین 1395 04:50 ب.ظ
فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است.

آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد.

در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم.
جلال دامن افشان...
سلام بر شما خواهر و همسایه قدیمی وبلاگ مان.
بسیار خوشحال و مشعوف شدم از خواندن پیام و سلام تان خواهرم.
.
.
از ته دلم خدا رو می خونم و آرزو می کنم که گران باری پیشآمده در سال 93 و 94 ، بوسیله ی لطف و رحمت خاصش بر شما خواهرم خوبم که دارای مقام والای "مادر بودن" هستید، در سال 95 تبدیل و تعویض بشه به سلامتی و بهروزی و برکات و ایمان و خشنودی و رضایت.
یقین دارم که شما بنده ای خاص هستید برای خداوندمون.
بنده ای که در یکی از سخت ترین آزمایشات، ایمانش رو از دست نداد.
.
.
خوش اومدید به این خانه ی کوچک اندیشه هام، که البته حالا دیگه یک خرابه است که بزودی نابود خواهد شد.
.
.
بااحترام
دوشنبه 9 فروردین 1395 01:16 ق.ظ
تا سنگ نباشی بت کسی نمی شوی
یا
تا سنگ نباشی بت زندگی کسی نمی شوی

نگارنده به درستی جمله بالا را از دو منظر درون و بیرون سنگ (مفعول جمله) بررسی کرده است.
اینکه برخی مطلق گرا هستند و غالبا بنا بر بی مسولیتی ذاتی اگر چه برخاسته از ناخودآگاه ، تمایل به بت پرستی دارند.
بت را خود می سازند و آنقدر در تمایل خودآگاه و گاه ناخودآگاه خود غرقند و آنچنان مشغول پرستش بت دست ساز خود می شوند که فراموش می کنند این بت را خود ساخته اند ، خوابی عمیق و سنگین و سیاه اگرچه در ظاهر شیرین .
هر چند معتقدم منظور اصلی هر نوع پرستشی ، ذات لایزال الهیست اما بی شک به خطا سجده کردن ، کاستیها و مشکلات خود را دارد.
دروغ پایدار نیست و آنگاه که پرستشگر چشم باز کند و بت خود را دروغین یابد به بد روزگاری تا مدتها گرفتار خواهد شد.
فریب در پرستش و پرستش فریب از بدترین زیانهاست.
این نگاه متوجه پرستشگر است.
و اما پرستنده ؛ که از خود آگاه است و بخوبی میداند شایسته پرستش نیست و جا دارد خود پرستشگره پرستنده حقیقی باشد اما به مذاقش خوش آمده تا پرستش شود که این ظلم بسیار بزرگیست.
چه می شود که کسی می پذیرد پرستیده شود؟
قطعا چنین تمایل و ترجیحی از درونی بیمار و بیماریی پنهان برمی خیزد.
و امان از روزی که این جمله تحقق یابد:
"هیچ دروغی پایدار نمی ماند."


جلال دامن افشان...
سلام بر شما.
ممنونم که مطالعه فرمودید بزرگوار
.
.
.
بله درست فرمودید.
چیزی که باعث می شود تا فرد متوجه نشود که دارد ساخته ی دست یا ذهن خودش را می پرستد، خودفریبی است.
خودفریبی یعنی هر کلمه یا جمله یا سخنی که باعث شود فرد از بررسی عمل خودش بصورت سرسری بگذرد و درواقع با خوابی ارام و مخدرانه بخوابد.
عادت زدگی عموما به خودفریبی کمک می کند.
.
.
نکته ی دوم را نیز درست فرمودید
پرستش بذا زببا و درست و انسانی است.
اما اشتباه تان در کیفیت محکوم کردن "به خطا سجده کردن" است دوست عزیز.
چونکه اتفاقا این عمل، فوووووق العاده زشت و گناهی عظیم است.
نه صرفا بگوییم "مشکلات خودش را دارد"
.
باید مراقب کلماتی که می گوییم باشیم وگرنه دچار همان خودفریبی منحوس می شویم که خوابش لذتبخش است.
.
درحقیقت، باید بگوییم و ایمان داشته باشیم که "به خطا سجده کردن" وحشتناک ترین و جنایتکارانه ترین عملی است که یک انسان می تواند انجام دهد و همین جنایت هولناک خودبخود باعث می شود که انبوهی از خطاها و ستم ها و جهل ها و گناه ها و ظلم ها و کجروی ها و فریب ها و به بیراهه رفتن ها، به سراغ فردئ بیاید و ایمان و درستکاری اش را به مرور زمان نابود کند.
.
.
پس
خیلی مهم است که "خوبی ها" را بدرستی تمجید و تکریم کنیم و دوستشان داشته باشیم.
و "بدی ها" را بدرستی تقبیح و محکوم کنیم و با تمام وحودمان از انها دوری و فراااااار کنیم.
.
.
در غیر این صورت به مرور زمان به خودفریبی دچار می شویم و دیگر تا ابد نمی توانیم خوب و بد را از هم بدرستی تشخیص بدهیم.
این همان مرحله است که در منطق قرآن، می گوید:
"بر قلب آنان مهر زده ایم و آنها نمی فهمند"
.
.
بله.
اگر با دقت تمام مراقب نباشیم در تکریم "خوبی ها" و تقبیح "بدی ها" ، روزی می رسد که دیگر نمی فهمیم و نمی فهمیم و نمی فهمیم.
.
.
مثال مناسب برای این موضوع، نزد من، موضوع تفکیک زباله تر و خشک می باشد.
زیرا در طول شبانه روز و زندگی روزمره مان، در همان لحظه که زباله را می خواهیم دور بریزیم، اگر بتوانیم بسادگی زباله تر و خشک را بصورت جداگانه در سطل بیندازیم، دیگر راحت می شویم و کار را به درست ترین شکل ممکن انجام داده ایم.
اما اگر این کار را نکنیم، با انبوه و تجمیع شدن زباله ها در هم، روزی می رسد که "جداسازی زباله ها" دقیقا غیرممکن خواهند بود.
بله غیرممکن.
.
.
پس
بقول خواجه شیراز
کار بد مصلحت آن است که مططططططلق نکنیم.
.
.
.
و اما پاسخ سوال تان در نکته ی سوم که مطرح نموده اید نیز در مثال بالا که عرض کردم وجود دارد.
یعنی فردی که به یک بت تبدیل کرده خودش را و کاملا بیمارگونه متوجه کار خودش نمی شود، فقط و فقط به این خاطر خودش را به این درجه از گناه (یعنی جا زدن خودش بجای خداوند یکتا) و سیاهی رسانده، که در طول زندگی اش و در افکار و سخن و رفتار خودش در طول زمان، زباله های خشک و تر را از هم جدا نکرده.
یعنی خودش را ذره ذره پاک نکرده از "بدی ها"
و خودش را ذره ذره با "خوبی ها" پرورش نداده.
.
اینچنین شخصی کم کم به روزی می رسد که هیچ چیزی را برخلاف خودش نمی شنود و نمی فهمد و نمی پذیرد.
یعنی در عمل، خودش را یک خدا می داند.
و مثل خداوند رفتار می کند.
.
.
دلیل این شرک بزرررررگ هم فقط و فقط همان عدم توجهش به خودش است که در طول زندگی اش رعایت نکرده.
امان از طمع های کوچک و ذره ذره .
امان از لذت های کوچک و ذره ذره.
امان از قدرت پیدا کردن های ذره ذره.
امان از نقد نشدن توسط دیگران در طول زندگی.
امان از کسی که کم کم لذت پرستیده شدن را زیر دندانش حس کند و خوشش بیاید.
.
.
شیطان کارش را بخوبی بلد است.
چونکه از طریق خودفریبی و توجیه آوری کاری می کند که این گونه افراد، هیییییچگاه متوجه نشوند که عملا خداوند را کنار زده و خودشان را بعنوان خداوند شناسانده اند.
.
.
امان از آن مهر و مومی که قرآن می گوید بر قلب انسان می زند.
.
.
بله دوست خوبم.
برادر عزیزم یا خواهر مهربانم.
هیچ دروغی پایدار نمی ماند.
هیچ ابری نمی تواند برای همیشه، آفتاب حقیقت را پنهان سازد.
چونکه ما انسان ها در این دنیا، مسافری هستیم که فقط برای آزموده شدن آورده شده ایم به این دنیا.
لذا صدها بار آزمایش می شویم.
و پس از اتمام آزمایشات، خداوند قادر و حکیم و مالک جهانیان، ناگهان پرده ها را برانداخته و کارنامه ها را بدست مان میدهد.
.
.
.
سپاس که نظری دادید که این همه مرا به سخن واداشت.
اینجا بارانی کم نظیر می بارد.
و بامداد تاریکم را عرفانی نموده است.
باسپاس
یکشنبه 8 فروردین 1395 04:48 ب.ظ
تا سنگ نباشی "بت" دیگران نمی شوی

سلام دوست جان
مطلب خوبی بود و خیلی خوب بهش پرداختید...
دست مریزاد.

داشتم فکر میکردم تاحالا شده دوست داشته باشم بت باشم؟! نمیدونم...شاید زمان هایی بوده که به سمت سنگ شدن رفتم...نمیدونم

حکایت غم انگیزیه و چقدر ما از این حکایت های غم انگیز داریم

شادی نصیبتون
جلال دامن افشان...
سلام بر شما
و سپاسگزار حضورتان هستم.
.
.
.
من با قاطعیت عرض می کنم که "بله، یقینا و قطعا بارها و بارها بت شده اید و حتی خودخواسته خودتان را بت نموده اید تا دیگران بپرستندتان"
مثلا داخل جمع یا برای یک نفر دارید از فلان حرکت محیرالعقول و مقتدرانه تان تعریف می کنید.
یا مثلا سر کلاس دانشگاه، با فن بیان و دانش، روی فلان استاد یا دانشجو ی پررو رو کم کردید.
یا....
.
.
شما در تک تک موارد بالا و شبیه شان، از پرستیده شدن لذت برده اید دوست خوبم.
.
.
بیاد سخنی از امام پنجم شیعه افتادم:
"هر کس دانش بیاموزد و با آن دانش با افراد کم دانش یا نادان مجادله و مباحثه کند یا با ان دانش نزد دیگران و نادانان به خود افتخار کند، جایگاهش در دوزخ است.
.
.
.
دقت کنید دوستان عزیزم.
موضوع بسیاااااار مهم و پیچیده است.
داریم درباره موضوعی فوق العاده مهم با عنوان "شرک خفی" صحبت می کنیم.
شرک خفی یی که پیامبر اسلام گفته است پس از خود، نسبت به آن، بیش از هر گناه یا موضوع دیگری از مسلمانان می ترسد..
.
این یعنی که مسلمانان قططططعا و یقییییینا بشدددددت درگیر این شرک هستند و خود خبر ندارند.
.
.
داریم درباره ی پرستیدن هر چیز یا هرکسی در کنار "خدای یکتا" صحبت می کنیم.
.
.
بله بانو
هم من هم ئشما در موارد بسیار زیادی در زندگی مان هم "پرستیده ام" هم "پرستش شده ایم"
.
.
خیلی دقت کنید.
بقول پیامبر اسلام، شرک خفی از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در شب تارییییک، پنهانی تر و ساکت تر است.
این تشبیه ایشان خیلی جای دقت دارد.
.
.
آن لحظه ای برای خواهرزاده مان شکلاتی می خریم تا خوشحال شو و نتیجتا پدر و مادرش ازت تشکر کنند، هم پرستیدیم و هم پرستش شده ایم.
×توسط خواهررزاده مان پرستش شده ایم.
×پدر و مادرش را پرستیده ایم
.
.
شاید بگویید که دارم خیلی ناپسند و متعصبانه به موضوع نگاه میکنم و این موارد نباید در دایره ی شرک دیده شوند.
بله درست می گویید.
اما نکته اینجاست که انسان از جدی نگرفتن این موارد ساده و کوچک و بی اهمیت شروع می کند و ظرف چند سال، در محیط شغلی و خانواده و سایر جوانب زندگی شخصی و اجتماعی اش به یک گرررررررررررگ وحشی تبدیل می شود که دیگر با زلزله ی قیامت هم نمی توان از خودفریبی سنگینش بیدارش نمود.
.
.
اینجاست که متوجه می شویم چرا وقتی در مجلس شورای انختاب خلیفه ی عمر، وقتی به علی گفتند به روش شیخین عمل می کنی که خلیفه ات نماییم، گفت نه و خلافت را رد کرد.
در حالیکه می توانست دروغی کوچک و بی اهمیت بگوید و خلافت را بردارد و بعدا عمل هم نکند.
.
.
آری
بااااید در موارد کوچک رعایت شدید کنیم تا در موارد بزرگ بتوانین رعایت و کنترل کنیم خودمان را.
.
.
ببخشید پرگوویم رو دوست عزیزم
شنبه 7 فروردین 1395 06:52 ب.ظ
سلام

من بروزم. شما یادداشتت را در قسمت مطالب ثابت وبلاگ نوشته ای. -

لحظه های شاد زندگی را از یاد نبر.
جلال دامن افشان..
سربلند باشید بزرگوار.
ببخشید واقعا.
حوصله و تمرکزم کاملا از دست رفته.
خودمو هم فراموش کردم و بیاد نمیارم.
شرمندم.
خوشحالم که هستید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :