تبلیغات
رها شویم از تردیدها - انتشار انسانیت...
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








چهارشنبه 6 آذر 1392 :: نویسنده : جلال دامن افشان


گاهی خسته می شود

خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی

خسته از انتظار بر روی تخت

 
خسته از تهوع های بی وقت

خسته از نگاه دیگران

خسته از جمله تکراری ((خدا شفا بده))

خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است...!

...

گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود

 

بدون آنکه معنیِ " تمام" برایش معلوم باشد

...

پروردگارا...!

هنوز به تو امیدوار است

و هنوز از این امید خسته نشده

شفابخشش باش

او معصوم ترین است...!


درکشور آلمان، بانک سلول بنیادی مغز و استخوان، بیش از 30 میلیون عضو

داره یعنی اگه کسی سرطان بگیره احتمال مداواش خیلی بالاست...!

اما در ایران، نزدیک10 هزار عضو از 70 میلیون، بیشتر نداره...!

توی این همه شادی و صفا و این داستانها، خیلی ها منتظرن که شما فرشته

نجاتشون بشید. سرطان قابل درمانه با کمک تک تک شما...!

 

می پرسید چطور؟ کمی از بزاق دهانتون یا کمی از خونتون  رو بر میدارن و هر

موقع کسی  سازگار با خون شما، پیدا شد،کمی از شما خون می گیرن و پلاکت

هاشو میزنن به طرف دوم...! به نظرتون خیلی کار سختیه؟؟؟!!!

 

شاید شما فرشته نجات یک انسان باشید.... (( این مطلب رو اونقدر انتشار

 بدید تا این 10 هزار تا، به میلیون ها عضو برسه))

هرکسی تو هر شهری می تونه با مراجعه به سازمان های انتقال خون اطلاعات

شهر خودش رو بگیره .

( خواهش میکنم این کار رو بکنید تا دوستان، اقوام، نزدیکان و هموطنانمون

رو دیگه کمتر از دست بدیم ) شاید شما فرشته نجات یک انسان باشید...!



متن و تصویر , کپی شده از وبلاگ رد پای دریا

 http://boghcheterme.persianblog.ir/






نوع مطلب : معرفی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 10:10 ب.ظ
Hi there! Do you know if they make any plugins to help with Search Engine Optimization? I'm
trying to get my blog to rank for some targeted keywords
but I'm not seeing very good results. If you know of any please share.
Cheers!
شنبه 14 مرداد 1396 06:11 ق.ظ
Can I simply just say what a comfort to find someone who truly understands what they're talking
about over the internet. You actually understand how to
bring a problem to light and make it important. More people have to look at this
and understand this side of your story.
I was surprised that you aren't more popular because you most certainly possess the
gift.
جمعه 18 فروردین 1396 06:20 ب.ظ
I have read so many content concerning the blogger lovers however this post is genuinely a
nice paragraph, keep it up.
چهارشنبه 27 آذر 1392 05:22 ق.ظ
سلام این کارهابایددرتمامی استان هاانجام شودمتاسفانه تعامل فرهنگی بااستان هانداریم وازاون مهمترباوجود300کیلومترمرزمشترک باترکمنستان هنوزکوچکترین تعامل فرهنگی انجام نشده است اگرچه درکمترکمیسیون ویاشورای فرهنگی بوده که من این دومورد رامطرح نکرده باشم.
جلال دامن افشان...
سلام.
به قول خودتان فقط باید بگوییم؛
آه....
سه شنبه 26 آذر 1392 04:45 ب.ظ
سلام دوسته عزیز

آدرسه جدید ::
البته هنوز نتونستم پشتیبانم رو کار بندازم

http://sedayepayeab1365.persianblog.ir/

منتظره حضوره گرمت هستم
جلال دامن افشان...
به به...
موج ز خود رفته ای تیز خرامید و گفت...
هستم اگر می روم , گر نروم نیستم...
جمعه 22 آذر 1392 10:24 ق.ظ
سلام کاکو جلال

چگونه ای؟

بهم سری بزن.
جلال دامن افشان...
سلام دادو جان...
الآن می دوم سمتت رفیق...
چهارشنبه 20 آذر 1392 10:13 ب.ظ
جناب دامن افشان خوشحال میشم اگه توو لیست شعارم دو شعر ((دنیای بی نام)) و ((گفته های مرد تنها)) رو بخونید و نظرتون رو برام بگید
جلال دامن افشان...
سلام رفیق...
الآن با سرعت نور میام خدمتت داداش...
با کمال افتخار....
پنجشنبه 14 آذر 1392 08:07 ق.ظ
درود
بله فقط در ایران درمان سرطان مشکل داره وگرنه خیلی جاهای دیگر حل شده.
امیدواریم این بیماری هرچه زودتر در ایران هم ریشه کن شود.
جلال دامن افشان...
سلام.
امیدواریم....
چهارشنبه 13 آذر 1392 09:23 ب.ظ
تفال به حافظ تقدیم به استاد و برادر بزرگوارم :
.
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش/
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش/
گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور/
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش/
گربه سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا/
چشم دارم که سلامی برسانی زمنش/
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه/
جای دلهای عزیزست به هم برمزنش/
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد/
محترم دار در آن طره عنبر شکنش/
در مقامی که به یاد لب او می نوشند/
سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش/
عرض ومال از درمیخانه نشاید اندوخت/
هرکه این آب خورد رخت به دریا فکنش/
هرکه ترسد زملال انده عشقش نه حلال/
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش/
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفتست/
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش/
جلال دامن افشان...
بود آیا که خرامان ز درم باز آیی...
گره از کار فروبسته ما بگشایی...
عراقی
.
.
.
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی...
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی...
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی...
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی...
سعدی
.
.
.
نمی دونم چرا هویجوری به یاد این اشعار افتادم...
ممنونم خواهرم.
چهارشنبه 13 آذر 1392 04:37 ب.ظ
به هرکس نیکی کنی او را ساخته ای
و به هرکس بدی کنی به او باخته ای
پس بیا بسازیم و نبازیم .
جلال دامن افشان...
هر کس که ز ما بدی بگوید...
ما سینه او نمی خراشیم...
ما خوبی او به خلق گوییم...
تا هر دو دروغ گفته باشیم...
چهارشنبه 13 آذر 1392 03:02 ب.ظ
سلام و ارادتم بپذیرید دوست خوبم ...

هرچه بیشتر می خوانمتان ، بیشتر لذت می برم و خوشحالم که با انسان وارسته و شریفی چون شما آشنا شدم ...روزگاری مالک دینار می گفت: دوستی اهل زمانه را چون خوردنی بازار یافتم ! به رنگ نیکو ، و به طعم ناخوش! امروز ،مالک دینار بیاید و ببیند که اینجا هم رنگش نیکوست هم طعمش مطبوع .....اینجا فرهنگ انسانیت و معرفت می پراکنند چرا که به قول غزالی : هرکه فرهنگ نورزد ، به چه ارزد؟!
درود بر شما و بینش اندیشمندانه و آگاهمند شما
جلال دامن افشان...
سلام بانوی بزرگوار و مهربان...
اینها همه نظر لطف تان و حاصل نگاه زیبای شماست...
باعث افتخار بنده است که بزرگوارانی چون شما , مطالب ناچیز مرا می خوانند...
و باعث بالندگی ام , که از این مطالب ناچیز , خشنود می شوید...
.
.
.
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید...
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند...
حافظ
سه شنبه 12 آذر 1392 05:06 ب.ظ
واقعا همین طور است خدا کند که همه یاری کنند
جلال دامن افشان...
سلام.
مرسی رفیق...
خوش آمدی...
سه شنبه 12 آذر 1392 10:55 ق.ظ

سلام گرامی ... ممنون ...

گرامی ما از جماعت بی توجه ... بی اعتنا ... و بی تفاوت می پرسیم :
مگر جهان عرصه تجلی حضور خداوند نیست ... و مگر آدمیان خدا باور نیستند ؟ ... پس این همه بی توجهی زیست محیطی و آلودگی اجتماعی چرا ؟؟ ...
خاك را پاس بدارید ... رودخانه ها ودریاها ... آسمان آبی ... هوا ... و هم نوعان... را هم ...
كار از تخریب و آلوده نمودن و بی اعتنایی به طبیعت گذشته ... و به عرصه ی روابط اجتماعی كشیده شده است ... چرا ؟ ...
مردیم تا جانمان به لب آمد ... از خواندن شعر در وصف خط و خال و چشم ابرو ... نگاهی هم بیندازیم به جمال خداوند ... كه در عرصه طبیعت و انسانیت متجلی است ... و از تخریب چی ها بپرسیم : سقوط تا به کجا ؟
جلال دامن افشانسلام.
اگر این مردم می توانستند روح طبیعت را که مادرمان(زمین) به ما هدیه داده , درک کنند و دوست داشته باشند...
یقینا کارشان به این همه نامهربانی ها نمی کشید...
آنگاه شاید در مراسم عروسی و عزا و خرید خانه و اتوموبیل و جشن های مان , افتخار نمی کردیم به اینکه یک گاو یا گوسفند را جلوی چشم همه سر ببریم...
بخدا قسم , این مردم با طبیعت , خیلی نامهربانند...
و کم کم با این ستم و بی توجهی شان , دارند عرصه را بر زندگی خود و نسل های بعدی تنگ و تاریک می کنند...
امان از نامهربانی...
امان از نادانی...
امان از نامهربانی...
امان از نامهربانی...
.
.
پاینده باشی برادر عزیزم...
سه شنبه 12 آذر 1392 09:27 ق.ظ
در اولین فرصت میرم
ممنون از اطلاع رسانیتون
:)
جلال دامن افشان...
سلام.
انشالله همیشه سلامت باشین...
دوشنبه 11 آذر 1392 09:26 ب.ظ
درود بر شما مهربان
این گل ها هم تقدیم به شما دوست خوبم


آمدم عرض ادب و احترام بزرگوار
در ضمن دلم می خواهد به وبلاگ ساحل مرجانی نیز سری بزنید که ایشان نیز چون شما انسانی بی نهایت شریف و بزرگوارند ....با پوزش آدرس وبلاگ شما را هم برای ایشان گذاشتم ...

http://dariaii.blogfa.com/

انسان های بزرگ و بزرگوار را دوست می دارم و باعث افتخار است بودن با آنها .....
زنده باشید
جلال دامن افشان...
سلام بانو...
سپاس فراوان از لطف بیکران تان...
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد...
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست...
.
.
.
با افتخار و خرسندی , به بازدید وبلاگ آن بزرگوار خواهم دوید...
و از شما نیز بابت این معرفی , سپاسگذارم بانو...
مطمئنا حضور بانو مهری ولیان , برای بنده , افتخار و رحمتی ویژه است...
پاینده باشید.
دوشنبه 11 آذر 1392 09:08 ب.ظ
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که درآفرینش زیک گوهرند
چوعضوی به دردآوردروزگار
دگرعضوهارانماندقرار

سلام دادوجان...
در رکابم برادر.سرگرم کارومشکلات و...

ممنون بهم سرزدی.
شادباشی
جلال دامن افشان...
سلام عزیزدل...
امیدوارم همیشه سلامت و پیروز باشی داداش...
یکشنبه 10 آذر 1392 09:47 ب.ظ
قدر چیزی را که داری بدان ، قبل از اینکه زمان به تو یادآوری کند :
باید قدر چیزی که داشتی میدانستیداشتن سلامتی بزرگترین ثروته که از اون غافلیم
.
.
شاد و تندرست باشید بزرگوار
جلال دامن افشان...
درسته...
.
.
.
سپاس.
یکشنبه 10 آذر 1392 06:34 ب.ظ
سلام
خیلی ممنونم جناب دامن افشان از پستی که گذاشتین
یادآوری فوق العاده ای بود
در اولین فرصت میرم و عضو میشم
.
.
.
شاد باشین دوست خوبم
جلال دامن افشان...
سلام.
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشید.
شنبه 9 آذر 1392 02:32 ب.ظ
بسیار پست مفیدی بود ،
جالبه أدمها اصلا به این امر توجه نمیكنن،به قول معروف میگن مرگ خوبه اما واسه همسایه ، اما اگر هر كسی فكر كنه كه یه روزی همین سرطان در چند قدمی خودش ممكنه باشه ،بیشتر اهمیت میده ،
ممنون أزین اطلاع رسانی بسیار مفید
جلال دامن افشان...
سلام.
واقعا همینطوره....
ما میگیم ؛
زخم رفیق , ترک دیواره...
.
.
.
داستان این سرطان برای ما ایرانی ها , گویا خیلی جدیه...
خیلی از اطرافیانمون پشت سر هم سرطان گرفتن...
نمی دونم چرا اینجوریه...
معلوم نیست به تغذیه مون مربوطه یا به اعصاب خراب مون یا چیزهای دیگه...
جمعه 8 آذر 1392 10:58 ب.ظ
سلام و هزاران درود بر شما انسان وارسته و مهربان .....
از این همه احساس نیک انسانی و نشر آن بسیار لذت بردم و به خود می بالم که در سرزمین من هنوز چنین انسانهایی جوانمرد، اگرچه بی نشان ،داریم خوشحالم از آشنایی با شما و باعث افتخار است آموختن از شما بزرگوار .....
در ضمن جناب دامن افشان عزیز تاخیرم ببخشید و سپاسم بپذیرید دوست خوبم ...همه ی مطالبتان را نخواندم ولی بسیار مشتاقم برگردم و با دقت بسیار همه ی آنها را بخوانم ......
به خدا می سپارمتان ....
جلال دامن افشان...
سلام بانوی بزرگوار...
امیدوارم بزودی , مهر و اخلاق و حکمت و نوعدوستی به میان مردم ما بازگردد...
که در نبودشان , زندگی به سختی کشیده شده...
بنده نیز در وبلاگ و کامنت های بانو مهری ولیان چیزی جز انسانیت و مهربانی ندیده ام...
همیشه سلامت و شاد باشید بزرگوار...
.
.
.
از تاخیرتان نگویید که واقعا نبودن شما و خانم ابراهیم نژاد برای ما سخت شده...
انشالله هر چه زودتر با لبخند برگردین...
خدا یارتان باد.
پنجشنبه 7 آذر 1392 10:19 ب.ظ
برای شفای تمام بیمارن سخت...
جلال دامن افشان
پنجشنبه 7 آذر 1392 10:19 ب.ظ
درود بی پایان بر شما دوست خوبم با شعرم((یاران زیبا))دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم
جلال دامن افشان...
سلام برادر خوبم...
با اشتیاق خواهم آمد...
ممنونم که دعوتم نمودید شاعر عزیز...
پنجشنبه 7 آذر 1392 09:50 ب.ظ
سلام و درود جناب دامن افشان گرامی.
وقتی این نوشته ها را خواندم از اینکه با انسانی چنین وارسته و دریا دل و جوانمرد آشنا هستم به خود بالیدم.
همیشه خیر و خوبی در ذات شما بوده و هست.
موفق و سربلند باشید.
به خانواده سلام برسانید.
در ÷ناه حق شاعر
جلال دامن افشان...
سلام خانم ابراهیم نژاد عزیز...
نبودنتان طولانی شد بانو...
.
.
.
متاسفانه چندیست جوانمردی مان خشکیده و انسانیت مان به انحطاط رفته است...
چند سالیست ما , مردمان بدی شده ایم...
چند سالیست همنوعدوستی مان از بین رفته است...
من هم یکی از همین آدمها شده ام...
امیدوارم هر چه سریعتر , ما مردم , به اصول انسانی و مهربانی و اخلاقی , بازگردیم...
امیدوارم سلامت باشید بانو...
متشکرم عزیز...
موفقیت تان آرزوی ماست...
پنجشنبه 7 آذر 1392 09:38 ب.ظ
مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن.
.
.
عرض سلام، بزرگوار...بابت انتشار این حرکت انسان دوستانه در وبلاگتان سپاسگزارم.
جلال دامن افشان...
سلام خواهرم.
جمله ای بسیار بسیار زیبا و درست و عالی بود....
واقعا هم مرگ واقعی این است...
سپاس.
.
.
.
سالهاست که ما مردم ایران , با انسانیت و همنوع دوستی , قطع رابطه کرده ایم...
و هر کدام سر در آخور خویش فروبرده و نام انسان را بر خویش ناشایست نموده ایم...
تو کز محنت دیگران بی غمی...
نشاید که نامت نهند آدمی...
در این شب تاریک انسانیت , این مطلب شما تلنگری کوچک بود بر وجدان خوابیده مان...
باسپاس و درود.
پنجشنبه 7 آذر 1392 04:21 ق.ظ
ناگفته نماند خودم هم به شدت ترسو و بزردل هستم. نکته عجیب برایم اینست چرا با هویت مشخص دست به ساخت وبلاگ انتقادی زدم در این کشور و این منطقه سراسر آکنده از خشونت و تروریزم و آلوده به تعصاب خونی مذهبی و تروریزم سیاسی-ایدئولوژیک!!!

احتمالا بزرگترین حماقت تمام عمرم را کردم که وبلاگنویسی انتقادی کردم. شاید غم عظیم و پایان ناپذیر اینی که هستم بود.
من از نظر به شدت راضی و خوشنود هستم واقعا از نظر معنوی و غیر مادی و روحی-انسانی احساس خوبختی میکنم که مثلا میگیم انسان غیر مذهبی و دگراندیش هستم.
ولی فشارهای مادی و مالی و ظلم و جهل وحشتناکی که در ایران و بهتر بگویم در این شهر بیگانگان دیدم مرا وادار کرد به چنین حماقت عظیمی.
ولی همچنان یک بزدل و ترسو هستم. میگویم وقتی یک بزدل و ترسویی مثل من چنین کاری مکیند پس شجاعان این مرز و بوم کجایند؟
جلال دامن افشانپهلوانها مردند رفیق...
پهلوانی هم مرد...
خاک شد...
نابود شد...
مردانگی در عزای خودش اشک می زد...
پنجشنبه 7 آذر 1392 03:53 ق.ظ
تنها نمیشویم دردمندان
اگر دردهایمان را با هم بگوییم

باور پس از دانایست

اگر این را بدانیم آنگاه بَرنده‌ایم
=================
ریشه همه بدبختیهای ما ایرانیان ناشی از کمبود نظام سیاسی-اداری عادلانه دموکراتیک است.
اگر تو و من بیکار و بیپول هستیم
اگر تو و من تحقیر میشویم
اگر تو و من احسای بیعدالتی میکنیم
اگر و تو و من هوز نتوانستیم همسر دلخواه خود را پیدا کنیم
اگر تو و من احساس تنهایی رنج اور داریم
اگر و تو و من احساس میکنیم فرهنگ و زبانمان تهدیدی میشود
اگر و تو من از بد اخلاقی و ناجوانمردی رنج میبریریم
به هیچ شک تقریبا همه بدیختیهای ما زا کمبود نظام عالدلانه دموکراتیک است.
اگر نظام عادلانه دموکراتیک در کشوری مناسب و در حداکثر مکن باشد
رانتخواری نوخواهد بود
رشوه نخواهد بود
اتواع فسا اقتصادی نخواهد بود
تبعیضات اقتصادی و فرهنگی... نخواهد بود
و دستکم به شدت کم و نادر خواهد بود
در نتیجه تو و من فقیر و بیکار و بیپول نخواهیم بود
در نتیجه تو و من نوعی شاید مجبور به خلاف نخواهیم شد
مجبور به خشونت نخواهیم بود
ناخواسته خشونت های فیزیکی و کلامی و غیره نخواهیم کرد
در نتیجه بهداشت خوب خواهم بود
در نتیجه ما سالمتر خواهیم بود
درنتیجه کمتر این امراض خواهد بود
در نتیجه مردم بر اثر رعب و وحشت بزردل و ترسو بار نخواهند امد
در نتیجه ما این مشکلات کمتر خواهیم داشت همان طور که در کشورهای نظامات عادلانه دموکرلاتیک سیاسی-اداری دارند حتا اگر کافر یا زندیق یا بیدین یا لامذهب یا بودایی یا مسیحی یا یهودی یا غیر شمای مسلمان یا شیعه باشند
راز بهتر بودن آنها اینست که تمام عقاید ایدئولوژیک و مذهبی به حریم خصوصی فرستادن و میانشان نظام عادلانه دموکراتیک برقرار است. عقاید ایدئولوژیک و مذهبی امور خصوصی هستند...
نکته همینست!
انشان مشرق فلک زده هنوز این بدیهی را درک نکرده ولی آنها سیصد سالست فهمیدند و از ما موفق تر ند. دروغهای دیکتاورهای فاسد شری نخورید.
راز موفق مردم جهان نظام عادالانه دموکراتیک است.
جلال دامن افشان...
کاملا موافقم دادو جان....
ممنونم که به این موضوعات مهم اشاره کردی...
پنجشنبه 7 آذر 1392 03:29 ق.ظ
این را دروبلاگ فلانی ت.. نوشتم بگمانم این بار هم ترس و بزدلی منتشر نمیکند
سلام
بنظرم بهترست قالب وبلاگ اصلاح کنید چون آن قسمت لایک زدن مخصوص اعضای پرشین بلاگ را نمیبینم!
موضوعی خوبی بود که طرح کردید. نمیدانم از جهالت مردم ایران چه بگویید.
شاید اکثر مردم ایران ترسو بار آمده اند, شاید از برای شرایط بعد سال 57 اینقدر ترسو و بزدل هستند که گمان میکنند اگر مقداری از خونشان هدیه کنن یا در لیست اعضای اهداکننده عضو بدن مرگ مغزی ثبت نام کنند!
شاید اکثر ایرانی بزدل و ترسو هستند علاوه بر نزادپرست بودن و مذهبی جاهل امل...!
این مردم به فنا میروند و بردگانی بیش نیستند. اینها اتدا بایست بخودشان رحم کنند مردمانی پست و فرومایه هستند
جلال دامن افشان...
ایرانیان ترسو و بزدل نیستند بلکه ترسو و بزدل و محافظه کار شده اند....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :