تبلیغات
رها شویم از تردیدها - حقیقت من
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








پنجشنبه 3 بهمن 1392 :: نویسنده : جلال دامن افشان

ره میخانه و مسجد کدام است...
که هر دو بر من مسکین حرام است...

نه در مسجد گذارندم که رند است...
نه در میخانه کین خمار  خام است...
(عطار)
.
.
.
شاید اگر یک شعر بتواند حال و روز همیشگی مرا نشان دهد...
آن همین باشد...
.
.
این شعر زیبا را با صدای استاد شجریان بشنوید...
http://www.persianpersia.com/music/p/nakissa.php?artistid=1&Albumid=56&trackid=482




نوع مطلب : نوشته های احساسی، معرفی ها، شعر و متن و....، توحید و یکتایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:34 ب.ظ
I like what you guys are up too. This type of clever work
and exposure! Keep up the great works guys I've included you guys to our blogroll.
پنجشنبه 2 شهریور 1396 12:07 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an edginess over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again since
exactly the same nearly very often inside case you
shield this increase.
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:53 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up. The words in your post seem to be running off
the screen in Opera. I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with internet browser compatibility
but I thought I'd post to let you know. The layout look great though!
Hope you get the issue solved soon. Cheers
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:13 ب.ظ
Hello, i believe that i noticed you visited my site thus i got
here to go back the favor?.I'm trying to in finding issues to improve my
website!I assume its ok to use a few of your ideas!!
پنجشنبه 1 اسفند 1392 12:55 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار حرفهایت البته دردهای هر ایرانی باشرف وباغیرت بوده ولی متاسفانه به وسیله یک عده از خدا بی خبر ودر ظاهر ایرانی میخواهند اصل و ریشه وتاریخ ایرانمان را عوص کنند وصد افسوس که مسیولین مملکت نیز عین خیالشان نیست ودر این مورد کوتاهی زیادی شده ودر اینده هم دودش نیز در ا به چشم ما ایرانی جماعت خواهد رفت لطفا اگر وقت کردید از وبلاگ بنده نیز بازدید نموده واز نظراتتان مارا به فیض برسانید
جلال دامن افشان
پنجشنبه 1 اسفند 1392 12:55 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار حرفهایت البته دردهای هر ایرانی باشرف وباغیرت بوده ولی متاسفانه به وسیله یک عده از خدا بی خبر ودر ظاهر ایرانی میخواهند اصل و ریشه وتاریخ ایرانمان را عوص کنند وصد افسوس که مسیولین مملکت نیز عین خیالشان نیست ودر این مورد کوتاهی زیادی شده ودر اینده هم دودش نیز در ا به چشم ما ایرانی جماعت خواهد رفت لطفا اگر وقت کردید از وبلاگ بنده نیز بازدید نموده واز نظراتتان مارا به فیض برسانید
جلال دامن افشان
پنجشنبه 1 اسفند 1392 12:55 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار حرفهایت البته دردهای هر ایرانی باشرف وباغیرت بوده ولی متاسفانه به وسیله یک عده از خدا بی خبر ودر ظاهر ایرانی میخواهند اصل و ریشه وتاریخ ایرانمان را عوص کنند وصد افسوس که مسیولین مملکت نیز عین خیالشان نیست ودر این مورد کوتاهی زیادی شده ودر اینده هم دودش نیز در ا به چشم ما ایرانی جماعت خواهد رفت لطفا اگر وقت کردید از وبلاگ بنده نیز بازدید نموده واز نظراتتان مارا به فیض برسانید
جلال دامن افشان
پنجشنبه 1 اسفند 1392 12:55 ب.ظ
سلام استاد بزرگوار حرفهایت البته دردهای هر ایرانی باشرف وباغیرت بوده ولی متاسفانه به وسیله یک عده از خدا بی خبر ودر ظاهر ایرانی میخواهند اصل و ریشه وتاریخ ایرانمان را عوص کنند وصد افسوس که مسیولین مملکت نیز عین خیالشان نیست ودر این مورد کوتاهی زیادی شده ودر اینده هم دودش نیز در ا به چشم ما ایرانی جماعت خواهد رفت لطفا اگر وقت کردید از وبلاگ بنده نیز بازدید نموده واز نظراتتان مارا به فیض برسانید
جلال دامن افشان...
سلام تورج خان عزیز و بزرگوار...
ممنونم که خواندید برادرم...
بله متاسفانه گرگ در لباس میش وارد شده...
ظاهرا ایرانی اما در درون ضد مردم...
.
.
راستش آدرس شما و جناب ایهان که خیلی هم شبیه هستید باز نمی شود...
سپاسگزار لطف تان هستم.
یکشنبه 27 بهمن 1392 10:09 ب.ظ
برو عطار کو خود میشناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
جلال دامن افشان...
بله دادا....
او خود می شناسد....
پنجشنبه 10 بهمن 1392 07:22 ب.ظ
سلام الان داشتم عکس شمارامیذاشتم دربالای صفحه گفتم این آقاجلال ماشعرش رانفرستاددیدم یادداشت شمارسید.دل به دل راه داره شک ندارم
جلال دامن افشان...
سلام عزیزدل....
درود فراوان بر شما و تلاش های بی دریغ تان در راه اعتلای فرهنگ این استان....
سپاس
پنجشنبه 10 بهمن 1392 03:01 ب.ظ
سلام
بسیار زیبا و گویا
این شعر حال و روز خیلی هارو نشون میده
جلال دامن افشان...
سلام.
خدا نکنه....
گناه دارن آدمای بیچاره...
من که شدیدا از این حالتی که توش زندگی می کنم بیزارم...
و آرزو می کنم یه روز از سیطره ی این شعر بیرون بیام...
یکشنبه 6 بهمن 1392 11:19 ب.ظ
آقا اجازه !!!!
ما که هر نقد و نظری از شما خواندیم بسیار آموزنده و ارزشمند بود و دوست داریم همچنان بشنویم و بخوانیم ...به هرحال شما صاحب اختیارید و ما مشتاق ...
جلال دامن افشان...
بفرمایید خانم...
.
.
.
خواهم آمد و نظر خواهم داد...
و واسه هر شاعر...
می دهم یک کااامنت...

.
.
.
یکشنبه 6 بهمن 1392 10:37 ب.ظ
سلام دوباره دوست بزرگوارم

جناب دامن افشان عزیز !!! شکسته نفسی می فرمایید ...آنجا ( کارگاه شعر ) خانه ی شماست و اصلا قرار نیست چنین تعارفی داشته باشیم ...شما می دانید از شما و دیگر دوستان می خوانیم و لذت می بریم و می آموزیم ...آنجا با وجود شما دوستان همیشه گرم و با صفا می ماند ...منتظر حضورتان هستیم دوست خوب ما ...
سپاس
جلال دامن افشان...
سلام خانم ولیان عزیز...
ای بابا....
مگه من تعارف کردم؟؟؟!!!
واقعا گفتم....
بارها و بارها اومدم و چندین شعر خوندم ولی هر کار کردم نتونستم یه نظر درست بدم...
باور کنید تعارفی در کار نیست بانو....
یکشنبه 6 بهمن 1392 07:47 ب.ظ
" رفیق مهربان و یار همدم
همه کس دوست می دارند و من هم
نظر با نیکوان رسمی ست معهود
نه این بدعت من آوردم به عالم "

سلام دوباره ...و باز هم خواندم و لذت بردم ... ولی جناب دامن افشان عزیز !!! چرا به کارگاه شعرمان سر نمی زنید ؟ منتظریم دوست خوب ما ...
جلال دامن افشان...
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد...
نیت خیر مگردان که مبارک فالی ست...
.
.
سلام بانوی عزیز و مهربان...
راستش آنقدر که باید , دانش و مهارت ندارم برای نظر دادن در کارگاه شعر....
بارها و بارها آمده ام اما نتوانسته ام نظر بدهم...
.
.
سپاس
یکشنبه 6 بهمن 1392 05:01 ب.ظ
سلامی دوباره
وقت گذاشتم و پست را اصلاح کردم، مقاله در وبلاگ هم قابل مشاهده است.
...
امیدوارم زود زود خوب شوید و با انرژی مضاعف به دیدنم بیایید!!
جلال دامن افشان...
سلام خانم مجیدآبادی....
.
.
سپاسگزارم.
یکشنبه 6 بهمن 1392 03:51 ب.ظ
سلام آقای دامن افشان عزیز،شعرزیباییست وبیان حال خیلی از ما،زنده وشادباشیدانشاءالله،ممنون بهم سرمی زنید.
جلال دامن افشان...
سلام بانو...
شعر زیباییست اما خدا کند که وصف حال کسی نباشد....
.
.
.
کسی مباد چو من خسته مبتلای فراق....
که عمر من همه بگذشت در بلای فراق...
غریب و عاشق و بی دل ، فقیر و سرگردان...
کشیده محنت ایام و داغ های فراق...
.
.
سپاسگزارم بانوی مهربان.
یکشنبه 6 بهمن 1392 03:05 ب.ظ
سلام
امید که امروزتان بهتر از دیروز

و بهروزی را برایتان آرزومندم
..............
وصداست که میماند
جلال دامن افشان...
سلام بانو....
خیلی خیلی ممنونم بزرگوار....
.
.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...
یادگاری که در این گنبد دوار بماند....
حافظ
یکشنبه 6 بهمن 1392 02:18 ب.ظ
به طواف كعبه رفتم
به حرم رهم ندادند
كه برون در چه كردی
كه درون خانه آیی؟
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار....
سپاسگزارم...
یکشنبه 6 بهمن 1392 12:17 ب.ظ
پرپرواز ندارم

اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماهتاب
پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن
خوابی دیگر
به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن
خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن
مردن به رهایی!
آه
این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند
.
(شاملو)
جلال دامن افشان...
اما....
من عاقبت از اینجا خواهم رفت....
پروانه ای که با شب می رفت....
این فال را برای دلم دید...
(شفیعی کدکنی)
.
.
.
شنبه 5 بهمن 1392 10:37 ب.ظ
"گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر
خرم آن روز که با دیده ی گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر "

"حافظ"

سلام و درود جناب دامن افشان عزیز
سپاس از حسن سلیقه ی شما ...

پاینده باشید و در آرامش دوست دانا و آگاه ما ...
جلال دامن افشان...
خرم آن روز کزین مرحله بربندم بار...
وز سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم...
.
.
.
سلام بانوی مهربان....
خوشحالم نمودید بانو....
ممنونم....
شنبه 5 بهمن 1392 10:10 ب.ظ
درود
جلال دامن افشان...
شنبه 5 بهمن 1392 04:19 ب.ظ
سند انقراض نخبگی و هوش در ایران
استیون هاوکینگ
فهرست کشورها بر پایه تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید)
خداباوری ندانم‌گرا
گولاگ مخفف اداره کل کار اصلاحی اردوگاه‌ها و مستعمرات روسی
بازنگری این صفحه نگاهی به... از مبتکرین تبعیض قومی در ایران
کورش+چنگیز+صلح+جنگ+آرزو
تضعیف زبان "فارسی دری" باعث زیان به حقوق بشر و دموکراسی در ایران میشود
وبسایت تخصصی شاهنامۀ فردوسی/کتاب صوتی و نوشتاری و تحقیقات
اختلالات روانی تهرانی‌ها در 50 سال 800 برابر شد/ 4 میلیون نفر در تهران دچار اختلالات روانی
درخواست تصویت قانون جرمیت توهین به اقوام و زبانها و شهرستانیهای ایران
تاریخچۀ تجزیۀ ایران پارس
سوءتفاهمی به نام زبان بیگانه!
در لینکدونی زیر

http://mehre2.blogfa.com/links
جلال دامن افشان
شنبه 5 بهمن 1392 02:27 ب.ظ

پرسیدم از او واسطه ی هجران را
گفتا سببی است، بگویم آن را
تو چشم منی اگر نبینی چه شود؟
تو جان منی کسی نبیند جان را..
" ابو السعید ابو الخیر "
...
به روزم با یک یادداشت که به تازه گی در بیست و ششمین شماره ی نشریه ی عقربه منتشر شده است..
جلال دامن افشان...
در اندرون من خسته دل ندانم کیست...
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...
حافظ
.
.
سلام بانو...
به روی چشم خواهم آمد...
ممنونم که دعوتم کردید...
شنبه 5 بهمن 1392 02:16 ب.ظ
آیا کاربران اینترنت اکسپلورر IQ پایین تری دارند؟

http://narenji.ir/3072
جلال دامن افشان
.
.
خیلی جالب بود.....
شنبه 5 بهمن 1392 02:14 ب.ظ
مدتهاست فکرهای وحشتناکی در سر هست یعنی میگویم اگر این شایعات در شرق / منطقه ما درست باشد ما تقریبا محکوم به بدبختی دائمی هستیم لااقل نسل ما روزگار خوشی نخواهند دید!
چرا؟
چون شایعاتیست که دیکتاتوریهای ظالم شرقی اینطور فهمیده اند که باهوشها اغلب بی دین میشوند!
اینطور که باهوشها اغلب زیر بار ظلم و دیکتاتوری نمیروند!
از نظر دیکتاتوریهای ظالم چه باید کرد؟
اینطورست که نخبگان را نابود میکنند یا آنها را از شرق فراری میدهند مگر آنهایی که یوغ بندگی را بر گردن گرفته اند.
شرق دارد به سمت کودنی و عقب ماندگی فکری سوق داده میشود.
شایعه بس وحشتناکیست برادر!
جلال دامن افشان...
اشتباه است برادر....
باهوش بودن ربطی به دینداری یا بی دین شدن ندارد...
بلکه به نظر من باهوش ها در هر راهی که هستند یا (بهترینند) یا (ستمکارترین) یا (بدبخت ترین)....
حد وسطی وجود ندارد....
.
.
البته این نظر من بود داداش.
شنبه 5 بهمن 1392 02:06 ب.ظ
این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند

https://www.google.com/search?q=%D8%A7%DB%8C%D9%86+%D8%AF%D9%87+%D9%86%D9%81%D8%B1+%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D8%A2%DB%8C+%DA%A9%DB%8C%D9%88+%D8%B1%D8%A7+%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87+%D8%A7%D9%86%D8%AF&ie=utf-8&oe=utf-8&aq=t&rls=org.mozilla:en-US:official&client=firefox-a&channel=rcs
جلال دامن افشان...
این دیگه از اون حرفا بود ها.......
فکر کنم اگه اینطوری پیش بره...
اروپایی ها ادعا کنن که آفریننده ی زمین و آسمانها بودند....
من موندم اینا چطوری تونستن عدد دقیق ضریب هوشی یک نفر رو از 500 سال پیش حساب کنن....
در پاسخ به این موضوع مسخره فقط می تونم این شکلک رو بزارم...
شنبه 5 بهمن 1392 07:28 ق.ظ
سلام ممنونم ازمحبت شماهمیشه تصنیف هازیبایندبخخصوص اون هایی که ازدل برمی خیزندولاجرم بردل می نشینند
جلال دامن افشان...
سلام سید بزرگوار....
همینطور است گرامی....
جمعه 4 بهمن 1392 07:34 ب.ظ
و به قول حافظ "بسی خرقه که موستوجب آتش است ..." نه این و نه آن, میانه رو بودن بهتر است!
جلال دامن افشان...
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن...
شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار داشت...
حافظ
.
.
.
اتفاقا عطار در بیت بعدی همین شعر می گوید؛
میان مسجد و میخانه راهی ست...
بجویید ای عزیزان کین کدام است...
جمعه 4 بهمن 1392 07:26 ب.ظ
سلام بر دوست گرامی جناب دامن افشان.
الهی حول حالنا الی احسن الحال. آمین یا رب العالمین
پاینده باشید
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار....
متاسفانه اسم شریف و عزیزتان ثبت نشده....
سلامت باشید گرامی...

.
.
براساس سیستم آمار , احتمالا رامش عزیز باشید...
(چون باران باشیم)
بهرحال شاد باشید مهربان.
جمعه 4 بهمن 1392 12:24 ب.ظ
درود بی پایان بر شما دوست خوبم جناب دامن افشانه پایاباشی همیشه
جلال دامن افشان...
سلام جناب محسن زاده ی گرامی....
سپاسگزار لطف تان هستم برادرم....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :