تبلیغات
رها شویم از تردیدها - بررسی و شرح یک متل زیبای کرمانجی
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. ابن سینا. ابن سینا. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. حلاج. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. چارلز چاپلین. ابوسعید ابوالخیر. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








چهارشنبه 14 اسفند 1392 :: نویسنده : جلال دامن افشان
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

موضوع؛ بررسی متل گنجشکک اشی مشی از ادبیات پارسی کازرونی و پارسی تهرانی
و
متل هیوو هیوو از فرهنگ پارسی کرمانجی(کردی) خراسان.

متل(MATAL) پارسی تهرانی؛ گنجشکک اشی مشی. لب بوم ما نشین. بارون میاد خیس میشی. برف میاد گوله میشی. میافتی تو حوض نقاشی. کی می گیره فراش باشی. کی می کشه قصاب باشی. کی می پزه آشپزباشی. کی می خوره حکیم باشی(یا حاکم باشی).

متل پارسی کرمانجی؛ هیوو هیوو. زنگله زیوو. باوی طه هویر گر. دیه طه فتیر گر. بانه آقا میر گر. پاری طه ژبیر گر.
ترجمه؛ فرزند ماه صورت! که جواهرات آویخته ات از نقره اند! پدرت خمیر آماده کرد. مادرت از خمیر نان فتیر پخت. سپس آقامیر را صدا زدند ( فتیرها را به آقامیر دادند.) و سهم تو را فراموش کردند.

متل(matal) چیست؟ 
به قصه‌ها یا اشعار کوتاه و سرگرم کننده با مفاهیم عامیانه, پرمعنی و نغز متل  گفته می‌شود که می تواند قافیه دار، آهنگین و یا مستمر و پشت سرهم باشد. شخصیت های متل‌ها گاهی حیوانات, گاهی انسان‌ها و  گاهی نشانه های طبیعی هستند. متل ها بصورت عامیانه و از لابلای سخنان عمومی مردم خلق شده اند.

صادق هدایت، صبحی، انجوی، احمد شاملو، جمال‌زاده، امیرقلی امینی کسانی اند که با تلاش های جدی و پیگیر خویش در عصر حاضر , به متل های فارسی توجه نمودند.

از شخصیت های موجود در متل های فارسی می توان به گروه های زیر اشاره کرد؛
شخصیت های کودکانه؛
فین فینی، فلفلی، فینگیلی، لوسی بابا، شازده پسر، نیم وجبی (یا یک وجبی)، عزیز بی‌جهت، تخم نابسم الله، جرتنغوز، عاق والدین، نخودی، چپول خانم، نمکی، شنگول و منگول و حبه انگور، پسر کاکل زری و دختر دندون مرواری

شخصیت های زنان؛
خجه اره، دده بزم آرا، هفت لنگه گیس، ماه پیشونی، گیسو گلابتون، خورشید کلاه، ماما خمیره، مادر فولاد زره، کلثوم ننه، ترکمون خانم، شلخته باجی، شاباجی شله، آبجی شلخته، بی‌بی سه‌شنبه، نجیب آبستن، قرشمال خانم، لکاته، کنیز ملاباقر، دختر شاه فرنگ، پری زاد، دختر شاه پریان.

شخصیت های مردان؛
قبله عالم، قلندر بیابانی، وزیر دست راست، وزیر دست چپ، گل مولا، غول، شاه وزوزک، شاه پریان، باتمان قداره، حاجی بارک الله، پهلوان پنبه، پسر حاجی، پیر خواجه، چلغوز میرزا، الکی خوش، حسن کچل، حاجی خرناس، حاجی مقوا، روضه خوان پشمه چال، حاجی فیروز، کاکاسیا.

نمونه های حیوانی و طبیعت؛
کره دریایی، گنجشکک اشی‌مشی، موش سر قالب صابون، آقاموشه، عمه گرگه، سگ چارچشم در جهنم، سگ حسن دله، بزبز قندی، بلبل سرگشته، خاله سوسکه، مرغ زرد پاکوتاه، فندقی، پیشی، خاله قورباغه، ممولی، توتو، سیمرغ، ماهی سقنقر.

اشیاء افسانه ای؛
قالیچه حضرت سلیمان، شبکلاه غیبی، کدو قلقله‌زن، سنگ صبور، شیشه عمر، گوهر شبچراغ، عصا آهنی و کفش آهنی، آب زندگی، گرز آتشی،هنبونه.

شخصیت های افسانه ای؛
از مابهترون، غول بیابونی، پری، جن ، بختک، آل، لولو، دیگ به سر، شاه پریون، دیو دو سر، دو الپا، یک سر و دو گوش، سلطان جمجمه، اجوج و مجوج

موقعیت های افسانه ای؛
عهد دقیانوس، عهد بوق، عالم هپروت، هفت پرگنه هند، کوه قاف، قلعه سنگباران، سر گنبد کبود، ولایت خاج‌پرست ها، جهنم دره، امامزاده جلبذ، پتلپرت، سر پل خربگیری، چاه ویل، جابلقا و جابلسا، ظلمات.


نمونه های فوق بعنوان مشتی نمونه ی خروارند. از این نمونه های عامیانه در میهن هزارفرهنگ ایران بسیار است و هنوز فضای بسیار زیادی برای تحقیق,  ماندگار.

*********************
یک نمونه از متل تهرانی؛

یکی بود، یکی نبود- در خونمون گودالی بود- پشه چادر زده بود- تو چادر نشسته بود- گربه عطاری می‌کرد- موشه بقالی می‌کرد- شتره نمدمالی می‌کرد- فیل اومد نگاه کنه- افتاد و دندونش شکست- گفت چی کنم چی نکنم- رومو به دروازه کنم- صدای بزغاله کنم

****************

یک نمونه از متل ترکی؛

هَپسَنه آی هَپسَنه- هپسنه بیر قوشویدی- باغچایا قونموشویدی- بَی ا‏‏‎‎‏ُوغلی گؤرمؤشؤیدی- اُخونان وورموشویدی- من اُخوندان بیزارام- کتان کؤینک یازارام- کتان کؤینک میل میلی- گَل اُخو بیزیم دیلی- بیزیم دیل اورمو دیلی- اورمودان گلَن آتلار- آغزین دا یییَن چاتلار- تات مَنه داری وِردی- داری‌نی سپدیم قوشا- قوش مَنَ قانات وِردی- قاناتلاندیم اوچماغا- حق قاپی‌سین آچماغا- حق قاپی‌سی کلیدلی- کلید دَوَه بوینوندا- دَوَه شیروان یولوندا- شیروان یولی سَربه‌سَر- ایچینده میمون گَزَر.

ترجمه؛

هَپسنَه آی هَپسنَه- هپسنه یِک پرنده بود- بر درختان باغ بود- پسر بیک آن را دید- و با تیر زدش- من از تیرِش بیزارَم- پیراهن کتان می‌بافم- پیراهن کتان راه‌راه است- بیا زبان ما را بخوان (یاد بگیر)- زبان ما زبان اورمو (ارومیه) است- اسب هایی که از اورمو آمدند- پنبه دانه می‌خوردند- تات به من ارزن داد- ارزن را به پرنده دادم- پرنده به من پر داد- بال و پر درآوردم برای پرواز- برای بازکردن در حق- در حق بسته است- کلید به گردن شتر آویخته- شتردر راه شیروان است- سرتاسر راه شیروان- گردشگاه  میمونهاست-

******************

نمونه ای از متل ترکمنی؛


ایكی چوپان اوروشدی- بیری قانا بولاشدی- اونونگ قانین كیم سؤپیر؟- آق ساقغاللی پیر سؤپیر- پیری گیتدی اودونا- پالتا دگدی بودونا- پالتا دألدیر قامیش دیر- اون بارماغی كوموش دیر- كوموشیمی ییتیردیم- خانا خابار یتیردیم- خانینگ آطی كینگشه یأر- نأمه دییپ كینگشه یأر؟- آرپا دییپ كینگشه یأر- آرپانی نیردن آلجاق؟- چایینگ دؤیبؤندن آلجاق.

ترجمه

دو چوپان دعواشان شد- سر و صورت یكی شان خون آلود شد- چه كسی خون او را پاك خواهد كرد؟- پیر ریش سفید پاك خواهد كرد- پیر او رفت هیزم جمع كند- تبر به رانش خورد- آن تبر نبوده نی بوده- ده انگشت او نقره است (او در ده انگشتش انگشتری نقره دارد؟!)- نقره‌ام گم شد- به خان خبر دادم- اسب خان شیهه كشید- چرا شیهه می كشد؟- او به خاطر جو شیهه می كشد- از كجا جو تهیه خواهد كرد؟- از كنار رودخانه.

*****************

شرح مقاله


پس از خلاصه ای درباره ی تعریف متل می پردازم به بررسی متل اشی مشی  و متل هیوو هیوو......


در متل اشی مشی موضوع داستان گنجشکی است که به دلیلی وارد قلمرو حکومت می شود و در این اتفاق توسط عناصر حکومتی( باشی ها ) شکار و طبخ شده و به خورد حاکم یا حکیم می رود.

این متل ابتدا از فرهنگ شهر کازرون برخاست ولی سپس توسط احمدشاملو به لهجه تهرانی درآمده و توسط فرهاد مهراد و اسفندیار منفردزاده تبدیل به ترانه ای سیاسی بر علیه رژیم پهلوی گشت.


متل کازرونی به شرح زیر می باشد؛

گنجشککی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آنکه با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می‌شود. پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشکک نان پیرزن را می‌برد. با چوپانی شریک می‌شود و چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشکک بره چوپان را به تلافی می‌دزدد. با تازه‌دامادی شریک می‌شود و باز هم نارو می‌خورد. گنجشکک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشکک با تمبک خویش به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد. پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرها به وی اصابت نمی‌کنند ولی او از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌خورد. گنجشکک که در زندان نمور و تاریک شکم پادشاه به هوش می‌آید، موفق می‌شود از آنجا فرار کرده و آبروی پادشاه را نیز نزد همه ببرد و تنبک خود را بازپس گیرد. تمبک را به نزد لوطیان برده و عروس را بازپس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند. بخشی از داستان از زبان نگهبانان پادشاه چنین است: «گنجشکک اشی‌مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس می‌شی، برف میاد گولّه می‌شی می‌افتی تو حوض نقاشی، می‌گیرتت فراش باشی، می‌کشتت قصاب باشی، می‌پزتت آشپزباشی، می‌خورتت حاکم‌باشی.»


متل امروزی به شرح زیر می باشد؛

گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتش را می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی از جواهرات  شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.

همانطور که دیدیم در متل اشی مشی گنجشک که نماد مردم عادی و ستمدیده است توسط عمال حکومت , شکار و کشته می شود.

این حکایت داستان تکراری نفوذ و ستم حکام تاریخی ایران بر رعیت ستمدیده است که همیشه مردم طعمه ی قدرت طلبی پادشاهان بوده اند. این داستان ناگزیر ما را به یاد داستان ضحاک ماربدوش می اندازد که برای بقای حکومتش همیشه مغز جوانان تحت حکوتش را طعمه ی ماران روئیده بر دوشش می کرد.

مغز جوانان یک جامعه بهترین و بالاترین سرمایه ی مردمی آن جامعه است که در داستان ضحاک آن  را برای بقای حکومت ستمگرش به نابودی می کشانید.

در متل اشی مشی هم گنجشک آورده شده است. نیک می دانیم که در میان پرندگان اطرافمان گنجشک از همه سرزنده تر و  شلوغ کار تر و هم مظلوم تر است. در فرهنگ عمومی ما هم جوان و نوجوان است که به سرزندگی و شادی و بی تجربگی و مظلومی معروف است. لذا مقایسه این دو با هم دور از خرد نخواهد بود.

پس طبق این متل فارسی , بیشترین واهمه ی مردم درباره ی جوانان شان از سوی حکومت ستمگر است. این ترس نه فقط از سمت حاکم بلکه از سوی یک یک کارگذاران حکومت وجود دارد(فراش باشی. قصاب باشی. آشپزباشی). گنجشکی که با پسوند ک آمده است دقیقا می خواهد بی تجربگی اش و کوچکی اش را نشان بدهد زیرا پسوند  ک  بر هر اسمی که بیاید آنرا کوچک خواهد کرد. مثلا دخترک( دختر+ ک). پسرک(پسر + ک). متلک(متل + ک) و...

باشی نیز پسوند بوده که بر نام کسانی که برای حکومت کار می کرده اند گذاشته می شده است. مثل ؛ عکاس باشی. آشپزباشی و....


اما در متل پارسی کرمانجی؛

هیوو هیوو. زنگله زیوو. باوی طه هویر گر. دیه طه فتیر گر. بانه آقا میر گر. پاری طه ژبیر گر.

فرزند ماه صورت! که جواهرات آویخته ات از نقره اند! پدرت خمیر آماده کرد. مادرت از خمیر نان فتیر پخت. سپس فتیرها را به آقامیر دادند. و سهم تو را فراموش کردند.

در متل کرمانجی برای نشان دادن گروه جوان که نماد زندگی هر ملتی هستند, از نشانه ی زیبایی استفاده کرده اند. هیو در زبان کرمانجی یعنی ماه, و استفاده از این واژه یعنی فرزند جوانی که مانند ماه است. این فرزند نماد تیپ جوان جامعه ی کرمانج بوده است که در حقیقت تمام دارایی اش بوده. صفت دومی که برای گروه جوانش استفاده نموده نقره بودن جواهرات می باشد. از اینجا نشانه به سمت دختر بودن فرزند متمایل می گردد ولی چون در لباس های سنتی کرمانجی و نیز در انگشتر  و دستبند مردانه نیز جواهرات و نقره استفاده می شده می توان نشانه را بر دختر و پسر جوان استوار نمود.

حال که فرزند جوان - که نماد ملت جوان است- را بعنوان ماه صورت و جواهر نقره  معرفی می کند, می پردازد به اصل حقیقت داستان( متل ).
در متل اشی مشی دیدیم که نسل جوان طعمه ی حاکم و کارگذارانش می شد و اینگونه به تباهی می رفت. اما در متل هیوو هیوو, اولین گروهی که نسل جوانش را تقدیم ستمگر می نمایند پدر و مادر هستند. همانگونه که در متل خواندیم؛ پدرت خمیر آماده کرد و مادرت فتیر پخت و فتیر را به آقا میر دادند و سهم تو را فراموش نمودند.
اینجا دیگر بحث فراش باشی و قصاب باشی و سایر باشی ها نیست بلکه پدر و مادر اند که دست اندرکار از بین رفتن حق فرزند جوانشان گشته اند. پدر و مادرند که با رنج تمام نان فتیر را آماده می کنند اما به کسی که صاحب آن فتیر است نمیدهند و سهم اش را فراموش می کنند.
باید توجه کنیم که در زمانه ای که بدست آوردن نان ساده به سختی بوده است, این متل از نان فتیر که بسیار خوش خوراک و ارزشمند است استفاده کرده است. این یعنی پرارزش ترین خوراک را از پرارزش ترین قشر جامعه دریغ کردن, آن هم توسط پدر و مادر که نماینده ی نسل سالخورده و باتجربه و صاحب عنان توده اند.
در جامعه این پدر و مادر ها هستند که صاحبان حرفه ها و مشاغل و کارها و درآمدها و تمام سطوح جامعه ی عامه اند. و فرزند کسی است که با سادگی و پاکی و آرزو در حال شدن است ولی هنوز هیچ منسب و قدرت اجتماعی ندارد.
از اینجا می توان فهمید که زندگی کرمانج ها نسبت به پایتخت نشین ها از حکومت دور بوده است که دقیقا یادآور زندگی عشایری کرمانج هاست. و نیز یادآور دلاوری های کرمانج هاست که خیلی با حکومت ها کنار نمی آمده اند و زندگی شان غالبا مستقل از حکومت ها بوده است. البته این خصوصیت ایشان در دوران پهلوی اول برای همیشه از بین رفت.

نکته ی بعدی که در این متل حائز اهمیت است ذکر نام آقا میر است. کسی که حق نسل جوان و رو به رشد جامعه ی کرمانج به او میرسد. کسی که به توسط پدر و مادر حق فرزند  را می خورد.
آقا در کرمانجی همان معنی آقای معنوی در فارسی و سید در عربی را می دهد. کرمانج ها عموما به افراد سید می گویند؛ آقی (همان آقا)
در کل, آقا کسی است که به واسطه ای معنوی از دیگران سر تر گشته است. ولی آقا هیچ ربطی به صاحب یا مالک بودن مادی ندارد زیرا کرمانج ها برای این امر از واژگانی چون ارباب, خادی کار, به یار و امثالهم استفاده می کنند.
میر  هم در کرمانجی, هم معنی امیر در عربی و فارسی است. پس واژه ی آقامیر می تواند به معنی آقای معنوی باشد. یعنی کسی که مورد رجوع مردم است برای امور معنوی ایشان.
این حالت دقیقا مشابه حکیم باشی در متل اشی مشی است, زیرا حکیم باشی هم کسی است که قدرت معنوی دارد بر تمام اقشار و افراد. از شاه گرفته تا عموم مردم برای پاسخ پرسش های معنوی شان به حکیم باشی رجوع میکنند.
پس طبق این متل کرمانجی , پدر ها و مادر ها بهترین دسترنج خویش را با دست خویش تقدیم آقامیر می نمایند و طی این روند حق مسلم فرزندانشان را ضایع می کنند.
این متل , به گونه ای انسان را به یاد داستان ضحاک ماربدوش و مغز جوانان می اندازد. با این تفاوت که آنجا ضحاک والدین را مجبور می کرد ولی در این متل , والدین اند که این کار را انجام می دهند.


این بود مقایسه و بررسی  دو متل (پارسی کرمانجی) و (پارسی تهرانی). امید که مقبول طبع صاحب نظران افتد.
و نقص و کمبودهایش , اصلاح یا بخشیده شود.



من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی



((جلال دامن افشان))
 







نوع مطلب : نوشتارها، فرهنگ كرمانجی، معرفی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:54 ب.ظ
hello there and thank you for your info – I've definitely picked up anything new
from right here. I did however expertise several technical points using this site, as I
experienced to reload the website lots of times previous to I could get it to load correctly.
I had been wondering if your web host is OK? Not
that I am complaining, but sluggish loading instances times will very frequently
affect your placement in google and could damage your
high-quality score if ads and marketing with Adwords.
Anyway I'm adding this RSS to my email and can look out for
much more of your respective interesting content.
Ensure that you update this again soon.
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:59 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my kids. I found a sea shell and gave it to
my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is entirely off topic but I had to tell someone!
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:04 ب.ظ
Fantastic post however , I was wondering if you could write a litte more on this topic?
I'd be very grateful if you could elaborate a little bit more.
Thank you!
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:40 ب.ظ
I'm curious to find out what blog platform you happen to be using?

I'm having some minor security issues with my latest site and I'd like to find something more safeguarded.
Do you have any solutions?
شنبه 14 مرداد 1396 11:03 ب.ظ
I know this website offers quality dependent articles and additional
material, is there any other web page which gives these stuff in quality?
شنبه 14 مرداد 1396 04:08 ب.ظ
My brother suggested I might like this web site. He used
to be totally right. This publish truly made my day. You can not consider
simply how so much time I had spent for this info! Thanks!
شنبه 14 مرداد 1396 06:39 ق.ظ
What i do not understood is if truth be told how you are now not actually a lot more neatly-favored than you may be right
now. You're so intelligent. You understand thus considerably with regards to
this subject, made me individually consider it from a
lot of various angles. Its like men and women are not interested unless it is
one thing to accomplish with Girl gaga! Your own stuffs
nice. Always deal with it up!
سه شنبه 13 تیر 1396 02:39 ب.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this site before
but after browsing through many of the posts I realized it's new to me.
Anyways, I'm definitely happy I discovered it and I'll be bookmarking it and
checking back regularly!
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:51 ب.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all of us you actually recognize what you are
speaking approximately! Bookmarked. Kindly also consult with my
web site =). We may have a hyperlink trade agreement among us
شنبه 13 اردیبهشت 1393 11:15 ب.ظ
با سلام
خواهشمند است در راستای حفظ فرهنگ کرمانجی و نام زیبای سه خشتی های شعری کرمانجی که اخیرا در تهران به سرقت رفته است لینک مطلب زیر را در سایت خود برای حمایت از میراث اجدادی مان قرار دهید
http://www.ellahmezar.ir/?p=25944
جلال دامن افشان...
سلام.
بله سه خشتی كرمانجی قدمتی تا گاتاهای اوستا دارد....
اما ترجیح می دهم در اینباره از بردن نام یك مكان و مردم مشخص و نیز بكار بردن كلمه سرقت پرهیز كنم....
در كل و در تمام زمینه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ، با تقویت فرهنگی در سایه دوستی موافق ترم تا دشمن سازی.
.
.
.
حركت پسندیده ی شما ، در جهت اطلاع رسانی درباره ی سه خشتی كرمانجی را ارج می نهم...
سپاسگزارم.
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 08:27 ب.ظ
جلال جان کجایی دلتنگ هم زبان قلم به دست ود شده ایم . انشالله هر جا هستی سلامت باشی و خندان . منتظر هستیم تا برگردید و دوباره مطالب شما را نقد کنیم
جلال دامن افشان...
سلام عزیزدل.
ممنونم از لطفت.
متاسفانه اسم و آدرست ثبت نشده بزرگوار....
من هم بی قرار آن روز زیبا هستم...
اما بقول سعدی؛
غم زمانه خورم یا فراق یار كشم....
به طاقتی كه ندارم كدام بار كشم...
.
.
فعلا هم غم زمانه بر فراق یار چیره شده و منو از شما دوووور كرده...
یك نان به دو روز اگر بود حاصل مرد...
از كوزه شكسته ای دمی آبی سرد...
مامور كم از خودی چرا باید بود...
یا خدمت چون خودی چرا باید كرد....
خیام.
یکشنبه 31 فروردین 1393 03:24 ب.ظ
سلام
مطلب شما در توبنویس"مرجع وبلاگنویسان خراسان شمالی" درج گردید.
منتظر حضور بعدی و ارسال مطالب زیبایتان هستیم.
باتشكر
جلال دامن افشان....
سلام بر شما عزیزان.
سپاسگزار مهرتان هستم.
پیروز باشید
پنجشنبه 21 فروردین 1393 10:14 ب.ظ
درود بی پایان بر شما دوست خوبم جناب دامن افشان با شعرم ((شب رویا)) دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم...
چهارشنبه 20 فروردین 1393 06:51 ب.ظ
سلام آقای دامن افشان.باتآخیری طولانی،سال نومبارک.غرض،عرض ادب وسلامی دوباره بود
یکشنبه 17 فروردین 1393 04:06 ب.ظ
اذیسون مایی
جمعه 15 فروردین 1393 06:13 ب.ظ
با پست جدید به روزم و منتظر نظرات شما.
سه شنبه 12 فروردین 1393 01:21 ق.ظ
ﺳﻼﺍﺍﻡ
ﺳﺎﻝ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭﮎ
ﺍﯾﺸﺎﻻ ﺳﺎﻝ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺑﯽ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﻮﺩﻡ
ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﻣ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻧﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﻦ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﭼﻄﻮﺭﻩ ؟
سه شنبه 12 فروردین 1393 12:29 ق.ظ
درودها نثارت جلال دامن افشان عزیز
عجب مطلب پرباری بود. البته مثل همیشه ها...
زنده باد
امید که سالی پر از اتفاق های خوب پیش رویت باشد. آمین
دوشنبه 4 فروردین 1393 06:46 ب.ظ
سلام جناب دامن افشان گرامی.
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت

روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

نوروز تان مبارک
سالی پراز خاطرات شیرین و به یاد ماندنی برایتان ارزو دارم.
ارادتمند
جلال دامن افشان...
سلام بانوی مهربان....
سالی سرشار از زیبایی ها و پیروزی ها را برای تان آرزو می کنم....
شنبه 2 فروردین 1393 09:33 ق.ظ
چون سلیمان را سراپرده زدند

جمله مرغانش به خدمت آمدند

هم‌زبان و محرم خود یافتند

پیش او یک یک بجان بشتافتند

جمله مرغان ترک کرده چیک چیک

با سلیمان گشته افصح من اخیک

همزبانی خویشی و پیوندی است

مرد با نامحرمان چون بندی است

ای بسا هندو و ترک همزبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگرست

همدلی از همزبانی بهترست

غیرنطق و غیر ایما و سجل

صد هزاران ترجمان خیزد ز دل

جمله مرغان هر یکی اسرار خود

از هنر وز دانش و از کار خود

با سلیمان یک بیک وا می‌نمود

از برای عرضه خود را می‌ستود

از تکبر نه و از هستی خویش

بهر آن تا ره دهد او را به پیش

چون بباید برده را از خواجه‌ای

عرضه دارد از هنر دیباجه‌ای

چونک دارد از خریداریش ننگ

خود کند بیمار و کر و شل و لنگ

نوبت هدهد رسید و پیشه‌اش

و آن بیان صنعت و اندیشه‌اش

گفت ای شه یک هنر کان کهترست

باز گویم گفت کوته بهترست

گفت بر گو تا کدامست آن هنر

گفت من آنگه که باشم اوج بر

بنگرم از اوج با چشم یقین

من ببینم آب در قعر زمین

تا کجایست و چه عمقستش چه رنگ

از چه می‌جوشد ز خاکی یا ز سنگ

ای سلیمان بهر لشگرگاه را

در سفر می‌دار این آگاه را

پس سلیمان گفت ای نیکو رفیق

در بیابانهای بی آب عمیق

http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh66/
جلال دامن افشان
جمعه 1 فروردین 1393 11:04 ق.ظ
سلام
سال نوت مبارک استاد بزرگوارم امیدوارم روزهای خوبی درپیش داشته باشی وهمیشه ازقلم زیباتونونوشته های دلچسبتون فیض ببریم یا حق
جلال دامن افشان...
سلام برادر بزرگوار و عزیزم.
سال نو و نوروز شما هم مبارک باد....
امیدوارم شاد و سلامت و پیروز و پاینده باشید....
یاحق
پنجشنبه 29 اسفند 1392 12:32 ب.ظ
یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

را به شما تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را از درگاه خداوند متعال و سبحان برایتان مسئلت می نمایم
جلال دامن افشان...
آمین.
.
.
امیدوارم سالی سرشار از کامیابی و شادمانی داشته باشید بانو....
شادی تان آرزوی بنده است.
پنجشنبه 29 اسفند 1392 12:16 ق.ظ
سالی سرشار از مهربانی و شادی برای شما و خانواده ی عزیزتان آرزو دارم ...
جلال دامن افشان....
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروووووووووووز.....
پنجشنبه 29 اسفند 1392 12:15 ق.ظ
سلام دوست نازنینم جناب دامن افشان بزرگوار
از دی 91 تا امروز در خانه ی " طومار دل " میزبان شما عزیز بزرگوار بودم ،و من نیز به خانه ی سرشار از مهربانی تان آمدم از شما جز کلام مهرآمیز و صداقت و لطف چیزی ندیدم و نشنیدم سپاسگزار حضور سرشار از صفا و لطفتان درخانه ام ومهمان نوازی ی شما هستم ... از مهربانی ها و همدلی ها ی شما درس ها آموختم و امیدوارم مرا و تمام کاستی هایم را به مهربانی و لطفتان ببخشید و بخصوص این تاخیر 2 هفته ای ام را که به دلیل بیماری پیش آمد نادیده بگیرید و همچنان با من بمانید چرا که ...

" هست طومار دل من به درازای ابد / برنوشته از سرش تا سوی پایان تو مرو "

***

دوست خوبم ! شما را به خداوند مهربانمان می سپارم و برایتان بهاری سرشار از مهربانی و عشق آرزو دارم ...

" آسمان به آسمان ...

کوچه به کوچه ...

رویا به رویا ...

هرجا که می نگرم با من هستید ...

اما...

دلم برایتان تنگ می شود ..."

نوروزتان پیروز

ارادتمند شما

مهری ولیان

جلال دامن افشان....
سلام بر بانوی مهر و خوبی ها.....
در این زمان کوتاه , از شما جز مهر و مهربانی و نیکی و پاک سرشتی ندیدم بانو....
امیدوارم سالی سرشار از خرمی و سلامتی و شادی داشته باشید.
یادتان همیشه همچون خورشید می درخشد بانو...
و حضورتان همیشه شادی بخش و سبز است.
پاینده و پیروز باشید در سال نو....
چهارشنبه 28 اسفند 1392 06:19 ب.ظ
به به .....

جلال دامن افشان...
مخلصم دادو...
چهارشنبه 28 اسفند 1392 12:07 ب.ظ
بوی باران بوی سبزه بوی خاک ،شاخه های شسته باران خورده پاک ،آسمان آبی و ابر سپید، برگهای سبز بید، عطر نرگس رقص باد، نغمه شوق پرستو های شاد، خلوت گرم کبوترهای مست، نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش به حال روزگار...!
.
سلام...پیشاپیش سال نو رو به شما و خانواده محترم تبریک میگم . امیدوارم سالی پر خیر و برکت،همراه با شادکامی و تندرستی داشته باشید.
جلال دامن افشان...
به به....
نرم نرمک می رسد اینک بهار....
خوش به حال روزگار....
.
.
انشالله سالی پربار و شاد داشته باشید بانو....
یکشنبه 25 اسفند 1392 05:40 ق.ظ
سلام
انشاءالله هر چه روتر حالئ طه رند بو وئ
له سالا تزه جسم و جانئ ته ژی تزه
بو وئ دریئ خیرئ له ته وه بئ برانگئ من
و ژ بیر نه کنی کو حرمتئ
حضرت فاطمه{س} داگرنئ.
له پنای حق همیشه سلامت بو وی و
سر بلند.
یا علی.
جلال دامن افشان....
ممنونم برادر عزیزم.
انشالله سالی خوش و خرم و نیک و سلامت باشد برای همه....
یاعلی
شنبه 24 اسفند 1392 08:17 ب.ظ
سلام دادو
تو الله مزار نوشتی ناخوشی ، گفتم حالتو بپرسم ...
نیکا چری رندی ؟
جلال دامن افشان....
سلام دادو جان.
آخ نگو که بیچاره شدم برادر.
یک پوستی ازم کنده شد که نگو...
.
.
الآن بهترم.
چهارشنبه 21 اسفند 1392 06:08 ب.ظ
درود
مقاله ی خوب و حرف های به جایی خواندم. متل ها رابطه ی مستقیمی با فرهنگ مردم دارند و به خوبی می توان به کمک آنها تغییرات فرهنگی و جامعه شناختی یک گروه یا یک ملت را بررسی کرد.
خانم کلاریسا پینکولا در کتاب زنانی که با گرگ ها می دوند به خوبی برای تشریح نظریات روانشناختی خود از قصه های عامیانه بهره برده است.
...
لذت بردم، قلمتان توانا!!
جلال دامن افشان
چهارشنبه 21 اسفند 1392 05:13 ق.ظ
سلام
میهمانی اندیشه (32) نقش همبستگی ساز معنویت و دین بویژه اسلام در ایران

http://mehre2.blogfa.com/post/180
جلال دامن افشان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :