تبلیغات
رها شویم از تردیدها - حقوق اجتماعی معتادها
 
رها شویم از تردیدها
گفتم بگو...سکوت کرد و رفت...ومن هنوز گوش می کنم
درباره وبلاگ


مسافری تنها هستم در راهی غریب و ناشناخته و ناپیدا. راه حقیقت و راستی و درستی و صبر و توحید و پارسایی و عدالت و دانش و حکمت و ایمان و تنهایی. راه قاف.
این راه گوهرهای شب افروزی دارد که تعدادی اندک را نام میبرم تا شاید روشنایی اش بر دانایی کسی یا کسانی بتابد.
ایرج. کیخسرو. یوسف. یوسف. امام حسین. امام حسین. پشوتن. سیاووش. سیاووش. سلمان فارسی. سلمان فارسی. رستم. رستم. رستم. رستم. امام رضا. امام سجاد. هارون نبی. الیاس نبی. بودا. گاندی. مصدق. مصدق. یحیی. یحیی. عیسی. حضرت محمد. حضرت محمد. سهروردی. حضرت فاطمه. خیام. عطار. عطار. داوود نبی. حضرت معصومه. فریدون. امام علی. حلاج. حلاج. ابوسعید. ابوسعید ابوالخیر. ابن سینا. ابن سینا. شریعتی. افلاطون. سقراط. سهراب. سهراب. فروغ فرخزاد. حافظ. شبستری. ادریس(هرمس). ادریس (هرمس). آیین فتوت. و غیره.
یقینا همه را ذکر نکردم. با اینکه این همه ذکر کردم.
اما اگر سه نام را بخواهم نام ببرم برای شناساندن راهم، می گویم:
(رستم. یوسف. محمد)
اینها را گفتم تا بگویم که نه مقاله نویس ام و نه روشنفکر و نه مذهبی و نه عارف-صوفی و اهل "ایسم" و نه ناسیونالیست و نه هیچ چیز دیگری.
من خودم هستم. من جلال دامن افشان ام. و ذره ذره و آجر آجر و لحظه لحظه ی خودم را بدست خودم و با مدیریت خداوند، ساخته ام.
لذا امکان ندارد که با عنوانی غیر از جلال دامن افشان بشود مرا شناخت و شناساند.
من بنده ی صناعت شده ی خداوند یگانه هستم بدست خودش. و این صناعت تا همیشه ادامه دارد. لذا من هیچکس نیستم. من جلالم. بنده ای که صناعت شده ام تا انسان خوبی باشم برای تسلیم بودن و رضایت خدا را جلب کردن.
.
من بنده ام برای خدا و خدمتکارم برای بندگان خوب خدا.
من جلال دامن افشان ام.

مدیر وبلاگ : جلال دامن افشان
نظرسنجی
آیا در خانه و آزادانه حداقل هفته ای یک ساعت مطالعه می کنید؟ مطالعه تان نباید به مدرسه و دانشگاه و امثالهم مربوط باشد.








یکشنبه 12 آبان 1392 :: نویسنده : جلال دامن افشان

وقتی موضوع حقوق اجتماعی را بررسی می کنیم متوجه می شویم که غالبا مردم با این مقوله به شیوه ی رمه های گوسفندان برخورد می کنند. گوسفندان گله عادت دارند که اگر چند گوسفند هر کاری را شروع کنند , سایرین نیز پشت سر هم همان کار را انجام می دهند. مثلا اگر چند گوسفند بیافتند توی دره , سایرین هم یکی پس از دیگری از همان مسیر خود را می اندازند پایین. (گوسفندند دیگر...)
مردم نیز عادت دارند تا موضوعی درباره ی حقوق اجتماعی گروهی مد نشده باشد آن را پایمال می کنند اما همین که مد شد همه در خصوص اثباتش سخنوری ها می کنند.
مثلا حقوق اجتماعی زن  تا چندی پیش حتی به سخره هم عنوان نمی شد  اما حال که به کوشش بزرگانی راه افتاده است , همه می کوشند تا دستی بر این مقال ببرند تا خود را در این زمینه صاحب نظر نمایند.
همینطور حقوق اجتماعی سابقه داری که حبس اش تمام شده و دنبال کار می گردد.(سایر زندانیان نه. فقط همین یک قلم به همت برخی فیلمسازان مد شده)
نیز حقوق اجتماعی مسیحیان و زردشتیان(البته سایر ادیان نه. فعلا همین دو دین مد شده. مسیحیت چون مربوط می شود به غرب قدرتمند.  و زردشت چون مربوط می شود به هخامنشیان قدرتمند.  چه جالب است که خدا را هم در قدرت نظامی و اقتصادی می جویند).
یا مثلا حقوق مردانی که به دام اجرای مهریه ی بالا گرفتار آمده اند.(نه سایر مردان و زنانی که به بقیه ی دام های مدل ازدواج امروزی افتاده اند).
حتی به تازگی اکثر روشنفکران و هنرمندان به شدت در تلاش اند که بگویند؛ چرا حقوق همجنس گرایان در ایران , ضایع می شود؟!
گویا این عزیزان نمی دانند که مشکلات هر جامعه ای را باید در همان جامعه بررسی کرد نه اینکه یک مشکل را از یک قاره دیگر برداریم و به زور در ایران اعلان کنیم. این که نمی شود مشکلی که جامعه ی امریکا سالیان دراز با آن درگیر بوده را بسته بندی کنیم و یکباره بیاوریم به ایران و بگوییم مشکل اینجا هم هست. وجود همجنس گرایی در ایران فقط یک بازی روشنفکرمآبانه است. درحالیكه همین مشكل در امریكا یك واقعیت علمی و تاریخی است.
قرار نیست چون برق و آی تی را از غرب آورده ایم , هر چه دارند را ندیده به جامعه مان تزریق کنیم. جامعه ی ایران به درازای تاریخ , پیشینه و روح و فرهنگ و سنت و آیین و هویت دارد و نیازی نیست که کاملا تهی شود تا شاید شبیه جامعه ای دیگر گردد.

ببخشید... باز قلمم افسار گسیخت...
برگردیم به اصل موضوع؛

پس دیدیم که جامعه همیشه گله وار بدنبال عقاید و تفکرات مد شده می رود و تا آن زمان  به حقوق مد نشده ی یکدیگر احترام نمی گذارد.
بنده فقط می خواهم خیلی گذرا به یکی از آن گروه ها که حقوق اجتماعی شان اصلا دیده نمی شود اشاره کنم.
حقوق اجتماعی کسانی که به یک ماده مصرفی مخدر عادت کرده اند(معتاد)

اگر خیلی گذرا در ذهن تان به حضور کاراکتر شخص معتاد در فیلم های تلویزیون و سینما و شبکه خانگی دقت کنید خواهید دید که اصلا پیش نیامده که این کاراکتر, به عناوین مختلف , تحت توهین و تحقیر و تمسخر قرار نگرفته باشد.
درواقع هر جا فیلمساز می خواهد یک حیوان توسری خور برای فیلمش پیدا کند آسان ترین نقش , نقش معتاد است.
چرا؟؟؟
فقط برای اینکه از نظر قانونی جلو اش  گرفته نخواهد شد. و برای اینکه در قانون , معتاد همپای سارق و قاتل و قاچاقچی و غیره , بعنوان یک مجرم شناخته می شود.
برخی ها هم خیلی خیلی به معتادین حال می دهند و در رسانه اعلام می کنند که معتاد بیمار است نه مجرم. البته کاچی به از هیچی.  اما همین هم یک تجاوز به حقوق معتاد حساب می شود.
مگر نه اینکه معتاد کسی است که با دست خودش و به هزینه ی خودش به جان و مال خودش در حد معینی ضرر می رساند , به دلایل شخصی؟؟؟!!!
آیا همین کار را کسی که قرص اعصاب می خورد نمی کند؟
یا کسی که یکسره با خود جوش می زند و دائما اعصاب خودش را برای موضوعات مختلف خرد می کند؟
یا کسی که برای یک مشکل جسمی از مسکن طولانی مدت استفاده می کند؟
یا کسی که از شدت رقابت و حسادت , چپ و راست اتومبیل و خانه و دکوراسیون عوض می کند؟
یا کسی که یکسره پای چت و اینترنت و تلویزیون و رسانه ها به جسم و اعصاب خودش آسیب می رساند؟
یا کسی که دائما در حال بازی با بازی های رایانه ای است؟
یا کسی که عشق مد دارد و دائما در تب و تاب عادت به مد عوض کردن است؟
یا کسی که عادت به خوردن دائم چربی حیوانی و قند و نمک دارد و دائم مال اش را در راه آسیب به جانش به خطر می اندازد؟
یا کسی که عشق فوتبال و سینما است و زندگی اش را در این راه هدر داده است و می دهد؟
یا کسی که دائما عادت دارد به خوردن نوشابه و چیپس و پفک و غیره.
و...

اگر نیک بنگریم خواهیم دید اکثر موارد فوق برای شخص و جامعه , نامفید و یا مضر بودند و اشاعه و رشدشان نیز به ضرر فرد و جامعه است. و جالب اینکه در خیلی از موارد به اندازه ی معتادان به مواد مخدر , نمی توانند و نمی خواهند دست از عادت شان بردارند برای همیشه.

البته بحث این نیست که اعتیاد به مواد مخدر بد نباشد یا این موارد بالا باید قطع شوند...

موضوع این است که چرا همه ی ما در جامعه و خصوصا در رسانه ها به خود اجازه می دهیم که هر توهین و تمسخری که بخواهیم به معتادها نسبت بدهیم. مثلا در فیلمها هر چه معتاد است دزد و دروغگو و پست و آشغال و نفهم و فریبکار و خیانت کار و جانی و وحشی و منفی کار  معرفی می شود.
آیا در زندگی روزمره مان هم همین موضوع صدق می کند؟
آیا هر چه معتاد است موارد بالا را انجام می دهند؟
آیا تمام معتادها قاتل و دزد و پست و پلید و خیانت کار و جنایتکار اند؟؟
آیا علم هم ثابت کرده که مثلا تریاک در بدن انسان تاثیری می گذارد که فرد بدون اختیار , خود بخود دزد و جانی و پست می شود؟
البته که نه...
پس خیلی که بخواهیم به معتادها گیر بدهیم باید همان واژه ی معروف را تکرار کنیم که معتاد بیمار است نه مجرم.
پس معتاد مثل کسی است که مثلا برای سرطان و آسم و دیابت اش مجبور است دارویی را - ولو گران - تهیه و مصرف کند.
البته این موضوع از لحاظ قانونی به مقاله ی بنده اصلا مربوط نمی شود و بحث قانون بحثی است تخصصی که در حیطه خودش بررسی می گردد و بنده نمی توانم اظهارنظر کنم چون نه دانشش را دارم و نه حوصله ی دنباله پیدا کردن هایش را.

مقاله ی بنده فقط می پردازد به افراط بیش از حدی که در رسانه ها و فیلمها بر علیه افراد معتاد انجام می شود.
باید بپذیریم که معتادها یک گروه مشخص مثل اسب ها نیستند که به خود اجازه ی محدود کردن شان را بدهیم. یک فردی که به فلان ماده(مثلا تریاک یا سیگار) معتاد شده , قطعا دارای وجهه و جایگاهی اجتماعی است که طی آن با شغل اش که از آن کسب درآمد نیز می کند , برای خود و جامعه مفید می باشد.
مثلا یک مهندس یا مکانیک خودرو یا رفتگر یا پزشک یا خیاط یا کارگر و یا هر شخص دیگری می تواند به هر دلیلی معتاد باشد.
پس یک فیلمساز یا برنامه ساز حق ندارد همه را به یک عنوان براند و توهین کند.
باید تکلیف مان را مشخص کنیم که تعریف مان از معتاد چیست؟
آیا منظورمان از معتاد کسی است که هیچ شغلی ندارد و نیز هیچ فایده ای برای خود و دیگران ندارد و فقط مثل زالو به جان یکی دیگر افتاده و دائم در حال مصرف است؟؟
(این حالت بیشتر در بین معتادان خراباتی کراک و شیشه و مواد جدید صنعتی پیدا می شود)

یا اینکه منظورمان هر کسی است که به هر دلیلی و در هر سطح واندازه ای , از ماده ای اعتیادآور استفاده می نماید بدون اینکه سربار دیگری باشد.
(این حالت بیشترین تعداد معتادان را تشکیل می دهد)

حال اگر دومی را متعصبانه و یکطرفه به توهین و تحقیر و تمسخر بکشیم آیا به حقوق واضح انسانی و اجتماعی و شهروندی شان تجاوز نکرده ایم؟؟ آیا یک هنرمند یا یک نویسنده یا یک جامعه شناس یا یک متفکر امور اجتماعی  نباید این را بداند و بفهمد؟؟؟؟
آیا خبر داریم که با بی آبرو کردن همه ی معتادها  چه آتشی به زندگی این انسانها می زنیم؟ آیا می دانیم که با پست شمردن ایشان در رسانه چه باری از شکست و تحقیر و انزوا و عقده و بی آبرویی را به یک فرد و خانواده اش تحمیل می کنیم؟
آیا از اشک های کودک یا نوجوانی که بخاطر تمسخر همکلاسی هایش - بابت بوی سیگار پدرش بر لباسش - در سکوت می غلتد آگاهیم؟
آیا آن کودک حق ندارد از خودش بپرسد که اگر پدر من سیگار یا تریاک می کشد از جیب خودش است پس به دیگران چه مربوط است که ما را آدم حساب نمی کنند؟!
آیا این درست است که همیشه در فیلم ها معتادها را بسیار وحشی و بداخلاق با همسر و فرزندان شان نشان دهند؟ بخدا قسم تا جایی  که من تحقیق کرده ام , پدر و مادرهایی که  تریاک مصرف می کنند بسیار خوش اخلاق تر و دلسوز ترند نسبت به خانواده شان. اما بخاطر تبلیغات وحشتناکی که علیه شان در رسانه ها و در جامعه شده , بقیه خیال می کنند که آنها بداخلاق اند.
باز هم می گویم که من نمی خواهم از اعتیاد دفاع کنم که باید بسیار نادان باشم اگر این کار را بکنم. فقط می خواهم از حقوق معتادها دفاع کنم در برابر دروغ هایی که به ایشان هر روز بسته می شود.

اما نکته ی بسیار مهم تر این است که در اغلب موارد , معتادها نمی توانند ترک کنند چون علم پزشکی در این زمینه هنوز به پاسخی کامل و درمانی محکم نرسیده است. پس چرا به خودمان حق می دهیم که به کسی که در بند یک بیماری لاعلاج اسیر آمده توهین کنیم. هر چند که خودش این اشتباه را کرده باشد. مگر در برخی موارد , فردی که به سکته ی مغزی دچار می شود , توسط خودش با افراط در تغذیه نامناسب , به این دام نیافتاده؟؟ همینطور ایدز و برخی دیگر از بیماری های لاعلاج یا صعب العلاج.
پس باید بگوییم چون تقصیر خودش بوده مجبور است اراده کند و یکباره معجزه کند و خوب شود وگرنه بی غیرت است و بی اراده و کذا و کذا...

باید درک کنیم که یک معتاد با آبرو نمی تواند ترک کند چون در پزشکی این موضوع هنوز حل نشده است. و این ترک نکردن هیچ ربطی به اراده و غیرت و این مزخرفات ندارد. اینجا فقط علم است که باید راه بگشاید نه توهین و محکوم کردن و تحقیر و به انزوا و حقارت کشیدن ایشان.

امید که روزی نه چندان دور بفهمیم معتادان مجرم نیستند بلکه علم جوابگو نیست و بفهمیم که باید به حقوق اجتماعی و انسانی شان احترام بگذاریم.

قانون , مسئول امنیت و عدالت عمومی در جامعه است پس باید کارش را بکند و می کند(روی مقاله من به هیچ وجه متوجه قانون نیست چون در حیطه ی دانش و حوصله ی بنده نیست)...

اما تک تک ما مردم , مسئول فرهنگ و انسانیت , در جامعه ایم پس باید به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم.


عزیزان مذهبی را ارجاع می دهم به یک کتاب و یک آیه از قرآن کریم؛
***کتاب رساله ی حقوق امام سجاد.
***آیه ی؛   کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.
(همه تان نگهبانید و همه تان از نگهبانی تان پرسیده خواهید شد)

و عزیزان غیرمذهبی را یادآوری می كنم به زمانهایی كه حقوق زنان و كودكان، كاملا خنده دار بود و غیرعاقلانه. اما آیا واقعا خنده دار و غیرعقلی بود حقوق زنان و كودكان؟!

من فقط خواستم در این مقاله بگویم؛ ما مردم , وظیفه ی انسانی و اجتماعی داریم که به حقوق معتادها احترام بگذاریم.




(( جلال دامن افشان ))





پی نوشت؛


گر می  نخوری , طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن  تو حیله و دستان را

تو غره به آن مشو که  می   می نخوری
صد لقمه خوری که  می  غلام است آن را
خیام




نوع مطلب : نوشتارها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 11:24 ب.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I truly appreciate
your efforts and I am waiting for your further write ups thank you
once again.
شنبه 12 فروردین 1396 01:59 ب.ظ
That is a really good tip especially to those new
to the blogosphere. Brief but very precise information… Many thanks for sharing this one.
A must read article!
پنجشنبه 23 آبان 1392 02:42 ب.ظ
سلام هر چه قدر که آدم مقاله شما رو می خونه خسته نمیشه ممنونم از پیشنهادتون به زودی یک پست در این رابطه می ذارم
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار....
از لطف بیکران تان ممنونم بانو....
امید که مفید بوده باشد...
.
.
من هر روز با افتخار به وبلاگ تان سر می زنم.
سه شنبه 21 آبان 1392 01:27 ب.ظ
سلام کاکوجلال

کفاره ی شرابخوری های بی حساب

هشیاردرمیانه ی مستان نشستن است

سرت سلامت دلت آرام
جلال دامن افشان...
سلام بزرگوار...
دوشنبه 20 آبان 1392 05:42 ب.ظ
سلام مقاله فوق العاده ای بود یعنی کنار کتابم لینک دریافت نداشت دریافت رو بزنید دانلود میشه البته اول باید عضو بشین از اینکه به حرفم اهمیت دادین ممنون باعث افتخارمه درباره کتابم نظر بدین موفق باشید
جلال دامن افشان...
سلام.
ممنونم...
.
عضو شدم...
اما نه تونستم دانلود کنم و نه مطالعه...
هم دیشب امتحان کردم و هم امروز عصر...
پنجشنبه 16 آبان 1392 02:05 ق.ظ
سلام امیدوارم نقدم ناراحتت نکنه.
اولامعتادشایدبیمارباشه وپرهیزازبیماری که بقیه روممکنه آلوده بکنه بدنیست.
دوما شایدشماصحیح می فرماییذامااگرفرد معتادروعادی جلوه بدهنددقیق مثل این می مونه که فردی که سرما جورده رو بگیم سرما نخورده وعادیه درحالی که هرگزاین طورنیست.ممنون بهم سرزدی رفیق.
جلال دامن افشان...
نه عزیز!!
ناراحتی چرا؟؟؟
مقاله و کتاب و شعری که نقد و سرکوب و به چالش کشیده نشه که به حقیقت نزدیک نمیشه....
ممنون که نقد می کنید...
.
.
من نمی گم اعتیاد رو عادی نشون بدن....
میگم با عنوان معتاد بودن , به حقوق انسانی و اجتماعی شون تعرض و تجاوز و بی اعتنایی نکنن....
دقت کردی اگه یه آدمی که کمی لباش تیره است برای هر موضوعی با هرکسی جروبحث کنه , طرف مقابل اول بهش فحش میده که برو معتاد فلان فلان شده و بعدش هم زنگ میزنه به پلیس که بیایین معتاد بگیرین...
حالا موضوع سر مثلا پارک اتوموبیل بوده یا صف نونوایی اما چون عنوان معتاد بودن , دائما در این جامعه مسخره و سرکوب میشه این اوضاع پیش میاد...
.
.
پاینده باشی دادو جان...
سه شنبه 14 آبان 1392 06:03 ق.ظ
میدانی داداش, ان مشکلی که در محصولات نمایشی و سینمایی اشاره بخش به این برمیگردد که دست اندر کاران سینمایی و نمایشی تنبل و راحت طلب تشریف دارند و حاضر نیستند وقت و هزینه برای کارهای تحقیقاتی کنند و میخواهند سریع پروژه جمع کنند و تبدیل به پول کنند!
اگر سینماگری میخواهد به اعتیاد اشاره کند انصافا بایست به هر دو جنبه بپردازد و مثلا:
اگر میخواهد معتاد خلافکاری را نشان دهد یک معتاد غیر خلافکار هم نشان دهد و به همین سیاق اگر میخواهد یک ادم غیر مذهبی نابهنجار نشان دهد یک ادم مذهبی نابهنجارهم نشان دهد و این طوری مطلق انگاری رواج پیدا نکند.
لزوما هر کی چادر میپوشد ادم به اصطلاح نجیبی نیست و برعکس!
مطلق انگاری در سینما بایست انحطاط اخلاقی جامعه میشود و مردم سطحی نگر میکند چرا در کشوری مثل ایران که سطح ای.کیو پایین (80) است مردم توان درک این مسائل کم دارند!
جلال دامن افشان...
کاملا درست است...
فیلم و هنر و سینمای ما سالهاست افتاده دست عده ای غیرمحقق و غیرهنرمند که اصلا خبری از درون جامعه ندارند و گویا برای یک جامعه دیگر برنامه می سازند نه برای ایران کنونی...
.
.
یک نکته ی دیگر هم موثر است در این تجاوزی که فیلمسازان به حقوق و آبروی معتادها می کنند...
و آن این است که قانون یقه شان را نمی گیرد...
اگر قانون به آنها گیر می داد آنوقت می دیدیم که دیگر اینقدر توهین و تحقیر یکسویه در کارشان بروز پیدا نمی کرد...
.
.
این مطلق انگاری که شما گفتید در خیلی از جاها و موارد مختلف , به جامعه ی ما آسیب های جدی رسانده است متاسفانه...
.
.
بسیار سپاسگذارم مهرای گرامی....
نظرات شما بزرگان همیشه باعث شده که موضوعات مقاله های بنده , کاملتر و درست تر گردد....
.
شاد و پیروز باشید.
سه شنبه 14 آبان 1392 05:57 ق.ظ
اشتباهات نگارشی و تایپی ام را اصلاح کن لطفا داداش.
در مورد مصرف مواد مخدر با مواد دخانی و ناس فرق یکند.
متاسفانه سیگار به دلایلی مصرفش ازاد و ارزان است.
موادمخدر و قرصهای روانگردان خیلی گران هستند با توجه به دفعات مصرف در شبانه روز.
یکی از بستگانم متاسفانه به ساهاست به انواع مواد مخدر معتادست و مدی است به شیشه روی اورده.
من میدانم مصرف این ماده مخدر وحشتانک است و نجات از ان هم تقریبا غیر ممکنست در شرایط معمولی ترک اعتیاد. وی ادم در کل خوبی بوده و من زمانی خیلی دوستش داشتم و حتا امورزه هم حاضرست فدایی من باشد ولی دیگر از چشمم افتاده است. چند سر کردم کمکش کنم ولی او حاضر نیست ترک کند.
نه دوست من معتادانی که منبع درامد مطئن و خوبی ندارند اغلب دست به خلاف میزنند.
من موارد موثقی دارم که دست به خلافهای بدی همچو خودفروشی و جااندازی میکنند.
موردی چند سال پیش یکی از دوستان سابقم که متاسفانه بعدا معتاد شد گفت که به خانه یی رفتن شوهر و برادر زن زن نگون بخت برای تهیه مواد در اختیار دیگران میگذاشتند.
این واقعیت دارد.
با این وجود دلیلی نمیشود به صورت پیشفرض معتادان را خلافکار و مجرم بدانیم و در کلیت مطلب شما موافقم.
جلال دامن افشان...
قبلا هم گفتم دادا جان...
بدبختانه این میهن بلاگ به ما اجازه ی ویرایش کامنت ها را نداده...
.
.
بله حرف شما درست است اما درباره ی اعتیاد به مواد جدید و صنعتی(کراک و نخ و شیشه و قرص و...)
اما درباره ی تریاک و شیره و تنباکو و ناس و امثالهم امکان ندارد معتاد دست به این خلاف ها بزند...
.
.
اصل همان کلیت مطلب است برادر...
احترام به حقوق انسانی و اجتماعی معتادها...
سه شنبه 14 آبان 1392 05:49 ق.ظ
در مورد اینکه معتادان افرادی فقیر یا بیپول هستند چندان درست نیست لااقل در ابتدا اینها بعیدست چنان فقیر و بیپول باشند, چرا که تهیه مواد مخدر بسیار رگان است با توجه تعدد مصرف و گاه یک کارگر معولی ناتوانست چنین هزینه سنگینی متقبل شوند و به همین دلیل این افارد به دسته تقسیم میشوند,
کسانی که دارای مبع درامد بالایی هستند, مثلا دراای ملک و املاک و تولیدی و کارخانه یا وابستگانی و والدین پولدار هستند تا از پس هزینه سنگین مصرف مواد برایند
دست دیگر که از منابع گفته بالا برخوردار نیستند مباردت به خلافکاری میکنند. اینها ممکنست دست به دزدی و انواع خلافکاریهای مالی چون اختلاس و کلاهبرداری و رشوه گیری بپردازند یا ساقی و فروشنده مواد شوند و یا جاانداز یا خود فروش برای روسپیگری کنند!
ان جنبه یی که در روایتهای سینمایی اشاره کرده اید متوجه دسته دوم معتادان است.
جلال دامن افشان...
من تابحال ندیده و نشنیده ام که یک معتاد به تریاک و سیگار و تنباکو برای اعتیادش دزدی و روسپیگری و بی آبرویی و دروغگویی و غیره کند...
اما متاسفانه در فیلم ها و برنامه ها همه را به یک چوب می زنند و طوری نشان می دهند که همه معتادها این کارها را انجام می دهند...
من در این جامعه زندگی می کنم و در زندگی ام همه نوع معتاد را دیده ام و بخوبی می دانم که معتادها همه بی آبرو و مضر نیستند...
(((بازهم به تفکیک اعتیاد سنتی و صنعتی تاکید می کنم)))
گرچه که برای همه شان حقوق انسانی و اجتماعی باید رعایت گردد....
سه شنبه 14 آبان 1392 05:37 ق.ظ
متاسفانه در جامعه ی معمولی ما, تعدادی در گذشته و حال معتاد بوده و هستند.
خود من مشاهدات بدی از انها دارم. برخی ها اعتیاد به شیشه پیدا کرده اند.
راحت کنم و بگویم من با جان و روانم بخوبی فاجعه اعتیاد را درک کرده ام!
بخوبی به عمق فاجعه اعتیاد پی برده ام. میدانم و بلکه باور دارم اعتیاد نابود کننده جوامع بشری است بویژه مواد مخدر و دخانیات و مشتقاتش چون ناس و قرصهای روانگردان و امثالهم!
ولی با همه اینها دلیلی نمیشود ما مطلق انگار باشیم و همه به یک چوب برانیم.
جلال دامن افشان...
بله بزرگوار...
بنده نیز در طول مقاله به گونه های مختلف سعی کردم بگویم که مقصودم مواد مخدر صنعتی نیست...
بلکه معتادهایی که اعتیادشان را آبرومندانه ادامه داده اند...
سه شنبه 14 آبان 1392 05:11 ق.ظ
سلام.
حقوق انسانی برای همه یکسان است. مثلا:
حق احترام متقابل, یعنی وقتی کسی به شما احترام میگذارد یا لاقل بی احترامی نیکند, فارق از اینکه چگونه انسانی است , شایسته احترام است یا لاقل بی احترامی بدو نشود.
این نکات بالا از بدیهیات عقلانی و اخلاقی است و اصلا نیازی نیست انرا رده بندی کرده و برای یکایک افراد جامعه برشمرد و بر این اساس معتادان در نگاه و جایگاه انسانی حقوق برابر با دیگران دارند.
ولی وقتی شخص سیگاری در محل بسته یی مثل اتومبیل و یا خانه و حولی و اتوبوس و قهوه خانه و امثالهم مبادرت به استعمال سیگار میکند, به حقوق دیگران تجاوز کرده است و مبایست با او برخورد مناسب صورت گیرد و متاسفانه به دلییل ترس از فحاشی و برخورد خشونت امیز این قبیل افراد کمتر کسی جرات میکند به اینها افراد اعتراض کند و حتا جرات کند بگوید آقا/خانم لطفا سیگار نکشید!!
جلال دامن افشان...
سلام.
بسیار درست می گویید....
.
بحث من این است که مثلا در مورد مثال شما؛
بگوییم آقا سیگارت را خاموش کن...
اما نگوییم ؛ مردک معتاد و سیگاری!! سیگارت را خاموش کن...
.
این دو خیلی متفاوت است...
در حالت دوم با دادن یک عنوان و تحقیر بابت آن عنوان , با او برخورد کردیم...
.
مثل اینکه وقتی رییس بانک زباله ای را بریزد داخل خیابان به او بگوییم مردک نزول خور!! آشغال نریز...
دوشنبه 13 آبان 1392 12:45 ب.ظ
در مورد افراد سیگاری و تریاکی و تنباکو و شیره ای که نوشتید،درسته باید احترام گذاشت و شخصیتشون رو خدشه دار نکرد،اما اینها همه ناهنجاریه و نمیشه خودمونو گول بزنیم واز همون سیگار،شروع میشه...پدرهای قدیم،بعد از سیگار،به همون قلیان یا تریاک،اکتفا میکردند،افراط هم در مصرفش نمیکردندو اکثراً برای معالجه و تسکین بیماریهاشون تریاک مصرف میکردند.اما فرزند همون پدر،امروزه دیگه سراغ تریاک نمیره، میره سراغ حشیش و شیشه و کراک...مضاف براینکه علم پزشکی ثابت کرده ژن اعتیاد یک فرد معتاد(به هرچیز)به فرزندانش هم منتقل میشه و زمینه اعتیاد در اونها وجود داره و محیط خانواده ای که پدر،حتی تنها سیگارمیکشه،عوامل بروز اعتیاد برای فرزندانش را ناخواسته فراهم میکنه...حالا این پدر سیگاری یا تریاکی،هرچقدر هم باعاطفه و خوش اخلاق و محترم باشه.
جلال دامن افشان...
سپاس...
.
.
باز هم دلیل نمی شود که به حقوق حقه ی انسانی و اجتماعی شان بی حرمتی و توهین کنیم...
شکی نیست که اعتیاد یک بدبختی بزرگ است...
اما شکی هم نیست که یک بدبختی شخصی است و به دیگران مربوط نمی شود که بخواهند به معتادها توهین کنند...
.
روی مقاله ی بنده با تمام معتادانی است که اعتیاد را در خانه شان بصورت یک مسئله ی شخصی حفظ کرده اند و باآبرو هستند...
.
درمورد اینکه اعتیاد پدر محیطی منجر به اعتیاد رو برای فرزندان ایجاد میکنه باید بگم کاملا باهاتون موافقم...
اما مگه دروغگویی و حسادت و ریاکاری و کلاهبرداری و بی سوادی و بداخلاقی و امثالهم در والدین هم , همین ها رو در فرزندان تولید و تشدید نمی کنن؟؟؟
پس باید اعتیاد رو هم در همین گروه ها بزاریم و محکوم کنیم نه اینکه کاملا مجزا و عنوان دار به معتادها حمله می کنیم...
انگار فقط اونها هستند که بد و مضر اند برای خانواده شون.
.
اگه بحث ضرر به خانواده و جامعه باشه , باید اول یقه ی سوپراستارها و فیلم های مزخرف جدید سینما رو بگیریم که بیشترین گند رو دارن به فرهنگ خانواده و جامعه میزنن...
.
.
البته خواستم پاسخ کامنت شما رو بدم اما موضوع به این سمت کشیده شد بانو...
این توضیحات من , به کامنت باارزش شما دخلی نداره و درواقع اضافاتیه بر مقاله...
.
.
ممنونم از نظر تکمیلی ارزشمندتون ترمه خانم...
دوشنبه 13 آبان 1392 12:35 ق.ظ
حالا آیا یک بیمار سرطانی یا ام اس یا دیابت،که به قول شما ناخواسته دچار این بیماری شده،حاضر میشود برای تهیه داروی خود،بستگانش را آزار دهدویا دزدی کند؟...چند سال پیش،در همسایگی ما مردمعتادی بود که گوشواره دختر کوچکش را از گوشش درآورد و برای تهیه موادش،فروخت و هر روز، همسرش را مورد ضرب و شتم قرارمیداد چون میخواست اسباب و سایل منزل را ببرد برای فروش و تهیه موادش...چه باید کرد؟!...مردم اینها را می بینند که به چشم یک حیوان به فرد معتاد نگاه میکنند...غافل از اینکه این بختک هیولایی اعتیاد، به هیچ وجه از روی یک معتاد برنمی خیزد و به قول شما متأسفانه علم پزشکی هنوز،راه حلی برای سرکوب و مهارش،نیافته است...نگاه جدیدشما به این قشرآسیب خورده جامعه،ستودنیست...امید که دست اندرکاران،راهی برای پایان بخشیدن به معظل اعتیاد بیابند...پیروز و سربلند باشید.
جلال دامن افشان...
کاملا درست می فرمایید.
مواد مخدر جدید و صنعتی وحشتناک اند...
اینجا دیگر فقط باید به علم پزشکی چشم بدوزیم که کاری بکند...
نه به پزشکها که از علم پزشکی جدید هم بی خبرند و هنوز داروها و تجویزها و تشخیص های 40 سال پیش را پس می دهند...
بلکه به علم پزشکی که کشف کند و اختراع کند یک روش و دارو و راه جدید را در این باره...
هر چند که مطمئنم دست های مافیا در هیچ جای جهان این اجازه را نخواهند داد...
.
فروش مواد مخدر صنعتی بسیار بسیار بسیار سودزا است...
.
.
خیلی ممنونم بزرگوار...
توضیحات شما باعث شد که بنده نیز شرح بیشتری بدهم این موضوع را که مقصودم از معتادهای باآبرو مخصوصا چه کسانی بوده...
و نیز تفکیک کردیم دو گروه معتاد را...(سنتی و صنعتی)
.
.
پاینده و سالم و شاد باشیم.
.
.
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد...
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد...
دوشنبه 13 آبان 1392 12:22 ق.ظ
اما نکته قابل توجه اینجاست که یک فردسیگاری، هیچگاه برای تهیه سیگارش،بستگانش را موردضرب و شتم قرارنمیدهد یا دزدی نمیکند اما معتاد به کراک یا شیشه،چون به مرور زمان در اثر استفاده ازین مواد،توانایی جسمی و روحیش را ازدست میدهد،قادر به فعالیتهای شغلی نیست و یا به خاطر وضعیت ظاهری و جسمی اش،کاری به او داده نمیشود...پس به هروسیله ای که شده مواد خود را باید تأمین کنند...خوب،این است که از چشم اقشار جامعه می افتند و مردم با نفرت به آنها نگاه میکنند و نمی دانند زیر این چهره،شایدمهندس یا دکتر یا تاجر ووو باشد که الان به این وضع ناهنجار،دچارشده...ادامه
جلال دامن افشان...
بله قبول دارم...
همه ی آن حرف هایی که از بدی های معتاد به خانواده اش می گویند مربوط می شود به همین مواد مخدر صنعتی لعنتی و جدید....
وگرنه هیچ معتاد به تریاک و سیگار و تنباکو و مواد سنتی این کارها را نمی کنند....
اما متاسفانه فیلمسازان و برنامه سازان ما اصلا به این موضوع توجه نمی کنند...
مثلا رامبد جوان در سریال طنز مسافران میگفت؛ مرد معتادی برای 25 گرم تریاکش زن و بچه اش را کشت...
من نمی دانم باید به امثال این آقا که نه هنرمندند و نه جامعه شان را می شناسند و نه دست از گند زدن برمی دارند چه بگوییم؟؟؟؟
.
.
خلاصه خواهرم...
مقصود بنده معتادین به مواد سنتی و باآبرو بود....
البته همه ی معتادین به سایر مواد هم بد نیستند ولی بد در میان شان زیاد است.
دوشنبه 13 آبان 1392 12:20 ق.ظ
عرض سلام و خسته نباشید
.
مقاله انسان دوستانه و غمگینانه ای ست...از معظل بزرگ اعتیاد در جامعه صحبت کرده ایدو انواع عادتها را بیان کردید...عادتهایی که کاهاً پیامدهای ناخوشایندی بدنبال دارند...تمسخر معتادین توسط کاراکترهای سینما،جای تأسف بسیار دارد...واقعاً اعتیاد،بیماری ناعلاج و ناهنجاریست و یک هیولاست...بخصوص موادمخدر جدید، که هیچگاه قابل مقایسه با سیگار و تریاک نیستند.ادامه
جلال دامن افشان...
سلام.
من بخاطر اینکه مقاله یک سو نگر نباشد نتوانستم این موضوع را تذکر بدهم اما حالا که شما فرمودید می گویم؛
اصل بحث من درباره ی معتادین به تریاک و سیگار و مواد سنتی و قدیمی بود....
.
.
سپاس.
یکشنبه 12 آبان 1392 08:52 ب.ظ
سلام استاد
نمی دونم چی باید بگم که شایسته ی ستایش این حکمت و دانایی باشه
بسیار حکیمانه و ظریف به این موضوع نگاه کردین.

هرسرو که در چمن برآید
پیش الف قامتت نگون باد
"حافظ"
جلال دامن افشان...
سلام.
سپاسگذارم...
امیدوارم که مفید و درست بوده باشه...
.
.
ما به آن مقصد عالی نتوانیم رسید...
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند...
حافظ
یکشنبه 12 آبان 1392 08:40 ب.ظ
حقوق اجتماعی معتادها بحث جالب و به جایی ست . اعتیاد وقتی که زندگی عادی فرد رو تحت تاثیر قرار بده و از شکل عادی خارج کنه به صورت یه معضل و مصیبت در میاد. جلال عزیز در خیلی از موارد فرد با مصرف بیش از حد مواد دست به کارهای وحشتناکی زده و به گونه ای که اطرافیان فرد امنیت جانی نداشتن .پس ناخوداگاه هیچ کس تصور خوبی از فرد معتاد نداره .لاابالی گری این ادمها به طور جدی به زندگی خودشان و اطرافیانشون اسیب زده . پس اصلا نمیشه انتظار داشت که دید اجتماعی خوبی نسبت به این افراد دید ...من برای یه تحقیق ببه یه مجتمع ترک اعتیاد بانوان رفتم . واقعا از دیدن این ادما متاثر شدم . اکثرشون سکس ورکر بودن . واقعا کاری براشون نمشد کرد . فقط متادون بهشون میدادن و سعی داشتن که یه حرفه ای بهشون یاد بدن که زندگیشون رو تامین کنن ولی عملا غیر ممکن بود .برای همین تمام کیلنیک های ترک اعتیاد کاری که میکنن اینه که داروی متادون که یه نوع ماده مخدر کم خطر تر هستش رو در اختیار معتادها قرار میدن تا طرف هرویین و کراک واین مزخرفات نرن . یعنی عملا پذیرفته شده که یه معتاد نمیتونه ترک کنه...حالا بخوایم انتظار داشته باشیم به این قشر احترامی هم گذاشته بشه کمی سخته ...البته من به طور کل با حرفت موافقم . ولی نوع زندگیشون کاملا اونها رو مطرود کرده.
مرسی برای این مقاله
جلال دامن افشان...
سلام همساده خوبم...
مقصود من معتادین به مواد سنتی از قبیل تریاک و سیگار و تنباکو و شیره بود....
اون معتادینی که شما دیدی قطعا صنعتی کش بودن...
البته نباید اونا رو هم چپ و راست مسخره کرد و باید علم پزشکی یه راهی واسشون پیدا کنه...
اما درباره ی معتادین آبرومندی که مواد سنتی رو استفاده می کنن باید دیدمون رو عوض کنیم...
.
.
.
ممنونم از لطفت...
چقدر خوبه صبح پاشی ببینی دخترهمساده واست یه نامه انداخته تو حیاط...
بعد بازش کنی ببینی درباره ی حقوق اجتماعی معتادهاست...
.
.
روز خوبی داشته باشی بزرگوار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :