تبلیغات
رها شویم از تردیدها - باور فرهنگی "لوم"
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








دوشنبه 25 خرداد 1394 :: نویسنده : جلال دامن افشان



فرهنگ كرمانجی(كردی كرمانجی) از آنجایی كه برگرفته از تجربه ها و سنت های مستمر و مداوم مردمان كرمانج اعم از زن و مرد در طول سده ها تا چند هزارسال می باشد، لذا عموم باورها و رفتارها و آیین ها و اندیشه هایش مبتنی بر واقعیت است.
شرح اینكه وقتی ما با اندیشیدن صرف به یك نتیجه می رسیم هم می تواند درست باشد و نیز غلط. اما اگر یك روش را نسل اندر نسل و جد اندر جد انجام داده باشیم -نه بصورت قطعی- اما بصورت نسبی می توان به درست بودنش اطمینان داشت.
مثلا باوری می گوید كه جوشانده ی عناب سینه را صاف می كند. در این باور، علم وجود ندارد اما بر اثر تجربه و تكرار فراوان اثبات می شود. یعنی هزاران نفر در طول صدها سال این جوشانده را خورده اند و همه شان نیز احساس سبك شدن تنفس داشته اند. خب این یعنی این باور مبتنی بر واقعیت است.


البته توجه كنید كه منظور بنده واقعیت است نه حقیقت. چونكه "حقیقت" را "علم و اثبات آزمایشگاهی و محاسبات" تعیین می كند. اما "واقعیت" را "اطمینان یافتن از تكرار و تجربه"
این یعنی واقعیت می تواند غلط باشد مثل انبوه باور سنتی اشتباه كه می دانیم. اما "حقیقت" عموما درست است مگر استثنایی پیش آید.

بهرحال در بخش "واقعیت" می توان روش های سنتی مردم را قابل اتكا دانست و چون اسطوره ی اندیشه ی شرق و الگوی فكری بنده جناب "ابن سینا" ی بزرگ می گوید: (هر امری را تا دلیل محكمی بر ردش نداری ممكن بدان) ، لذا می توان آن باورها را ممكن دانست.


در زبان کردی كرمانجی واژه ای وجود دارد كه خود دارای یك باور فرهنگی می باشد.

لوم lum
واژه ی لوم یك "اسم عام" است. كه در جمله اینگونه بكار برده می شود: بعنوان مثال "آهای فلانی! لوم نكن" یا "لوم كردن كار پسندیده ای نیست"




گناهانی وجود دارند كه شخص گناهكار بنابر جبر زمانه یا فقر یا ضعف یا هر چیزی ازین دست، دچارشان شده.
به "دچار شدن" دقت كنید. چون كه در این نوع گناهان شخص دچار گناه می شود نه اینكه از آن گناه سود ببرد و رشد كند ولو دنیایی.
مثلا كلاهبرداری و نزول خواری و قدرت طلبی و طمع ورزی و امثالهم گناهانی هستند كه انسان را در دنیا رشد می دهند تا حدی كه بالا و بالاتر می روی و خود را برتر از همه می بینی و حس خدایی می كنی.
اما گناهانی وجود دارند كه انسان با حس گناه و اشتباه و حتی ظلم و بدی و امثالهم واردشان میی شود اما بخاطر ذات آن گناهان و یا ظرفیت شخص و محیط، نه تنها رشد نمی كند بلكه هر روز بیچاره تر و دچارتر و درگیرتر می شود.
مثلا هوس بازی و بی بندوباری جنسی
گرایش به مواد مخدر، سیگار و تنباكو، الكل و مشروبات،گراس و اكستازی و...
بلوف زنی(اگر دقت كنید بلوف زن ها واقعا بیمارگونه و بی اختیار بلوف می زنند.)
ابنه(عادت كردن به مفعولیت جنسی در مردان)
عصبی و جوشی و غرغرو بودن
بالاكشیدن حق یتیم و مظلوم و درگیر بدبختی های بی سرانجامش شدن.
و امثالهم


این گناهان و خطاها بخاطر اینكه پس از مدتی اختیار را از فرد گرفته او را درگیر خویش می كنند، در دایره ی تعریف كلمه ی "لوم" در فرهنگ كرمانجی قرار می گیرند.


و اما باور فرهنگی:

فرهنگ كرمانجی معتقد است: گناهانی كه در این حیطه قرار می گیرند اگر توسط شخصی دیگر مورد تمسخر یا تحقیر قرار گیرند، قطعا برای شخص تحقیر یا مسخره كننده اتفاق خواهد افتاد.
یعنی مثلا اگر فردی  یك شخص معتاد را تحقیر یا تمسخر كند -ولو در غیابش بصورت غیبت- ، قطعا در طول روزگار، خودش نیز معتاد خواهد شد یا بنحوی اعتیاد وارد زندگی خودش و خانواده اش می گردد.
و نكته ی بسیار حائز اهمیت اینجاست كه بصورت تجربی همه ی ما بارها و بارها مشاهده نموده ایم كه این موضوع واقعیت دارد. یعنی به احتمال بسیار قوی این اتفاق برای شخص لوم كننده پیش خواهد آمد.

و این همان نكته ی "باورهای سنتی مبتنی بر تجربه" است كه "واقعیت" در آن جریان دارد.

حال در زبان كرمانجی وقتی می خواهیم به شخص مسخره كننده بگوییم این كار را نكن وگرنه خودت نیز دچار آن گناه خواهی شد می گوییم: (( لوم نكن))

پس كاربرد واژه ی لوم به گونه ی فوق الذكر است.


درواقع دایره ی مفهومی "لوم" فقط به گناهانی كه شرحش رفت محدود می شود نه همه گناهان.




((جلال دامن افشان))




پی نوشت نخست:
وقتی شخصی گناه می كند، روحش را به "جهان تاریكی ها" تسلیم نموده است.  از آن پس، او خودش نیست كه مكررا گناه می كند بلكه "جهان تاریك" او را تكان و هل می دهد.
(بخشی از یك فیلمنامه)


پی نوشت دوم:

معنی واژه در دهخدا

لوم . [ ل َ ] (ع مص ) لومَة. ملام . ملامة. (منتهی الارب ). اِلامة. نکوهش . سرزنش . سرکوفت . بیغار. بیغاره . سراکوفت . تعییر. توبیخ . تعنیف . سرزنش کردن . (ترجمان القرآن جرجانی ). نکوهیدن . (تاج المصادر) (دهار). ملامت کردن . (زوزنی ). عَذل :
نصیحتگری لومش آغاز کرد
که خود را بکشتی در این آب سرد.

سعدی (بوستان ).



پی نوشت سوم:


پیامبر اسلام: «کسى که شخصی را بر گناهى سرزنش کند، نمیرد تا آنکه خود مرتکب آن گناه شود»

بودا: ضمانت می كنم كه هر رفتاری از ما در چرخه جهان نابود نمی شود و قطعا بسمت خودمان بازخواهد گشت.




نوع مطلب : نوشتارها، فرهنگ كرمانجی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1396 08:27 ب.ظ
برام جالب بود وقتی در ایه ای از سوره ابراهیم با عنوان لوم (به معنای ملامت کردن )برخورد کردم و به یاد این مطلب شما افتادم.

.. فلا تلومونى و لوموا انفسكم ..
بخشی از آیه ۲۲

شیطان در پاسخ به کسانی که توسط او گمراه شده اند می گوید:
مرا ملامت نکنید؛ بلکه خود را ملامت کنید.
جلال دامن افشان...
سلام و درود.
بله جالبه.
اشتراکات واژگان بین زبانها بسیار زیاده.
حتی خارج از خانواده های زبانی.
مثلا همین کلمه و کلمات دیگری مثل خروس، در زبان عربی و کرمانجی.
در انگلیسی و عربی و کرمانجی و...، خروس میشود "دیک".
.
.
جهان، یک خانواده است.
اما متاسفانه این خانواده دچار ظلم و خیانت شده است.
و چوبش را هم خودش دارد تحمل می کند.
بادرود
جمعه 13 مرداد 1396 10:14 ب.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this blog before but after browsing through a few of the articles I realized it's new to me.
Regardless, I'm definitely pleased I discovered it and I'll be bookmarking it
and checking back frequently!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:32 ب.ظ
Hello there, I found your website by way of Google whilst searching for
a similar matter, your website came up, it appears good.

I have bookmarked it in my google bookmarks.
Hello there, just turned into aware of your blog via Google, and located that it is really informative.
I am going to watch out for brussels. I'll appreciate if you
proceed this in future. Lots of people shall be benefited out of your writing.
Cheers!
جمعه 25 فروردین 1396 05:06 ق.ظ
Aw, this was a very good post. Spending some time and actual effort to produce
a great article… but what can I say… I procrastinate a
whole lot and don't seem to get anything done.
پنجشنبه 17 فروردین 1396 07:49 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Cheers
دوشنبه 1 تیر 1394 07:48 ق.ظ
سلام
جملاتی این روزها از اندیشمندانی نقل میشه و دست به دست میچرخه که دیگه حالا همه مون بدرستی گوینده هاش شک داریم اما حیف که به این جرم دیده و شنیده نشن.
مانند چنین مضمونی: ای کاش قبل از قضاوت من با کفشهایم راه میرفتی.
قضاوت و عیب جویی چیزی شبیه به هم یا مراحلی از همدیگه هستن.
میگن هر انسان همونطور که یک اثر انگشت مختص به خودش داره پس یک موجود منحصر به فرد محسوب میشه حتی شرایط و بستر زندگی هر انسان نیز همینطوره حتی اگر اعضا یک خانواده باشیم.
افکار ،روحیات،ذهنیات،تجربه های زندگی ، میزان درک و نوع ادراک فرد از محیط ،عوامل وراثتی و ... خلاصه همه اینا از انسان یک موجود منحصر به فرد میسازه مثل یک باغ پر از گلهای رنگارنگ با خواص متفاوت و کارکرد متفاوت . تووی این باغ علف هم هست که خواص خودشو داره، خار هم هست و حشرات و حتی آفات که هرکدوم وجودشون دلیلی داره.
حالا اگه باغ موجود دور و برمون یا باغ کره زمین رو خوب نگاه کنیم متوجه گلهای رنگارنگش میشیم. که هر کدوم وجودش دلیلی داره.
اصلا منظورم توجیه وضعیت موجود نیست بلکه گفتم دلیلی داره و حتما کارکردی دقیقا مثل گلهای باغ.
اینکه فکر کنیم میشه یه دنیا از انسانهای بدون خطا و گناه داشت یک فرض کاملا محاله که اگر چه همه مون میدونیم غیر ممکنه اما آرزوش رو داریم اما هر خطا و گناه ریشه در یک علتی داره که باید اون بررسی بشه.
متاسفانه بسیاری از ما به هنگام مشاهده یک گناه به جای قضاوت در مورد عمل و بررسی اون و بستری که بوجودش آورده فقط به نشانه رفتنه فرد خاطی بسنده میکنیم.
کاش در چنین زمانی فقط به قدر یک لحظه میتونسنیم خودمونو جای اون فرد بگذاریم و خودمون رو محک بزنیم اما نه بطور کلی بلکه دقیقا مصداقی و عملی.
شاید اگر چندبار بیرحمانه و صادقانه و منصفانه چنین امتحانی از خودمون بگیریم دیگه براحتی عیبجویی نکنیم.
شاید اینطوری به خودمون و آرامش روح و ذهنمون هم خدمتی کرده باشیم.
کاش قبل از هر قضاوت و عیبجویی از هم بتونیم چند قدمی رو با کفشهای همدیگه راه بریم.
تصور کنید، جالبه

شاد و سرفراز باشید
جلال دامن افشان...
سلام بر شما.
ممنونم كه مطالعه كردید.
.
.
جمله، نكات و توضیحات جالب و درخور تاملی ذكر كردید.
خواهیم اندیشید.
واقعا اگر می توانستیم با كفش های هم راه رفتن را تجربه كنیم، شااااااااااااااید دچار قضاوت نمیشدیم.
اما شاید.
تباهی و سیاهی این جامعه، بیش از این حرفهاست.
.
.
سپاسگزارم.
پنجشنبه 28 خرداد 1394 08:23 ب.ظ
سلام و درود
حدیثی سراغ دارم از ...
حدیث (38) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن عَیرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى‏ یرتَکبَهُ
هر کس مؤمنى را بر انجام دادن گناهى سرزنش کند، نمی میرد تا آن‏که خود آن گناه را مرتکب شود

(الکافى، ج 2، ص 356)
جلال دامن افشان...
سلام. بر شما.
سپاس که خواندید.
.
.
بله خانم ترمه به بنده اطلاع دادند و بده نیز متوجه شدم این حدیث از امام صادق است.
از تاکید شما نیز ممنونم
اصلاح خواهم کرد.
ممنونم.

سه شنبه 26 خرداد 1394 03:49 ب.ظ
سلام مجدد
ممنونم از توضیحتون
حدیث پیامبر اکرم کاملا گویاست
اما راستش برداشت و دیدگاه من از گناه متفاوته در واقع چیزی به اسم گناه غیر از ظلم به دیگران نمیدونم.
باید دید تعریف پیامیر و بعد تعریف شما از گناه چیه؟
خب آبروی دیگران رو بردن هم مثداق ظلمه و گناه.

حالا اگر کسی شراب خورد ، در دین اسلام گناه کرده اما به نظر من نه ، چون موضوع شخصیه و به خودش مربوطه و اصلا عیبجویی نداره.

ممنون میشم واضحتر از مصدایق مطلبتون و حدیث پیامبر صحبت کنید.
اصلا مصواق عیب جویی از گناه کجاهاست؟
به نظر من گناه یک امر شخصی میتونه باشه و اصلا عیبجویی در موردش مصداق نداره.
راستش عیبجویی رو نمیفهمم.
آدما یه نقاط ضعفی دارن و یه نقاط قوتی ، همه مون اینجوری هستیم. حالا یا میدونیم یا نمیدونیم.
در مسیر زندگی اونا رو کشف میکنیم و با توجه به دیدگاههامون بعضیا رو تقویت میکنیم بعضیا رو ضعیف و بعضیا رو از بین میبریم.

ببخشید خیلی حرف زدم
اما واقعا مصادیق حدیث رو نمیفهمم.
واسه همین خاطره خودمو تعریف کردم.
قضاوت مصداق ظلمه یا به خود یا به دیگری و من ظلم کردم و گناه و خداوند مهربون منو مجازات برابر کرد تا بفهمم.
اگر مجازاتم برابر نبود شاید من این نکته رو نمیفهمیدم.
از خدای مهربون سپاسگزارم.
جلال دامن افشان...
سلام بر شما دوست همراهم
ممنونم كه می خونید و می نویسید.
.
.
تعاریفی از قبیل گناه و ثواب و خوبی و بدی و درستی و نادرستی و زشتی و زیبایی و امثالهم، كاااااملا منوط و مربوط و محدود به "منطقه جغرافیایی" و "دوره ی زمانی" هر جامعه ای می باشد.
واقعا نمی توان یك تعریف را برای سرتاسر جهان و تاریخ، تصویب و اعمال كرد.
.
.
بنظر بنده در جامعه ی ایران كنونی -چه از نظر زمانی و چه مكانی- باید دید جامعه در چه زمینه هایی دچار افراط شده و سپس با رفتارها و تفكرات درمانگر آنها را به تعادل رساند.
البته دقت كنید كه باید به تعادل رساند نه اینكه نابود كرد.
نمونه هایی از این افراط های جامعه ی كنونی ما:
دروغگویی
ریاكاری
طمع ورزی
پول و ثروت دوستی
ثروت اندوزی
بیرحمی و شقاوت
قضاوت كردن
طبقه پرستی
طبقه زایی
دیدگاه جایگاهی
عدم مطالعه و دانش
عدم تعهد نسبت به اخلاقیات و كار و فرهنگ و جامعه.
فرار از بار مسئولیت.
تمسخر و تحقیر پایین دستان
چاپلوسی برای بالادستان
برتری طلبی
نگاه جنسیتی به ازدواج
نگاه جنسیتی به زنان
نگاه مادی به مردان
و.....
.
.
به عقیده ی من تا هر فردی نسبت به تغییر و اصلاح افراطها اقدام نكند همچنان در ستم و تاریكی خواهیم ماند.
ارجاع تان می دهم به داستان اساطیری شاهنامه ی بزررررررررگ.
در داستان ضحاك، برخی خیال می كنند كه كاوه قیام كرد و ضحاك را شكست داد.
خیر.
وقتی كاوه عصبانی شد بخاطر مرگ فرزند و ستم حكومت، تعدادی از مردم را شوراند و به سمت فریدون كه اسیر بود رفتند و او را آزاد كردند.
فریدون به خانه آمد و گرزی بشكل سر گاو ساخت و خواست كه با مردم به قصر حمله كند.
این حمله قططططعا محكوم بشكست بود.
عده ای گداگشنه و یك فرمانروای از بند گریخته هیچ غلطی نمی توانستند بكنند.
اما لحظه ای كه فریدون با ایمان و شهامت در حال بیرون شدن از خانه بود ناگهان ملائكه ای بر در نازل شد و ظاهر گشت.
و گفت كه چون شما خواستید، خداوند نیز خواست.
این همان آیه قران نیز هست كه می گوید:.
"خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینكه خودشان تغییر دهند"
سپس آن ملائكه تمام رازها و اسرار و فنون فتح قصر و قلعه ی ضحاك را به فریدون آموخت و فریدون براحتی قصر را فتح كرد و پادشاه شد.
.
.
اسطوره ها همیشه مفاهیم عمیق و حقیقی و واقعی و دقیق را به ما می آموزند.
.
.
خب پس تا خود مردم در خودشان تغییر ایجاد نكنند همیشه در ظلمت خواهند بود.
فراموش نكنیم كه در اساطیر ما، ضحاك هزار سال حكومت كرد.
حكومت ضحاك، نمادی از استیلا و چیرگی نفس اماره و پلید بر انسان است كه تا خود فرد نخواهد نمی تواند ازین دیو گناهان و ستمها رها شود.
.
.
.
اما پاسخ شما كه چه چیزهایی از نظر من گناه هستند:
گناهان دو بخش دارند:
1-گناهان اجتماعی و جهانی.
2-گناهان فردی

1-گناهانی كه باعث ضربه زدن و آزار رساندن به سایر انسانها و دست آوردهای بشری مثل قانون و دولت و نظم و ابنیه تاریخی و این مدل مسائل می شوند(اجتماعی) و گناهانی كه ضربه و آزار می رساند به طبیعت و حیوانات و علم و دانش و حقیقت و امثالهم.

2- گناهانی كه خودت را به پستی شخیتی و نیز به بیماری جسمی و رذالت اخلاقی و روحی می كشاند.

در گناهان نوع اول قانون و جامعه می تواند ورود كند برای پیشگیری یا مجازات به جهت عدم ارتكاب گناه توسط فرد.
اما در گناهان نوع دوم، شخص آزاد است كه خودش را نابود كند و این یك امر شخصی است.

"این عقیده ی كاملا شخصی من بود"
.
.
.
عیبجویی جزء گناهان نخست می باشد چونكه آبروی فرد دیگری را می بریم. و همچنین جزء گناهان دوم چونكه شخصیت خودمان در نظر دیگران بعنوان یك عیبجو كاسته می شود.
.
.
.
.
در پایان عرض می كنم كه "لوم كردن" در فرهنگ كرمانجی به همه گناهان كاری ندارد. این را در خود مقاله چند بار تذكر داده ام.
آن حدیث پیامبر و بودا فقط برای تاكید آورده شدند. والا لوم فقط به برخی گناهان سروكار دارد نه همه شان.
حتی مثلا دروغگویی كه گناه بزرگی است در مفهوم فرهنگی كرمانجی "لوم كردن" نمی گنجد.
.
.
.
شاد و كوشا باشید.
دوشنبه 25 خرداد 1394 10:57 ب.ظ
_______(¯`:´¯)
_____ (¯ `•✦.•´¯)
_____ (_.•´/|\`•._)
_______ (_.:._)__(¯`:´¯)
__(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.✦.•´¯)
(¯ `•✦.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._)
(_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶
__(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶
____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶
_____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶
______(¯ `.✦.•´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶
______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶
_______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
.
سلام دوست ارجمند و بزرگوار.
این مقاله بسیار مفید و تأمل برانگیزست...رسول مکرم اسلام(ص)فرمودند: «کسى که مؤمنى را بر گناهى سرزنش کند، نمیرد تا آنکه خود مرتکب آن
گناه شود».براتون آرزوی موفقیت، شادکامی و تندرستی میکنم...
جلال دامن افشان...
سلام بر شما
ممنونم كه خواندید دوست خوبم.
.
.
بنده نیز از شما ممنونم كه با آوردن این سخن از پیامبر اسلام، بهانه ای شدید تا بنده این مقاله را بنویسم.
سپاسگزارم دوست قدیمی و همراهم.
.
.
آرامش و اطمینان رو برای شما و خانواده تون آرزو می كنم.
دوشنبه 25 خرداد 1394 08:27 ب.ظ
سلام
میخوام یه خاطره شخصی بگم در جهت صحت مطلب.
چندین سال پیش در محل کارمون ، همکاری داشتم که در جنگ یک بند انگشت خودشو از دست داده بود البته ایشون در زمان اتفاق در جنگ بسیار جوان بودن ، شاید 16 ساله .
اما بابت این نقص عضو چندین سر و گردن در حقوق و مزایا از بقیه بالاتر و از جهت کمیت و کیفیت کار ...
یه روز بابت یکی از ظلمهایی که من و بقیه شد و به ایشون نشد ، نظر بدی دادم و گفتم ایشون با تمام وجودش تا پایان عمر مدیون یک بند انگشت خواهد بود.
خسته تون نکنم کمتر از یک هفته طول نکشید که بند انگشت مشابه خودم دچار چنان عفونتی شد که از درد و تعجب داشتم کلافه میشدم
دکتر گفت شدت عفونت اونقدر بالاست که ممکنه این بند انگشت قطع بشه.
من به انگشتم نگاه میکردم و میخندیدم، خنده ای تلخ و کاملا آماده مجازات میشدم.
تصمیم گرفتم این قصه رو له همه همکاران و دوستانم بگم تا بداش عبرت بشه و خطای من تکرار نکنن.
همین کار رو هم کردم .
بعد از مدتی انگشتم خوب شد و این درس برام جاودانه شد.

ممنونم از شما که دوباره این درس رو برام تازه کردید.
جلال دامن افشان...
سلام و صد سلام
خیلی ممنونم كه مطالعه فرمودید
.
.
خاطره ی جالبی بود.
و صدالبته درست.
بنده هم معتقدم آن عفونت برای پاك شدن اشتباه تان بوده است.
اما این موضوع در لوم قرار نمی گیرد چونكه آن عزیز از جهت قطع انگشت، نه تنها به منجلاب و تكرار بدبختی نیافتاده ، بلكه بقول شما سر و گرذنش هم بالاتر رفته.
چه بسیارند كسانی كه در همه جای جهان، از این انگشت ها فدا كردند و خودشان و هفت نسل و تبار و طایفه شان گردن فراااااااز شدند.
.
.
.
بهترین شعر را كه می توان با آن، لوم را شرح داد این شعر مولانای بزرگ است:
خنك آن قماربازی كه بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر.
.
.
.
ممنونم كه با شجاعت و صراحت و فتوت، این خاطره را طرح كردید تا بدانیم كه چشمی حكیم و دانا و توانا ما را می بیند و مراقب رفتارها و اندیشه هامان هست.
بقول بودای دانا: ضمانت می كنم كه هر رفتاری از ما در چرخه جهان نابود نمی شود و قطعا بسمت خودمان بازخواهد گشت.
یا بقول پیامبر اسلام: «کسى که شخصی را بر گناهى سرزنش کند، نمیرد تا آنکه خود مرتکب آن
گناه شود»
.
.
پاك باشیم و پاك ببینیم.
نه اینكه:
پاك باشیم و دیگران را پاك نبینیم
یا پاك نباشیم و پاك هم نبینیم.
.
.
.
بادرود فراوان و سپاس بابت حضورتان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :